در این نوشتار به ضعف های گفت و گوی زنده رضا رشیدپور با حسن روحانی ‌می پردازیم و اینکه چرا سوالات طرح شده در این گفت و گو در سطح ریاست ‌جمهوری نبود و از طرف دیگر چرا روحانی از چارچوب آنها خارج نشد و آیا ‌فرصتی داشت و میتوانست خارج شود؟

نمونه هایی از همه سوالات و جواب ها و عبارت های کلیدی:‌

۱.‌ سوالات رشیدپور درباره حادثه سانچی و توضیحات روحانی که قبلا توسط ‌مسئولین شرح داده شده بود و چیز تازه ای در بر نداشت وقت زیادی از ‌برنامه گرفت که به زعم مجری مهم ترین اتفاق ماه های اخیر کشور بود!‌

*روحانی اینجا به رندی و سربسته اشاره ای به واگذاری شرکت های دولتی در ‌ازای بدهی به نهادهای دیگر(تامین اجتماعی) در دولت احمدی نژاد داشت و بر ‌کوچک و خصوصی سازی دولت تاکید کرد. ‌

‌ ‌

‌۲.‌ ‌ در سوال مربوط به زلزله حرف های کلی زده شد که اساسا به دولت ها ‌ارتباط ماهوی ندارد.‌

* تنها بخش جدید آن توضیحات روحانی درباره خبر جعلی عدم حضور وی در ‌میان مردم زلزله زده غرب کشور بود و عکس آن هم دقایقی بعد در رسانه ها ‌منتشر شد. روحانی در اینجا مسکن مهر را "قوطی و سرپناه موقت بی امکانات ‌و بی هویت" خواند اما از اشاره به دولت قبل پرهیز کرد.‌

‌۳.‌ ‌ در مساله ارز که اولین سوال جدی این گفت و گو بود روحانی گفت ارتباط ‌با بانک ها و نهادهای مالی دنیا "ایده آل" نیست، اما موضوع را به ‌کارشکنی های آمریکا و اتفاقات اخیر در سست شدن برجام و خطر ‌فروپاشی آن بسط نداد. اما بزرگترین اشتباهش در اینجا رقم خورد. تکذیب ‌قیمت بالای ارز در بازار و تاکیدش بر اوضاع خوب درآمد ارزی دولت ‌بود که دو موضوع کاملا جداست و طبیعتا مخاطب باور نمی کند که بازار ‌نوسانی ندارد.

‌*اولین و آخرین حرف خارج از چارچوب کلیشه ای سوالات و فرم بد گفت و گو ‌را اینجا شاهد بودیم که روحانی تاکید کرد ما به مردم در انتخابات وعده امنیت، ‌آرامش و آزادی دادیم و بر حق اعتراض مردم حتی "در خیابان و به شکل ‌تظاهرات در چارچوب قانون" اشاره کرد اما باز ادامه سخن را به بررسی ‌ناآرامی ها و اعتراضات بسط نداد.

‌۴.‌ در مساله هوای خوزستان حرف جدیدی زده نشد و باز رشیدپور به شایعات ‌فضای مجازی اشاره کرد و روحانی حذف بودجه رفع آلودگی هوا را ‌تکذیب کرد که بعد از گفت و گو هم توسط چند مسئول تکذیب شد. آنجا که ‌روحانی از کمیسیون تلفیق و بودجه سخن گفت باز فرصت داشت که به ‌جراحی بودجه توسط مجلس و مساله مناقشه برانگیز بودجه نهادهای ‌فرهنگی بی خاصیت و خارج از دولت که مطالبه مردم بود بپردازد و از ‌سویی برای مردم باز کند که عملا نصف بودجه در اختیار دولت نیست.‌

‌۵.‌ در مساله صندق های اعتباری غیرمجاز، که سوال به جایی بود روحانی به ‌خوبی جزییات مساله را باز کرد و به درستی گفت که مسئول این معضل ‌دولت ها نیستند اما دولت در اینجا "مسئولیت" پذیرفت تا مردم بدانند پولی ‌که به این ضرردیدگان پرداخت می شود از جیب "همه مردم" می رود به ‌جیب عده ای از مردم که طمع سود بالاتر داشتند. ‌

‌*تاکید چندباره و ظریف وی بر مساوی و معادل بودن واژه های "مردم" و ‌‌"دولت" در اینجا نباید فراموش شود و اینکه مجلس و دولت نماینده مردمند و قوه ‌قضائیه "مجری عدالت".‌

‌۶.‌ در سوال آلودگی هوا، که اصولا در حد گفت و گو با رییس جمهو نبود، ‌روحانی وعده احیاء ۲۵۰.۰۰۰ کامیون فرسوده با کامیون نو در ۳ سال ‌آتی را داد که خوش بین ترین کارشناسان هم محقق شدن آن را بسیار دشوار می دانند.‌

‌۷.‌ در سوال مربوط به فیلتر بودن شبکه های اجتماعی مانند توییتر که اولین و ‌آخرین سوال جسورانه و خارج از کلیشه رشید پور بود، روحانی گفت ‌مسئولیت "آزادی" فضای مجازی با ماست و در دولت زجر زیاد کشیده ایم. ‌

‌ ‌

شاید کسانی که این برنامه را ندیده باشند، باورشان نشود که سوالات مطرح شده ‌در آن همین ها بود که ذکر شد اما واقعا نتیجه گفت و گوی رضا رشیدپور که به ‌گفته خودش آرزوی این را داشت که روبروی روحانی بنشیند تا گفت و گویی ‌چالشی و متفاوت رقم زند، برخلاف قول وی و تاکید چندباره بر خاص و ‌متفاوت بودن؛ چیزی درآمد که ملاحظه فرمودید.‌

رشیدپور ‌برخلاف ادعای خوب، مطالبات مردم ایران و وظایف دولت را نمیشناسد، امری که از ارجاعش به مساله ‌خودروهای هیبریدی که چالش شخصی اش بود نمایان بود. از طرفی وی دائما ‌در کلام خود در سوالات می گفت " جسارت می کنم که میپرسم..." اما اصولا ‌جسارتی مشاهده نشد جز همان سوال درباره توییتر، و حتی سوالات جناح ‌اصولگرا یا منتقد درون حاکمیت را هم از روحانی نپرسید مانند رکود، تورم، ‌اشتغال، برجام، سیاست خارجی و مناقشه حساس با عربستان و حتی خباثت های ‌اخیر آمریکا و ترامپ ... چه برسد به گفته خودش مسائل مهم مردم و کشور در ‌ماه های اخیر. در سالگرد برجام و روزهای آخر نفس کشیدن آن تنها به نفس ‌خوزستان اهمیت داد و اعتراضات دی ماه در کشور را به فیلترینگ آن هم کلی ‌و سربسته تقلیل داد.‌

البته این مصاحبه واقعا "خاص و استثنائی" بود از جنبه تقلیل و فروکاستِ ‌مطالبات و از طرفی تقلیل جایگاه رئیس جمهور در حد ‌‌"شهردار! ایران" یا یک وزیر درجه دوم یا استاندار... که البته خود روحانی ‌مقصر دیگر این ماجرا است. چرا؟

حسن روحانی بعد از سه ماه پرحادثه، بالاخره به روی آنتن زنده آمد. اگرچه ‌قطعا زمان مناسب تر گفت و گو با وی در انتهای حوادث اعتراضی دی ماه بود ‌که خود نیز تمایل داشت و حتی خبرش هم در رسانه ها آمد اما در نهایت به سرانجام نرسید. با توجه به عدم انجام آن ‌مصاحبه در دی ماه و حجم بالای اتفاقات و مطالبات معیشتی و غیرمعیشتی ‌مردمی از وی، از طرفی موقعیت حساس کشور و ناامیدی ها از اوضاع داخلی و خارجی، و صحبت های اخیر وی در هیئت دولت و ‌مراسمی مانند جایزه فارابی و نشست با نمایندگان مجلس که یاد ایام انتخابات و ‌بُعد تهاجمی و منتقد وی را زنده کرد، هیچ مخاطبی انتظار حسن روحانی خنثی، ‌محافظه کار، کلی گو، و جزئی گو در حد خودرو هیبرید و بافت فرسوده! را ‌نداشت.‌

قطعا زمان حدود ۶۰ دقیقه گفت و گو، سوالات طراحی شده و خنثی و بی ‌اطلاعی مجری از سیاست و کشور نقش منفی زیادی داشت اما قطعا خود ‌روحانی بود که این پازل را تکمیل کرد. وی بارها فرصت داشت در همان ‌چارچوب سوالات و کلماتی که خود به زبان آورد مانند حق اعتراض و انتقاد و ‌تظاهرات ، بودجه، آزادی، قاچاق، فیلترینگ و فضای مجازی؛ از کلیشه های ‌فرم گفت و گو و سوالات خارج شود و انتظار و عطش مخاطب و هوادارانش را ‌رفع کند، وجهه تخریب شده خود را در میان حامیان از دست رفته و ناامید احیاء ‌کند، پاسخی به منتقدان جناحی و سیاسی اش بدهد و ... اما مشخص نیست چرا ‌وی فرصت سوزی کرد.

در این گفت و گو روحانی تلاش موفقیت آمیزی داشت که مشکلات را بر گردن ‌دولت های گذشته نیندازد. از طرفی وعده جدیدی ندهد جز ۲ وعده اقتصادی ‌اصولا نامربوط به دولت مانند احیاِ بافت فرسوده و خودروهای آلاینده. و تنها ‌تلاش کرد بر وعده آزادی و امنیت و رفق فقر مطلق و اشتغال تاکید کند اما هیچ ‌تلاشی برای باز کردن و عوام فهم کردن اقدامات دولت های خود حتی در این ‌زمینه ها و بن بست ها و سنگ اندازی های مخالفان قدرتمند سیاسی اش نکرد. ‌