روزنامه عکاظ چاپ عربستان سعودی نوشت:علاوه بر اینکه از عضویت ترکیه در ناتو، استفاده لازم را نکرد و ایالات متحده ناچار شد برای مبارزه با ترویستهای داعش در الرقه، وارد ائتلاف با کردهای سوریه شود و در این میان، اردوغان دائما کردهای داخل ترکیه را تهدید به جنگ می کرد.

با وجود اهمیت دولتهای خلیج فارس برای اقتصاد ترکیه و نقشه های آنکارا برای تحقق دستاوردهای اقتصادی بی سابقه، گرایشهای ایدئولوژیکی، بویژه گرایش«اخوانی» آن، اردوغان را بر آن داشت تا بدون هیچ تفکر و تأنّی، از اخوان المسلمین و گروههای اسلام سیاسی حمایت کند و به محض آغاز بحران در روابط قطر و دولتهای چهارگانه خلیج فارس، اقدام به اعزام نیرو به دوحه کرده و پایگاهی نظامی را در آنجا ایجاد نماید.

و در نهایت نیز چنین اظهار نظری کند:«اگر قدس را از دست بدهیم، نمی توانیم از مدینه منوره حمایت کنیم، اگر مدینه را از دست بدهیم، نمی توانیم از مکه حمایت کنیم و اگر مکه سقوط کند، کعبه را از دست می دهیم».

‌آیا این گونه اظهار نظرها ناشی از حکمت و کاردانی رئیس یک دولت است؟! رئیس جمهور ترکیه تمام فرصتهایی که می توانست در منطقه تاثیر گذار باشد را از دست داد. در سوریه، فرصت خوبی برای ترکیه فراهم بود، اما آن را از دست داد تا ایران جایگزین این اثرگذاری  شود. در بحران قطر، فرصت آشکار شد، اما ترکیه موضع بی طرفی و در ادامه تحریک ملتهای خلیج فارس را با اعزام سربازانش به خیابانهای دوحه برگزید. بدنبال همه پرسی در کردستان عراق، فرصت ترکها با تهدید به بستن مرزهای کردها و قحطی توسط اردوغان از بین رفت. حالا رئیس جمهور ترکیه از حمایت از مکه مکرمه و مدینه منوره سخن می گوید!

وقتی در نیتهای واقعی اردوغان تأمّل می کنیم، متوجه می شویم که تفاوت زیادی بین طرحهای او و طرحهای «توسعه طلبانه»! پارس ها نیست. هدف اصلی هر دو محو ملتهای منطقه عربی و خلیج فارس، برای حکومت کردن بر این کشورهاست و این امر هرگز محقق نخواهد شد.

قطعا اردوغان باید به یاد داشته باشد که ایدئولوژی «اخوانی» در کشورهای منطقه مردود است، و لو اینکه او برای حمایت از این ایدئولوزی تلاش کند. بهتر است که رئیس جمهور ترکیه این ایدئولوژی را کنار گذارد؛ چرا که در غیر این صورت خود را در بحرانهای متعددی خواهد یافت و در حالی که برای بازپس گیری امپراطوری عثمانی تلاش می کند، ملتهای عربی به او می گویند:«پایت را از گلیمت درازتر نکن»!