چندی قبل به مأموران خبر رسید مردی ثروتمند در خانهاش به قتل رسیده است. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند جسد مقتول در یکی از اتاقهای خانهاش افتاده و پارچه ای دور گلویش پیچیده شده بود ،شواهد نشان می داد وی بر اثر خفگی جانش را از دست داده است.تحقیقات اولیه حاکی از آن بود عامل این جنایت از قبل با مقتول آشنایی داشته چرا که او به راحتی و بهاحتمال زیاد با استفاده از کلید یدکی وارد خانه مقتول شده است. از سویی معلوم شد که وی، مرد متمولی بوده و به تنهایی زندگی میکرده است و خانوادهاش سالها قبل از او جدا شده اند. همین موضوع نشان میداد بهاحتمال زیاد این جنایت با انگیزههای مالی رخ داده است . با وجود این، کارآگاهان با بررسی فرضیههای مختلف تلاش کردند کلید این معما را بهدست بیاورند.

در بررسی های انجام شده از منزل مقتول ماموران به سرنخ هایی دست یافته و پی بردند که وی رمال بوده زیرا اشیایی مربوط به دعانویسی و رمالی از منزلش به دست آمد.

شناسایی مظنون

تحقیقات کارآگاهان جنایی درباره زندگی خصوصی مقتول نشان میداد او از مدت ها قبل با جوانی دوست بوده و او به منزلش رفت و آمد داشته است. از سوی دیگر معلوم شد مقتول با این جوان روابط نزدیک و صمیمی دارد. با اینکه وی نسبت فامیلی با مقتول نداشت اما او علاقه زیادی به این جوان داشته است.طبق یکی از فرضیهها این جوان بهدلیل تصاحب اموال مقتول بعد از مرگش میتوانست جزء مظنونان پرونده باشد. به این ترتیب به دادسرا احضار اما مشخص شد که او بعد از جنایت متواری

شده است.

اولین سرنخ

کارآگاهان در بررسیهای تخصصی به اطلاعاتی دست یافتند که نشان میداد این جوان در جنایت دست داشته و بعد از ارتکاب قتل به مکان نامعلومی گریخته است. به این ترتیب با گذشت چند سال از این جنایت نخستین مظنون پرونده دستگیر شد. این مرد وقتی از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت اتهام قتل را انکار کرد و گفت که رمال را نکشته است. با این حال وقتی او به دادسرا منتقل شد و از سوی بازپرس تحت بازجوییهای فنی قرار گرفت اتهامش را پذیرفت و گفت برای بالاکشیدن اموال مرد رمال دست به این کار زده است.

اعتراف به قتل

متهم در اعترافاتش گفت: من کارگر بودم. مدتی قبل با این مرد سالخورده که ثروتمند بود آشنا شدم. می دانستم که او در منزلش میلیون ها تومان پول دارد. روز حادثه با هر ترفندی بود وارد منزل وی شدم .ابتدا دست و پایش را بستم و در ادامه با پارچه ای او را خفه کردم.بهدنبال اعترافات متهم، برای وی کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال شد.