حسن بیادی از مهم‌ترین حامیان احمدی نژاد در سال ۸۴ بود. بسیاری او را جز ۵ نفر اول حلقه احمدی نژاد می‌دانستند. کسی که بعد از آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد کم کم از او جدا شد.

بیادی که در سال ۸۴ تمام تلاش خود را کرد که احمدی نژاد به قدرت برسد در سال ۸۸ به تیم محسن رضایی پیوست و تمام تلاش خود را انجام داد تا فرمانده سابق سپاه به فدرت برسد.

بیادی این روزها جز اصول‌گرایانی است که به شرایط اصول‌گرایی اعتراض دارد و منتقد رفتار راست‌گرایان است.

بیادی به دفتر عصر ایران آمد. با او در مورد رفتارهای اخیر احمدی نژاد و انتقادهای او از قوه قضاییه، اصول‌گرایان و آینده سیاسی آنها، وضعیت دولت روحانی و البته شهر تهران به گفت‌وگو نشستیم.

امروز بخش دوم گفت‌وگوی عصر ایران و بیادی را می‌خوانید. عضو سابق شورای شهر در این بخش به انتقاد از عملکرد اصول‌گرایان پرداخت و دوران ۱۲ ساله شهرداری قالیباف را مورد بررسی قرار داد.

بیادی در بخش اول این گفت‌وگو به تحلیل رفتارهای این روزهای احمدی نژاد پرداخته بود.( اینجا بخوانید)

مشروح بخش دوم گفت‌وگو عصر ایران با حسن بیادی را در ادامه بخوانید:

*شما از جمله کسانی هستید که خیلی خوب می توانید عملکرد آقای قالیباف در مدت ۱۲ سال به عنوان شهردار تهران را ارزیابی کنید انتقادهای جدی به ایشان بویژه در مورد تهران فروشی وارد شد نظر شما چیست؟

 باتوجه باینکه یکی از وظائف مهم و اساسی اعضاء شوراهای اسلامی شهر نظارت بر عملکرد شهرداران است فلذا انتقادهایی درحد وسع فهم خودم به قالیباف داشته و دارم اما ربطی به ارادت من نسبت به این بزرگوار ندارد به همان اندازه شاید ایشان هم به عملکرد بنده و دیگر اعضاء انتقاد داشته باشند. تهران به این بزرگی نیاز به کار جدی و با سرعت داشته و دارد اما با برنامه. کارهایی که در شورای چهارم صورت پذیرفت بسیار اندک و کارهایی که باید انجام می شد، صورت نپذیرفت. فکر می کنم دراین چهار سال کاملا نظارت سیستمی شورا تبدیل به انتقادات شخصی و فصلی و اکثرا اعتراضات تک صدایی شد در واقع مجموعه شورا فقط به اعتراضات گوش می کردند و حرکتی جدی برای رفع معضلات صورت نمی پذیرفت و شهرداری فارغ از این گویش های بی اثر و توخالی کارخود را با میل خودش انجام می داد که این سستی شورا قابل قبول نبود و مذموم بود، که با این سستی شان شورا را پایین آوردند، عملکرد ضعیف آنها به کل کشور تسری پیدا کرد هم تعداد و هم اختیارات آنها کاهش پیدا کرد.

ناگفته نماند سال پایانی شورای سوم هم این بلا سر شورا آمد . شورای چهارم به نظر من به اندازه شورای اولی که منحل شده بود برنامه و عملکردی مؤثر و اثرگذاری در جامعه نداشت. اما رفتار صادقانه و عملکرد شورای دوم و سوم در تاریخ شوراها باقی خواهد ماند. نه، بخاطر اینکه من در آن دو شورا حضور داشتم بلکه کارنامه و عملکرد و اثرگزاری آن مشخص است. در آن زمان هیچکدام از این مسائل مثل املاک نجومی، تراکم و تهران فروشی و فسادهای مالی مطرح نشد اگرچه نواقصی هم متصوربود.

 

 *شورای شهر مراقب رفتار و عملکرد شهردار بود؟

 حتماً همین طور است اما نه صد در صد اگر منصفانه بصورت  خوشبینانه بگویم حدود هشتاد درصد عملکرد شهر داری براساس برنامه اجرا و نظارت می گردید اگرچه با توجه به پانزده هزار میلیارد بودجه بیست درصد عدد کمی نیست که اکثر تخلفات درآن بیست درصد و گران بودن مدیریت آقای قالیباف صورت می گرفت.

*چرا درآمدهای شهرداری از تراکم و تهران فروشی باشد؟

 وقتی شهرداری را از همه درآمدهای ملی و پایدار محروم کردند و با مدیریتهای ضعیف مردم دیگر استانها را به دلیل نابسامانی اقتصادی بسمت شهرهای بزرگ مخصوصاً تهران گسیل داشتند، شهر چگونه باید اداره شود. از طرفی ما معتقد بودیم فسادهای شخصی در شهرداری باعث تضییع و تعرض به حقوق شهروندان می شد و منافع مردم و بخشهای خصوصی در شهرداری مورد تعرض قرار می گرفت. من به افرادی که در دوره قالیباف منصوب شدند، اعتراض جدی داشتم.

به نقش افرادی که پشت پرده بودند اعتراض جدی داشتم در شهرداری باندهای متصل به قدرت وجود داشت و بعضاً پروژه ها بدون نظر اعضاء شورا صورت می پذیرفت .

باتمام این تفاسیر و معضلات کارهای ارزنده زیادی بصورت اساسی انجام و در حال حاضر تمام زیر ساخت های تهران آماده شده است که شورای پنجم باید تلاش خود را بسمت و سوی مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر سوق داده و طرح های نیمه تمام را بدون جوسازی و سیاه نمایی کامل نماید و به دنبال برنامه ریزی و ایجاد آرامش در شهر و زندگی روزمره مردم باشند ولی متاسفانه چندی است که مسائل شورا پیگیری می کنم بیشتر به دنبال نزاع های سیاسی و نبش قبرهای بی فایده و بی اثر هستند. یکی از دلائل این است که  بدون برنامه هستند. یکی از دلائل موفقیت شورای دوره دوم و سوم این بود که سه برنامه مدون پنج ساله نمودند که هر سه بصورت بدبینانه هفتاد درصد آن انجام شد، البته طبیعی است که نقدهایی هم به آنها وجود داشته باشد.

*در رابطه با کارهای مثبت شاید هرکس دیگر جای آقای قالیباف بود در طی ۱۲ سال این کارها را انجام می داد، اما اقدامات منفی او برجسته تر است و اینکه مهمترین تحولات شهری در زمان شهرداری آقای کرباسچی بوده است...

-البته همه قبول دارند که این طور نیست دوسال کار قالیباف را می توان با ۸ سال کرباسچی در شهرداری مقایسه کنیم یا زمانی که احمدی نژاد شهردار بود. البته انصافا آقای کرباسچی هم کارهای بزرگی هم انجام دادند مخصوصاً سدهای بزرگی را از پیش روی مدیریت شهری برداشتند و پلات فرم‌های نحوه مدیریت نوین شهری را ایشان پایه‌گذاری نمودند اگرچه بطور طبیعی اشکالاتی هم داشتند از طرفی هم اگر قاضی‌هایی که ایشان را بازجویی و محاکمه نمودند تخلفات ایشان را درآن زمان با تخلفات مدیریت شش ساله گذشته مقایسه کنند باید به آقای کرباسچی مدال شجاعت و افتخار اعطا کنند.

 

*بحث پرونده های نجومی یکی از نقاط تاریک است که عملکرد منفی شهردار قالیباف خیلی برجسته به چشم بیاید بنابراین جای تقدیر نداشت این موارد بحث مفصلی است که در اینجا از آن می گذریم. قالیباف می خواست از شهرداری به ریاست جمهوری برسد اما موفق نشد نظر شما چیست؟

نظر شخصی من غیر از این است. ایشان بدون شک می خواست به مردم خدمت کند مگر کار کردن در ریاست جمهوری غیر از خدمت به مردم است باید توجه داشت که رئیس مجلس یا رییس قوه قضاییه و دیگر مسئولین طراز اول هم می توانند این هدف را داشته باشند هیچ اشکالی هم ندارد آنچه مهم است اینکه از جیب و هزینه مردم و بیت المال این کار را نباید انجام دهند.

اگر به مردم خدمت صادقانه و بی ریا برای مردم داشته باشند مردم حتما پسندند و بالتبع مورد رضایت خداوند تبارک و تعالی خواهدبود.ضمناً  در نظر داشته باشید که یک بخشی از انتقادها به آقای قالیباف سیاسی است چون مدیریت قالیباف پرهزینه و لوکس است اما خدمات ارزشمند زیادی هم بثمر رساندند مانند گسترش حمل ونقل عمومی و سرانه‌های فضای سبز و زیر ساخت های ترافیکی و فضاهای فرهنگی و ورزشی اشکالات مربوط به املاک نجومی هم برخی دروغ اما بعضی بصورت طبیعی و قانونی و درست است که بعضی هم بیمورد و خلاف دریافت نموده‌اند واین عمل در سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی هم بیشتراز شهرداری قابل مشاهده ‌است پس نشان می دهد که بعضی هم موذیانه درزمان انتخابات این مسائل را برای شورا و شهرداری مطرح نمودند.

*آینده سیاسی قالیباف تمام شد؟

 اگر او می خواهد رییس جمهور شود، باید بدانند از دید باندها ایشان تمام شده هستند. مگر اتفاق خاصی بیفتد. به نظر من تصمیم سازان کشور علاقه ای به افراد نظامی در راس قوه اجرایی ندارند. مردم هم علاقه ای ندارند و این نظرشان را در انتخابات نشان دادند.

*چرا خود نظامیان متوجه این موضوع نمی شوند؟

 حضور آنان اگر استعفا داده باشند قانونی است، به هر صورت هرکس توانمندی هایی در خود می بیند و حضور پیدا می کند البته این از زیبایی قانون اساسی کشورمان است که به همگان با شرایط حداقلی اجازه کاندیداتوری می دهد که حتی یک روستایی و یک کشاورز و یا کارگر ساده هم می توانند حضور پیدا کنند

*در مورد انتصابات آقای نجفی در شهرداری که باعث نقدهای زیادی هم شد، نظرتان چیست خیلی از مدیران سابق دوباره نصب شدند، در حالی که مسیر نجفی و قالیباف قاعدتا باید متفاوت باشد؟

اشتباه می کنید بسیاری از مسیرهای قالیباف و نجفی یکی است از اول هم بود. نجفی در انتصابات خود ۸۰ درصد موفق بوده است. قرار نبود نجفی با اتوبوس آدم بیاورد. نجفی کسانی را منصوب کرده که کارمند شهرداری و از بدنه شهرداری بودند اما اینکه چقدر موفق می شوند، بحث دیگری است. مساله بعدی اینکه نجفی جوانان را سرکار آورده است. اگر چه به بعضی از شهرداری های باقی مانده از دوران ۱۵ سال گذشته انتقاد دارم و معتقدم آنها دیگر توانایی ندارند چون سبک مدیریت در مدیریت شهری کاملاً عوض شده است. به نظر من یکی از معضلات جدی نجفی این مدیران هستند.

 

*آقای بیادی، چه اتفاقی افتاد که اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف پشت سر هم شکست خوردند؟

در جمهوری اسلامی هرکس مردم را فراموش کند محکوم به شکست و مجبور است به امپراطوری باندهای قدرت و ثروت متمسک و متصل شود. و هرکس که در نظام اسلامی که نهالش با خون شهیدان حسینی آبیاری شده این خاصیت را پیدا کند به طور قطع بازنده می شود. البته فراموش نکنیم که بخشی از اصلاح طلبان هم همینطور هستند. و باید حسابشان را با شخص جناب آقای خاتمی جدا نمود.

هم تفکر اصلاح طلبی و هم تفکر اصولگرایی در بین مردم شکست خورده است اما در میزان درجه شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند. اگرچه باندهای متصل به قدرت و ثروت در اصولگرایان نسبت به اصلاح طلبان بیشتر داشته و دارند. اصلاح طلبان در بعضی موارد به بی برنامگی خود باختند ولی اصولگرایان به باندهای خطرناکی مثل پایداری باختند که من معتقدم آنها می توانند در جمهوری اسلامی خطرناک و با توجه به هدایت کننده هایی که دارند به فراماسونری تبدیل شوند چون این ها هم بطور کل خودشان را از مردم جدا کردند و باندی اداره می شوند شایان توجه است که بخش مهمی از جامعه اصولگرایی در بین اصلاح طلبان هستند، بخش اصلی اصولگرایی همان چیزی است که مقام معظم رهبری فرمودند «راه صحیح اصولگرایی اصلاح طلبانه است».

من معتقدم که "با روشنفکری که از حضرت آقا سراغ دارم چنانچه  به هر دلیلی ایشان رهبر نمی شدند رهبر جبهه اصلاحات بودند". ایشان فقط رهبر جبهه اصولگرایی نیستند بلکه رهبر کل جامعه هستند بعضی می گویند اصولگرایان خودشان را به رهبر وصل می کنند خوب اصلاح طلبان هم خودشان را به این بزرگوار نزدیک کنند.

*راه برون رفتی برای اصولگرایان وجود دارد؟

 باید از باندها خارج و صادقانه به مردم نزدیک شوند. جامعه بزرگ اصولگرایی الان بی خاصیت و بقول معروف بدون ریش سفیدشده است و کار دست باندهایی بنام اصولگرایی است.

*آیا اصولگرایان می توانند ناطق نوری را به سمت خود جذب کنند؟

- آقای ناطق برای اصولگرایان و شاید برای اصلاح طلبان هم بهترین گزینه است اما بعید می دانم ایشان بتواند با این باندها سازگاری داشته باشند.  یکی از انتقادهای جدی آقای ناطق به خود این باندها است.

*جمنا چطور؟ آن هم راهکار نیست و باندی اداره می شود؟

- اصلا خود جمنا یک باند است. قصد داشتند حزبی مثل رستاخیز درست کنند در حالیکه بالغ بر ۸۰ درصد اصولگرایان در برنامه های جمنا دخیل نبودند. ۵ نفر پشت پرده بودند و ۲۰ نفر هم در داخل ویترین نمایشی، فلذا نه حزب بودند و نه ائتلاف. جمعیتی هم که حضور میافتند صادقانه بود غافل از اینکه  حضور پرشور آنان را بیشتر بعنوان ابزار و برای فقط رای گیری های صوری و از پیش تعیین شده استفاده می کردند، در انتخابات ریاست جمهوری هم مشاهده کردید که به یک نفر واحد نرسیدند. در حزب و گروه مگر می شود دو نفر نماینده تعیین شود.

 

 

*نظرتان در مورد آقای رئیسی چیست؟ آیا می توانند بواسطه ایشان گفتمان اصولگرایی را از نو بسازند؟

- به نظر من در مورد آقای رئیسی توطئه و با مطرح کردن ایشان به او ظلم کردند. شایعاتی در جامعه پیچید که آقای رئیسی در کشور آینده روشن تری خواهد داشت که با وارد کارزار ریاست جمهوری شدن ایشان، این آینده را خراب کردند الحقُ والانصاف کارشان را هم خوب انجام دادند. یعنی توطئه آنها اگر چه برای جامعه هزینه زیادی تحمیل کرد ولی  برای خودشان نتیجه مثبت داشت.

* چه کسانی توطئه نمودند؟

همان باندهایی که پشت جمنا بودند توطئه کردند.

*عملکرد دولت روحانی را چگونه ارزیابی می کنید و نظرتان درباره عملکرد ۱۰۰ روزه که گزارش دادند، چیست؟

- به نظر من صحبت های ایشان ظاهر ساده‌ای داشت یعنی از واقعیت جامعه کمی به دور بود مردم خوب فهمیدند. روحانی مشاور و یاران خوبی ندارد. کسانی که تقریباً نفرات اول روحانی هستند صادقانه عمل نمی کنند. آنهایی که برای او آمارها و یا سخنرانی ها را تهیه می کنند پاشنه آشیل ایشان هستند. روحانی اگر معضلات و ضعف هایش را در برابر مردم قبول می کرد، محبوبیتش در بین مردم بیشتر می شد تا اینکه آمار و ارقامی بدهد که نشدنی است آماری درست است که مردم بتوانند آن را حس کنند. به هر صورت روحانی در انتخاب و چینش افرادش موفقیتی نداشته است اکثر استانداران ایشان «باری به هر جهت» هستند استانداران او هیچ کاری نکردند.

*نبود آقای هاشمی تاثیری در دولت ایشان داشته است؟ 

- البته کل جامعه سیاسی و اقتصادی ما از فقدان آیت الله هاشمی متضرر شده است ایشان یکی از استوانه های انقلاب بود.

*اصلاح طلبان شاکی هستند که روحانی خیلی محافظه کار است شما این نقد را وارد می دانید؟ 

- بله، فقط اصلاح طلبان نیستند، کارگزاران و جامعه روحانیت هم ناراحت هستند. اگرچه مشکلاتی که احمدی نژاد داشت روحانی هم در پیش رو دارد و همان باندهای متصل به قدرت و ثروت در مقابل روحانی هستند و بدنبال ضایع نمودن محبوبیت او هستند .

*بنظر شما گفتمان اعتدال باقی می ماند؟

- گفتمان اعتدال یک شوخی است. اصلا گفتمان چیست ما احزاب را فعال نمی کنیم بعد گفتمان مطرح می کنیم. گفتمانی که مطرح می شود بواسطه کدام حزب مطرح می کنند. این گفتمان نظر شخص است که نوعا تبدیل به یک باند می شود لذا گفتمان اگر از طریق حزب باشد ریشه پیدا می کند. اجرای گفتمان نباید منوط به شخص باشد.

*روحانی می تواند در انتخابات۱۴۰۰ کاندیدایی داشته باشد؟

- اولا کشور ما افراد توانمند و ظرفیت‌های زیادی را از انسانهای فرهیخته به عنوان سرمایه در بر خود دارد. اما به دلایل گوناگون از ترس آبروی خود جلو نمی آیند و ثانیاً هزینه ورود به این صحنه ها خیلی وحشتناک است. آنهایی هم که دستشان به خزانه غیب وصل است ظرفیت و توان لازم را برای این کار ندارند.

*علی لاریجانی چطور؟ ظرفیتی برای ریاست جمهوری دارد؟

- باتوجه به درگیری های ناخواسته‌ای که با اقای احمدی‌نژاد داشتند و به علت مدیریت و تیم ضعیف و اطرافیان بی خاصیت و فرصت طلب ایشان دیگر نباید بدنبال کاندید شدن باشند مگر تغییرات اساسی در دیدگاه و دوستان خود ایجاد نمایند.و انتقادات دلسوزان واقعی نظام  به مجلس به حق میب اشد چراکه وقتی دولت ها خوب مدیریت نمی شوند به خاطر این است که مجلس بصورت باندی و ضعیف مدیریت و اداره می شود. مسئول نظارت عملکرد دولت، مجلس است اما می بینید که اصلاً پاسخگو نیستند. چرا نتیجه برنامه های ۵ ساله و تفریغ واقعی بودجه را به مردم اعلام نمی کنند. من اعتقاد دارم برنامه ۵ ساله ۳۰ درصد آن هم اجرایی نشده است و هر دولتی آمده هر کاری خواسته انجام داده و مجلس هم هر طور که خواسته نتوانسته تصمیم بگیرد. مجلس ما یک مجلس کاملا بی اختیار است. و مردم در این چند دوره اخیر مجلسی را همانند دوره چهارم و پنجم که آقای ناطق نوری ریاست آن را به عهده داشتند را دیگر مشاهده ننموده‌اند.