اهم سخنان مصطفی کواکبیان از این قرار است:

• برای تشکیل پارلمان اصلاحات‌، رای‌گیری در کار نیست. مثلاً ٥٠ حزب اصلاح‌طلب داریم. بر این اساس، ابتدا هر حزب، حدود ٣٠ نفر از اعضای خود در سراسر کشور را انتخاب، و معرفی کند. در مرحله بعد بنابر شاخص‌های فعالیت‌های احزاب ازجمله تعداد کنگره‌هایی که برگزار می ‌کند، اینکه آیا ارگان انتشاراتی دارد یا خیر، دفاتر استانی دارد یا خیر، شورای مرکزی و مجمع عمومی آنها تا چه میزان فعال است و مسائلی از این دست، می‌توانند تا ١٥٠ نفر دیگر سهمیه داشته باشند و اعضایشان را به پارلمان اصلاحات بفرستند.

• هم‌اکنون ٢٥ حزب داخل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستند، ٢٥ حزب اصلاح‌طلب هم خارج از شورای هماهنگی هستند و در نتیجه این ٥٠ حزب می‌توانند هر کدام ٣٠ عضو معرفی کنند و درنتیجه حداقل اعضای پارلمان اصلاحات یعنی ١٥٠٠ نفر تشکیل می‌شود. ٢٥٠٠ عضو دیگر نیز می‌توانند توسط احزاب مختلف معرفی شوند که در این راستا شاخص‌هایی تعیین شده که اگر حزبی این شاخص‌ها را داشته باشد، می‌توانند از حداکثر سهم خود استفاده کند تا نهایتا به ۴۰۰۰ نفر برسیم و یک خرد جمعی تصمیم‌گیرنده خواهد.

حزب کارگزاران از این ایده حمایت کرده و گفته که موافقیم. منتها نوع تلقی آن‌ها متفاوت است و می‌گوید این طرح می‌خواهد جایگزین شورای مشورتی آقای خاتمی شود.

• مردم، منتخبان، اصلاح‌طلبان و بدنه جریان اصلاحات تصمیم‌گیرنده باشند، نه چند چهره خاص.

• برخی اعضای شورای‌عالی می گویند که آقا، ما هستیم، شما چرا می‌خواهید این ساختار شورای‌عالی را کنار گذاشته و ساختاری جدید تعریف کنید. اما ما می‌گوییم به‌جای آن‌که چند نفر از بالا تصمیم بگیرند، باید همه بدنه اصلاحات در تصمیم‌گیری ایفای نقش کنند. ما با آقای عارف رفیق هستیم و هیچ مشکلی هم با یکدیگر نداریم اما بهتر است آقای عارف هم به سمت تحزب رفته و یک حزب تشکیل دهد. به هر حال ممکلکت باید حزبی شود.

• یکی از اهداف «پارلمان اصلاحات» این است که ما در نهایت به ٤، ٥ حزب اصلاح‌طلب برسیم. این همه حزب می‌خواهیم چه کار کنیم.

• فکر جمنا خراب بود اما کارش که درست بود. از همه‌جا نیروها را بسیج کرد، ابتدا ٥٠ کاندیدای ریاست‌جمهوری معرفی کرد، بعد ٢٥ تا، بعد ١٠ تا، بعد ٥ تا و درنهایت هم به رئیسی رسید. این چه اشکالی دارد؟ کار دموکراتیک است.