به گزارش انتخاب، در واقع این وضعیت محصول تعادلی است که میان اصلاح‌طلبان سازشکار، اعتدالیون عملگرا و فاقد منظومه ارزشی، جریان تندروی دانشگاه منفعل و خاموش به وجود امده است.

مهمترین دغدغه تعدادی از اساتید حقوقشان است، حقوق و منافع آنها را در برابر هر امر هزینه‌زایی به سکوت می کشد. مهمترین دغدغه تعدادی از اصلاح طلبان حفظ پستهایی است که شیرینی کسب مجددشان پس از ۸ سال دوری از قدرت، آنقدرهاست که آنها را با هرگونه ایستادگی و حرکت در مسیر ارزشهای اعتدالگرایانه بیگانه کند. مهمترین دغدغه بخشی از اعتدالیون هزینه نپرداختن برای دانشگاه است. دغدغه‌‌ای که آنها را با رای ۲۴ خرداد و پایگاه دانشگاهیشان دچار گسست می‌کند. جریان دانشجویی نیز عملا سرخورده شده و مطالبه گری را بی فایده یافته است. شرایط امکان طرح گزینه هایی چون علی خاکی صدیق، حسین سلیمی، محمدتقی احمدی و حالا منصور غلامی، رئیس دانشگاه بوعلی سینای همدان وجود چنین توازنی در فضای سیاسی کشور است که عملا پیشاپیش پایان سیاست ورزی در دانشگاه و پشت کردن به رای دانشگاهیان در خرداد ۹۲ را صراحتا اعلام کرده است.

محتمل ترین گزینه فعلی تصدی وزارت علوم، یعنی منصور غلامی، متولد ۱۳۳۲ است، ۲۵ سال قبل از پیروزی انقلاب ۵۷، غلامی ۶۴ ساله در کنار زنگنه ۶۵ ساله، پیرترین وزاری کابینه روحانی خواهند بود. البته می‌توان گفت دولت در مقایسه با آقای نعمت زاده ۷۰ ساله، در این دوره جوانگرایی کرده است. آنگونه که دانشجویان منتقد می گویند، آقای غلامی رئیس بسیج اساتید را به معاونت فرهنگی خود برگزیده است، که دانشجویان را به سبب انتقاداتشان در موارد مختلف از جمله حضور انتقادی در برنامه مهرداد بذرپاش به کمیته انضباطی احضار کرده و برای برخی از آنها حکم تعلیق از تحصیل صادر نموده است. کارنامه آقای غلامی به همینجا تمام نمی شود. او چنان بر دانشجویان فعال سیاسی در دانشگاه بوعلی سینا سخت گرفته که مراسم ۱۶ اذر این دانشگاه با عنوان «چگونه عواطف خود را کنترل کنیم» در کشور خبرساز شده است.

محمود صادقی نمایندگی مجلس در مورد آقای غلامی به دانشجویان معترض همدانی گفته «باغبان ها مثلى دارند که یک میوه زیادرس شده و دیگر نمیشود آن را خورد، برخى از مدیران باتجربه مثل دکتر غلامى هم همین گونه شده اند. ایشان دچار محافظه کارى و احتیاط بیش از حد شده اند.» و الیاس حضرتی اضافه کرده «تعدادی از مدیرانى که مجددا در این دولت بازگشتند، برایشان این سمت و جایگاه تکراری شده، به همین دلیل پله بالاتری در ذهنشان وجود ندارد و احساس می کنند بعدش قرار است بازنشسته شوند، پس باید آهسته حرکت کنند و محافظه کارى پیشه کنند. نتیجه اش این است که این مدیر همان کسانى را سرکوب میکند که او را مدیر کردند و به این جایگاه رساندند.»