در توضیح بیشتر باید عرض کنم در آن سالها مجاز به انتخاب ۱۰۰ رشته بودیم-شاید حالا هم همین گونه باشد واقعا خبر ندارم- رشته هایی که علاقه داشتیم را اول می زدیم و مابقی برای خالی نبودن عریضه بود مثل همین جغرافی برای من!

سربازی را البته آن سالها می شد خرید اما خوب، شرایط خریدش برایم فراهم نبود و اصلا چه بهتر که نبود.

ما با مدرک دیپلم رفتیم خدمت، نکته جالب سربازی، دو سه ماه آموزشی آن است که خیلی از قوانینش برای همه با هر سطح تحصیلاتی یکسان است؛لیسانس ، فوق لیسانس ها و دکترا فرق زیادی ندارد.

یادم می آید روز اول و ورودی پادگان آموزشی، دژبانی پادگان که او هم سربازی با پایه چند ماه خدمت بود می گفت:" مدرکتان را فراموش کنید و وارد پادگان شوید؛ اینجا و در دوره آموزشی همه سرباز صفر هستید."

او راست می گفت همه سرباز صفر بودیم تا پس از دوره آموزشی که دیپلمه ها رزم آور سوم می شدند،فوق دیپلم ها فکر کنم ستوان سوم، لیسانس ها ستوان دوم، و دکترها ستوان یکم.

همه موارد دوره آموزشی را باید همه طی کنند از خشم و شب و اردوی های شبانه در کوه و کمر تا سینه خیز و دویدن با پای برهنه در خس و خاشاک و آموزش پرتاب نارنجک و حضور در میدان تیر و...؛ فرقی هم نمی کند بی سواد و کم سواد و باسواد باشی؛ دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکترا هم فرقی نمی کند.

حالا من متوجه نمی شوم چرا وقتی سردار باران چشمه رئیس سازمان تربیت بدنی نیروهای مسلح درباره احمد نوراللهی بازیکن پرسپولیس می گوید:« مدت آموزش یک مدت مشخص است که باید احمد نوراللهی آن را طی کند و تیراندازی هم از جمله برنامه‌‌های آن است.» خیلی ها با تعجب به این گفته سردار می نگرند و می گویند یعنی واقعا نوراللهی باید برود میدان تیر؟

برادر من چرا نرود؟ مگر همه افراد درس خوانده این مملکت دوران آموزشی سربازی نرفتند؟ مگر همه آنهایی که ذکرشان رفت میدان تیر و میدان نارنجک نرفتند؟حتی آنها که تمکن مالی داشتند و سربازی اشان را می خریدند موظف به گذراندن دوران آموزشی بودند.

حالا چه اشکالی دارد یکی مثل احمد نوراللهی چند روزی دوران آموزشی را طی کند و میدان تیر هم برود. بعدش هم ان شالله برود قراردادهای میلیاردی ببندد، چند برابر مزد چندین ساله آن فوق لیسانس و دکترا هم بگیرد، نوش جانش!