اندیشکده واشنگتن گزارش داد: در این جا یک سوال مطرح می شود مبنی بر اینکه آیا نزدیکی عربستان و چین آغاز کاهش روابط عربستان و آمریکا خواهد بود یا اینکه چین نمی تواند خلأ جایگاه ایالات متحده را برای سعودیها پر کند؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است نزدیکی عربستان و چین در دو سطح اقتصادی و امنیتی را بررسی کرده و انعکاسهای آن بر روابط عربستان و آمریکا را تحلیل کنیم.

از حیث اقتصادی، معاون وزیر تجارت چین در اکتبر گذشته از تصمیم جدی چین و ریاض برای ایجاد یک صندوق سرمایه گذاری به ارزش ۲۰ میلیارد دلار خبر داده و عربستان را بزرگترین شریک تجاری چین در سطح غرب آسیا و آفریقا دانست. در حالی که معاون وزیر اقتصاد عربستان نیز از آمادگی موسسات سعودی برای بررسی سرمایه گذاری در چین سخن گفت، همانطور که چین نیز در این زمینه اعلام آمادگی کرده است. به این ترتیب عربستان می تواند قاعده استفاده از دلار را در معاملات نفتی اش با چین شکسته و براساس واحد پول چین، یوان، این معاملات را انجام دهد؛ تا جایگزینی برای نقش در حال فروپاشی واشنگتن در خاورمیانه داشته باشد.

در یک مکالمه تلفنی بین رئیس جمهور چین و بن سلمان، در نوامبر گذشته، رئیس جمهور چین بر عزم کشورش برای تقویت شراکت استراتژیک خود با ریاض سخن گفت تا بدین شکل با تحولات منطقه ای همراه شود. بویژه آنکه صادرات نفت خام سعودی به آمریکا اخیرا به پایین ترین حد خود در طول ۳۰ سال گذشته رسیده است. در حالی که چین به عربستان اجازه فروش محصولات نفتی اش در دومین بازار جهانی نفت را می دهد.

در سطح امنیتی، برخی تحلیلگران معتقدند عربستان برای به راه انداختن یک جنگ استراتژیک بین دولتهای بزرگ تلاش می کند تا بدین ترتیب از سلاحهای بیشتری بهره مند شده و از امنیت مملکت سعودی حمایت کند. این در شرایطی است که ایالات متحده پاسخ ضعیفی به نیازهای امنیتی و نظامی عربستان در سایه چالشهای امنیتی که با آن مواجه بوده، داده است، مساله ای که دروازه ها را برای چین و روسیه می گشاید تا وزنه خود را در منطقه سنگین تر کرد و مواضع خود علیه واشنگتن را هماهنگ کنند، آنچه که ایالات متحده را به بازیگری بی تاثیر در خاورمیانه تبدیل کرده و یا به کلی آن را از بازی خاورمیانه خارج می کند. عربستان می داند که نمی تواند از نقش آمریکا در زمینه امنیت ملی، به نفع چین، چشم پوشی کند؛ چرا که چین در مقایسه با آمریکا و حتی روسیه التزام سیاسی و نظامی کمتری نسبت به دولتهای منطقه دارد. علاوه بر اینکه واشنگتن قدرت تحمل سنگینی های استقرار نظامی، تحولاتی در این زمینه و تشکیل ائتلاف ها را دارد.

اما چین توان تحمل چنین سنگینی ها و بارهای امنیتی منطقه ای را ندارد و تمایلی به برخورد با ایالات متحده در خاورمیانه، در خود نمی بیند، بلکه از هیمنه آمریکا در آن استفاده می کند، زیرا می داند این عامل موجب امنیت راههای دریایی منتهی به چین می شود.

در بحبوحه درگیری سعودی ایرانی، ایران می داند که در حال حاضر، جایگزینی برای وجود نظامی آمریکا در خلیج فارس، با هدف محدود نمودن نفوذ ایران وجود ندارد، بویژه آنکه روابط بین عربستان و آمریکا در پی انتخاب ترامپ بهبود یافته است تا هر دو برای کاهش نفوذ ایران تلاش کنند.

عربستان سعودی بخوبی می داند که نقشی که چین در رابطه با درگیری سعودی ایرانی ایفا می کند، تنها منفعت خود را در نظر دارد و پکن در آینده از روابط خود با ایران به نفع روابطش با عربستان کناره گیری نخواهد کرد. ریاض همچنین می داند که خطرات جدایی کامل از واشنگتن در طولانی مدت، مصلحتی برای سعودیها ندارد؛ از این رو، برای استفاده از روابط اقتصادی با چین ضمن حفظ رابطه امنیتی اش با واشنگتن تلاش می کند. همانطور که چین و عربستان، هر دو، متوجهند که در سایه وجود پایگاههای نظامی آمریکا در تمام دولتهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس)، ریاض و پکن هیچ یک نمی توانند ایالات متحده را از موضع خود بعنوان یک عنصر تاثیرگذار نظامی در خلیج فارس، به زیر بکشند. بنابراین، عربستان هر دو دولت آمریکا و چین را بعنوان بازار اصلی صادرات نفت خود حفظ می کند و به نظر می رسد که چین، عربستان سعودی و ایالات متحده در آینده اقداماتی در جهت توازن سه قوا در خلیج انجام خواهند داد که منافع مشترک آنها را تامین کند، بدون آنکه هیچ یک از این طرفها به حاشیه رفته یا از صحنه سرنگون شود.