«تیم‌های ورزشی به‌ ویژه فوتبال برای تبدیل شدن به یک تیم هماهنگ و منسجم در طول هفته در درجه نخست آموزش می‌بینند، سپس تمرین‌های انفرادی و نیز جمعی می‌کنند تا خود را برای مسابقات مهم و اصلی آماده کنند ولی این کارها کفایت نمی‌کند، زیرا همه این کارها در محیطی غیر از مسابقه اصلی انجام می‌شود. از این‌ رو، مربیان به‌ ویژه در تیم‌های ملی، سعی می‌کنند با انجام مسابقات دوستانه تیم خود را محک بزنند. مسابقات دوستانه به‌ گونه‌ای است که دو تیم در شرایط مسابقات واقعی قرار دارند و احتمالا تا ۸۰ و حتی ۹۰‌درصد ظرفیت خود را به‌ کار می‌گیرند تا در مسابقه برنده شوند ولی در هر حال نتیجه مسابقه به‌ طور معمول دارای اهمیت نیست اما به این دلیل که تیم‌ها در شرایط مسابقات اصلی هستند، بهتر می‌توان نقاط ضعف و قوت را شناخت و تیم را برای مسابقه اصلی آماده کرد.

زلزله ۵.۲ ریشتری استان البرز را می‌توان از این جهت یک زلزله دوستانه معرفی کرد؛ زلزله‌ای که اولا واقعی بود، همه شهروندان و نهادهای عمومی را در موقعیت اضطراری قرار داد و حتی گمان می‌رفت که این زلزله اصلی نباشد و نقش پیش‌زلزله را ایفا کند. بنابراین همه منتظر بودند که شاید زلزله اصلی پس از این زلزله بیاید. از این‌ رو این زلزله بدون آن‌ که نتایج مصیبت‌باری داشته باشد، تمام شرایط یک زلزله به‌ نسبت اصلی را در ابعاد محدودتری داشت. اکنون نوبت مربیان و مدیران بحران است که ارزیابی جامعی از ابعاد ضعف و قوت ماجرا داشته باشند. هر چند اگر روزگاری با یک زلزله به‌ نسبت واقعی مواجه شویم، شرایط تا حدود زیادی فرق خواهد کرد ولی در همین حد که یک زلزله دوستانه را تجربه کردیم، بد نیست که مراحل گوناگون ماجرا از نحوه شکل‌گیری ستاد بحران و نیز چگونگی انجام اقدامات لازم که پیش از این باید مصوب شده باشد، تا نحوه واکنش مردم، اطلاع‌رسانی و... را موبه‌مو رسیدگی کرد و توضیح داد که در کدام بخش‌ها ضعیف بوده‌ایم و در کجاها با قدرت و درست عمل کرده‌ایم؟ ما باید منتظر گزارش رسمی در این زمینه باشیم ولی پیش از آن چند نکته که بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می‌آمد را می‌توان برشمرد.

نخستین نکته‌ای که بیش از هر چیز دیگر به چشم می‌خورد و مخاطب آن مردم هستند، این بود که ترافیک در معابر شهر به شدت افزایش یافت. به قول استاندار تهران، اگر در این زلزله مصدوم وجود می‌داشت، انتقال آن به مراکز درمانی بسیار مشکل می‌بود. واقعیت این است که این مسأله را هیچ دولتی و قدرتی جز مردم نمی‌توانند حل کنند. هیچ پلیسی نمی‌تواند در این مواقع مانع از ترافیک شود. در چنین شرایطی فقط‌وفقط مردم و فرهنگ و رفتار آنان است که می‌تواند مانع از بروز مشکل شود، بنابراین شاید بتوان نتیجه گرفت که در آینده احتمالی و با وقوع حادثه‌ای بزرگ‌تر که نیازمند امدادرسانی است، امید چندانی نیست که بتوان جلوی چنین رفتار عجولانه‌ای را گرفت. رفتاری که به وضوح به ضرر مردم است. کسانی که می‌کوشند با خودرو و در نخستین فرصت از میدان حادثه خارج شوند، باید توجه داشته باشند که اگر بیشتر مردم مثل آنان فکر کنند، در نخستین اقدام دچار ترافیک می‌شوند و در تله آن می‌افتند و چه‌ بسا عوارض بعدی آن بدتر از ماندن در محل باشد. این قاعده کلی است. تجربه‌هایی از خروج عجولانه از در‌های ورزشگاه‌ها یا سایر اماکن وجود دارد که نشان می‌دهد هرگونه اقدام عجولانه، خطرات بیشتری دارد.

یکی از تجربیات مهم در این زلزله، وجود شبکه‌های اجتماعی و دسترسی مردم به آنها بود. بدون تردید از این پس نمی‌توان هیچ رویدادی را بدون توجه به این واقعیت مهم ارزیابی و تحلیل کرد. زلزله چهارشنبه‌شب تهران آزمون کوتاهی بود که نظام اطلاع‌رسانی رسمی دریابد تا چه حد آمادگی دارد که وارد فرآیند یک اطلاع‌رسانی شفاف و مورد اعتماد مردم شود؛ به‌ طوری که اجازه ندهد اطلاع‌رسانی غیر رسمی میدان‌دار شود. مهم‌ترین آموزه این است که جمع و جور کردن نتایج حاصل از وقوع هر رخداد و زلزله‌ای برای تهران، بدون کمک‌های بین‌المللی قابل‌ تصور نیست ولی تردیدی هم وجود ندارد که ساختار مناسبی برای استفاده از این نوع کمک‌ها در کشور به وجود نیامده است. البته امیدواریم که هیچ‌گاه چنین حادثه‌ای رخ ندهد، ولی در هر حال آینده کشور را نمی‌توان به اما و اگرها تقلیل داد. نمی‌توان احتمال معقول چنین فاجعه‌ای را در نظر نگرفت. بنابراین هرگونه اقدامی هم که بخواهیم برای بهبود کیفیت و تاب‌آوری تهران در برابر زلزله انجام دهیم که باید هم انجام شود، هیچ‌کدام جایگزین این واقعیت نمی‌شود که به علل گوناگون وضع تهران در کنار شهرهای جلگه تهران و البرز از نظر مقابله با زلزله و غلبه بر مشکلات آن بسیار ضربه‌پذیر است. دو استانی که نه فقط ۲۰‌درصد جمعیت کشور در آن سکونت دارد، بلکه سهم بیشتری از اقتصاد و توان مدیریتی کشور در این دو استان است که با توجه به پراکندگی مناطق مسکونی کشور و دور بودن فاصله آنها تا تهران، انتظار نمی‌رود که سایر استان‌ها بتوانند اقدام موثری که کفایت کند در امدادونجات و حتی تأمین امنیت تهران انجام دهند، بنابراین آماده کردن زیرساخت‌های لازم برای چنین تعاملی با کشورهای دیگر بیش از هر زمان دیگر ضروری می‌نماید.»