علی اصغر محمدی، مدیرکل سابق خاورمیانه و شمال آفریقا وزارت خارجه کشورمان در سرمقالۀ امروز همشهری با عنوان "جنگ در لبنان دور از انتظار است" پیرامون استعفای حریری نوشته است: 

نظام بین‌الملل که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، دچار فروپاشی شد، همچنان دوران گذار خود را طی می‌کند.

بسیار طبیعی بود که رقابت بر سر آرایش جدید نظم جهانی، در منطقه خاورمیانه نیز انعکاس یابد، آری خاورمیانه نیز دوران گذار خود به سوی نظام منطقه‌ای جدید را طی می‌کند. بدین ترتیب فرایند شکل‌گیری خاورمیانه‌ای متفاوت با گذشته آغاز شد؛ فرایندی که اوج‌گیری تنش اصلی‌ترین ویژگی آن است. قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای هر یک در صدد برآمدند تا تصویر ایده‌آل خود را بر آن حک کنند، پس آنگاه رقابت دیرینه آنان خواسته یا ناخواسته به نبردی گریزناپذیر مبدل شد. این گونه بود که خاورمیانه دوران پرتنش خود را از اوایل هزاره سوم آغاز کرد. خیزش‌های مردمی این روند را شتابان ساخت و گویی اینک با تحولات اخیر سوریه و عراق و شکست سنگین جریان‌های تکفیری و افراطی، رقابت‌های موجود از نقطه اوج خود عبور کرده است. هر چند که تا رسیدن به ساحل ثبات مسیری بس ‌طولانی در پیش است.

اگر از این منظر به استعفای سعد حریری بنگریم، در می‌یابیم که شاید مسئله آنقدر اهمیت نداشته باشد؛ چرا که همچنان شاهد بازی‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تری در منطقه هستیم.

در طول دوران بحران سوریه، اراده قدرت‌های جهانی، منطقه‌ای و همچنین طرف‌های مختلف لبنانی بر این قرار گرفت که این کشور در میان نابسامانی موجود در منطقه، ثبات نسبی خود را حفظ کند. به همین دلیل بود که لبنان توانست دوره ۲ساله خلأ قدرت ناشی از عدم انتخاب رئیس‌جمهور را به آرامی طی کند و آنگاه همه طرف‌ها به توافقی دست یابند که براساس آن ریاست جمهوری از آن یک طرف و ریاست دولت سهم طرف دیگر باشد. حال پرسش اساسی این است که آیا دوران نیاز جهانی، منطقه‌ای و حتی داخلی به حفظ ثبات و آرامش نسبی در لبنان سپری شده است؟ باور ندارم که ایالات متحده آمریکا و فرانسه به عنوان بانفوذترین کشور اروپایی در لبنان به این جمع‌بندی رسیده باشند، زیرا بازگشت به دوران بی‌ثباتی در لبنان موجب خواهد شد که متحدان آنان در صحنه لبنان باز هم ضعیف‌تر شوند.

چه بسا اقدامات اخیر آمریکا و مصوبه کنگره در اعلام آغاز اعمال فشار اقتصادی به حزب‌الله موجب شده است تا برخی طرف‌های منطقه‌ای یا حتی گروهی از شخصیت‌های لبنانی دچار سوءبرداشت شوند. پرواضح است که اگر آمریکا و متحدانش بخواهند برای اعمال فشار به حزب‌الله موجبات فروپاشی اقتصاد لبنان را فراهم آورند، آنگاه ثبات سیاسی-امنیتی در این کشور نیز پایدار نخواهد بود. آیا قابل تصور است که آمریکا و فرانسه در تلاش برآیند تا شرایط در لبنان را به چند دهه پیش بازگردانند؛ درحالی‌که تجربه گذشته آنان و برآمدن حزب‌الله پیشروی ایشان است؟

به نظر حقیر اینگونه نیست و حفظ ثبات نسبی در لبنان همچنان برای آمریکا و فرانسه انتخابی گریزناپذیر است. حال باید دید که آقای حریری این وضعیت را به‌درستی درک کرده است یا دچار سوءبرداشت شده است.

تا لحظه نگارش این سطور هنوز آقای حریری استعفای خود را به‌طور رسمی به رئیس‌جمهور لبنان تقدیم نکرده است. لذا به‌نظر می‌رسد اصلی‌ترین هدف وی از اعلام استعفای عجولانه آن هم بدون مراعات جنبه‌های ملی و پروتکلی آن راه‌اندازی یک موج تبلیغی است ولی در این مسیر قوی‌ترین نیروی داخلی لبنان - حزب‌الله - و قوی‌ترین متحد سوریه و جریان مخالف آقای حریری در لبنان «ایران» را هدف قرار داده است؛ باشد تا در این رهگذر موجبات خشنودی اصلی‌ترین متحد منطقه‌ای خود را فراهم آورد.

می‌دانیم که حریری برای دستیابی به سمت نخست‌وزیری دوباره در لبنان سال‌های مدید در انتظار نشست و آنگاه با تلاشی بسیار و پرداختن بهای سنگین پذیرش ریاست‌جمهوری کاندیدای مخالفان خود بر کرسی ریاست دولت نشست، پس درصورتی‌که محاسبات وی منطقی باشد و مشاوران تیزبینی داشته باشد نباید به‌آسانی این موقعیت را از کف بدهد. به همین دلیل انتظار دارم وی با یک بهانه از تصمیم استعفا صرفنظر کند. در غیر این صورت باید در درایت مشاوران داخلی و خارجی وی به‌طور جدی تردید کرد. هرچند که تحلیل این اقدام در چارچوب تحولات د اخلی عربستان نیز دور از ذهن نیست. در این میان نمی‌توان تلاش برای فضاسازی برای انتخابات آتی پارلمان لبنان را مد نظر نداشت که با تغییر قانون انتخابات مسلما حریری دیگر قادر نخواهد بود اکثریت شکننده خود در مجلس را حفظ کند.

هرچه باشد وقوع جنگ و درگیری داخلی در لبنان به‌دلیل قدرت فائقه حزب‌الله کاملا دور از انتظار است. ورود اسرائیل به یک درگیری فراگیر در لبنان نیز در شرایط کنونی باز هم به‌دلیل قدرت حزب‌الله و پیروزی چشمگیرش در سوریه قابل تصور نیست... لذا باید پرسید آیا مشاوران حریری با نظرات ناپخته خود وی را در مسیری پرابهام قرار داده‌اند یا آنکه تاریخ مصرف موج تبلیغی ادعای استعفا چند روز دیگر پایان می‌یابد.