طبق گزارش‌های ابتدایی حاصل از کمیته بررسی سانحه خلبان پرواز سقوط کرده تنها دقایقی قبل از وقوع حادثه با برج مراقبت در تماس بوده و هیچ گزارشی مبنی بر شرایط غیرعادی در هواپیما ارائه نکرده است، اما تنها پس از چند دقیقه این هواپیما با کوه برخورد کرده تا به درگذشت تمام سرنشینان آن منجر شود.

 

گفت‌وگو با یک کارشناس صنعت هوایی نشان می‌دهد که برای این سقوط می‌توان چند سناریوی مختلف را در نظر گرفت.

یکی از اصلی‌ترین این طرح‌ها مربوط به شرایط آب و هوایی می‌شود با توجه به این‌که گزارش‌های هواشناسی حاکی از آن است که امکان قرار گرفتن هواپیما در برخی ابرهای بارور وجود داشته احتمال این‌که هواپیما در لحظه حادثه با تکانه‌های شدید هوایی مواجه شده باشد بسیار زیاد است.

از سوی دیگر با توجه به این‌که برخورد هواپیما به کوه از طریق قسمت پایینی (شکم) هواپیما بوده و نه دماغه نشان می‌دهد که خلبان در لحظات پایانی تلاش می‌کرده با بالا بردن ارتفاع هواپیما شرایط عبور از کوه مقابل را به وجود بیاورد، اما احتمالا با توجه به کاهش ارتفاع حاصل از شرایط آب و هوایی امکان این اتفاق به وجود نیامده است.

این کارشناس به سابقه و تجربه قابل توجه خلبان این پرواز پرداخت و گفت: کاپیتان حجت‌الله فولاد یکی از خلبانان شرکت آسمان بود و با همین هواپیما بیش از ۴۰۰ بار مسیر تهران - یاسوج را طی کرده بود، از این‌رو خلبان به طور دقیق به شرایط مسیر واقف بوده و حتی می‌توان گفت که بسیاری از بخش‌های این محور را حفظ بوده است از این‌رو نمی‌توان صرفا با ادعای اشتباه عامل انسانی مساله سقوط را علت‌گذاری کرد در شرایطی که می‌توان با بررسی دقیق شرایط آب و هوایی مشخص کرد که آیا بحث کاهش دفعه‌ای ارتفاع هواپیما در سقوط اخیر اتفاق افتاده یا خیر.

یکی دیگر از مسائلی که احتمال نقش آفرینی در سقوط اخیر را داشته بحث اختلاف فشار هوای باند فرودگاه یاسوج با فشار هوایی است که به خلبان اعلام شده است. این متغیر که سطح دقیق ارتفاع هواپیما از سطح زمین در فرودگاه مقصد را نشان می‌دهد باید به شکلی بسیار دقیق به خلبان اعلام شود، زیرا در صورتی که کوچک‌ترین اختلافی میان شرایط واقعی با آمار ارائه شده به خلبان وجود داشته باشد، امکان به وجود آمدن اشکال جدی در محاسبات تقرب و فرود وجود خواهد داشت هرچند این موضوع تنها یک فرضیه است و تا زمان بررسی دقیق اطلاعات جعبه سیاه نمی‌توان از آن سخن گفت.