روزنامه قانون نوشت: «خبر به سرعتی شگفت‌انگیز پخش شد. بازیکن تراکتورسازی با چاقو به هم‌تیمی‌اش حمله کرده و در حضور سرمربی تیم او را زده است. این اتفاق هولناک روز گذشته با سرعتی خیره‌کننده در فضای مجازی منتشر شد و تعجب هواداران را در پی داشت. آنها از خود می‌پرسیدند در فوتبال ایران چه خبر است؟ اما فراموش کرده بودند که چاقوکشی، حمله با شوکر و چماق‌کشی اتفاقی عادی در فوتبال ایران است. تا‌کنون چندین و چندبار دیده شده است که فوتبالیست‌های معروفی که الگوهای جامعه و جوانانند، دست به خشونت‌هایی عجیب و خارج از عرف زده‌اند. تازه‌ترین اتفاق در تمرینات تراکتورسازی رخ داده است. این تیم در حالی روز جمعه به مصاف پارس جنوبی رفت که پیش از این بازی دو بازیکن جوان و با تجربه تراکتور‌سازی به شدت با یکدیگر جنگ لفظی پیدا می‌کنند. این ماجرا در حالی رخ داد که گل‌محمدی، سرمربی تیم تراکتورسازی، شاهد همه ماجرا بود و در مقابل چشمان او عارف آغاسی که امسال به یکی از ستاره‌های تراکتور بدل شده است، با مهدی کیانی، کاپیتان و بهترین بازیکن این روزهای تراکتورسازی، درگیر شده است. این درگیری منجر به چاقوکشی آغاسی به روی کیانی شده و دست کاپیتان تراکتورسازی به شدت آسیب دیده است. البته کیانی که یکی از مهره‌های کلیدی‌یحیی گل محمدی است، بلافاصله از سوی تیم پزشکی درمان شد تا برای بازی برابر پارس جنوبی مشکلی نداشته باشد.

مهارت بعضی از بازیکنان تراکتورسازی در چاقوکشی

این نخستین‌ بار نیست که در فوتبال ایران بازیکنان اسم و رسم‌دار دست به چاقو‌کشی و خشونت‌هایی از این دست می‌زنند. پیش از این، حضور همزمان دو تیم پیکان و تراکتورسازی در هتل المپیک جنجال‌آفرین شده بود. پیکانی‌ها برای بازی مقابل ذوب‌آهن و تراکتوری‌ها برای بازی با استقلال در هتل المپیک اردو زده‌ بودند. در حالی که بازیکنان دو تیم در لابی هتل حضور داشتند، امیرحسین صادقی و فرزاد حاتمی که سابقه درگیری در بازی دوستانه پیکان و تراکتورسازی را نیز داشتند با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردند و لحظاتی بعد به جان یکدیگر افتاده و حسابی کتک‌کاری کردند. این اتفاق زمانی افتاد که محمد ابراهیمی قصد داشت این دو بازیکن را آشتی بدهد اما کار به دعوای شدیدتری کشید. حاتمی نیز که با سلاح سرد (چاقو) به صادقی حمله کرده بود، شیشه‌های هتل المپیک را شکست. در نهایت با دخالت اطرافیان دو طرف درگیری از یکدیگر جدا شدند و دعوا به پایان رسید. این دو بازیکن چند سال پیش در استقلال همبازی بودند و به همین دلیل به احتمال زیاد این دعوا دلیلی کهنه‌تر از بازی دوستانه پیش فصل پیکان و تراکتورسازی داشت. نکته جالب توجه اینجا بود که این‌ بار نیز یکی از بازیکنان تراکتورسازی در این اتفاق سهیم بوده ‌است. این دو بازیکن در نهایت با پادرمیانی اطرافیان با یکدیگر آشتی کردند. هر دو به کمیته اخلاق رفتند اما خبری از برخورد قاطع با این اقدام نشد. این اتفاقات پایان ماجرای خشونت‌های خارج از عرف در فوتبال ایران نیست. چندی پیش تمرین تیم صبای قم شاهد درگیری و چاقوکشی بود. بعضی از افرادی که پیش از این در صبا حضور داشتند با آمدن مدیریت و کادر فنی جدید جایی در این تیم نداشتند و به نشانه اعتراض به محل تمرین صبا رفتند و اقدام به داد و فریاد و چاقوکشی کردند. در دست بعضی از این افراد قمه نیز دیده می‌شد.

کتک‌کاری بازیکن مطرح پایتخت نشین

پیش از این یکی از بازیکنانی که این فصل به یکی از تیم‌های مطرح پایتخت منتقل شده است، در اتوبان با شوکر به راننده‌ای حمله کرد. داستان خیلی ساده شروع شد. پیچیدن جلوی یکدیگر و زدن بوق‌های فراوان مثل بچه‌های نوجوان. وقتی پای شهرت به میان می‌آید و جوانی که الگوی میلیون‌ها نفر است، انتظار می‌رود که کمی صبور باشد و به دلیل جایگاه ویژه اجتماعی‌اش خیلی مسائل را رعایت کند. اما آقای فوتبالیست که نشان داده بود از دعوا نمی‌ترسد و در زمین نیز سرش برای دعوا درد می‌کند، کنار زد تا حساب راننده را برسد.

دو طرف از ماشین پیاده شدند و در چشم به هم زدنی، آقای فوتبالیست با پیشانی به صورت راننده جوان ضربه زد. در چند‌ صدم ثانیه ناگهان خون صورت آن جوان را گرفت، دوستانش نقل می کنند: «اگر رفیقم مان را از دستش نجات نمی‌دادیم معلوم نبود او می‌خواست چه بلایی سرش بیاورد.» این پایان کار نبود. آقای فوتبالیست ناگهان یک شوکر رو کرد؛ چیزی که حمل آن خلاف قانون است و می‌تواند برای هر فردی زندان داشته باشد. فوتبالیست پس از زدن کله به صورت آن جوان، با شوکر نیز به پهلوی او می زند. رفقای آن جوان خیلی سریع با پلیس تماس می‌گیرند و چند دقیقه بعد پلیس از راه می‌رسد. در این مدت کوتاه فوتبالیست نیز با دوستانش تماس می‌گیرد تا بیایند. یکی از دوستان او از راه می رسد و شوکر را به آن سمت اتوبان یادگار امام(س) پرتاب می‌کند تا مبادا دست پلیس به آن برسد.

دوستان جوانی که غش کرده بود، به پلیس می ‌گویند با چشم خودشان دیده‌اند که این بازیکن شوکر درآورده و به دوست‌شان زده است اما او این مساله را تکذیب می‌کرد و می‌گفت نمی‌داند از چه چیز حرف می‌زنند. پلیس طرفین را به کلانتری می‌برد تا به پرونده رسیدگی شود. جوانی که بینی‌اش شکسته و از حال رفته است، به بیمارستان منتقل می‌شود. به موازات آن بازیکن معروف، به بازداشتگاه کلانتری منتقل می‌شود. دوستان او تلاش می‌کنند تا مشکل را به شکلی حل کنند. وقتی خانواده جوان شاکی از راه می‌رسند، از رییس پلیس می‌خواهند تا شکایت‌شان را تنظیم کند و آقای فوتبالیست را به دادگاه ببرند. در این لحظه دوستان این فوتبالیست برای جلوگیری از آبروریزی بزرگ، با خانواده فرد شاکی دقایقی حرف می‌زنند. یکی از آنها می‌گوید: «شما اگر شکایت کنید، این فوتبالیست به دادگاه می‌رود. در نهایت شما می‌خواهید دیه بگیرید. اشکالی ندارد. همین حالا بگویید ما دیه را بدهیم. دیگر نه شما پای‌تان به دادگاه باز شود، نه ما!»

خانواده فرد مضروب ابتدا رضایت نمی‌دهند ولی بعد از نزدیک به یک ساعت می‌پذیرند و می‌گویند: «۱۲ میلیون تومان بدهید تا رضایت دهیم.» فوتبالیست معروف ابتدا قبول نمی‌کند و می‌گوید زیاد است. پس از صحبت دوباره با خانواده طرف، سرانجام روی رقم ۹ میلیون تومان توافق می‌کنند و بدین ترتیب با پرداخت این پول، می‌توانند از شاکی رضایت بگیرند. بازیکن معروف نیز آزاد می‌شود و به خانه‌اش می‌رود. یکی از پیشکسوتان تیم دیگر پایتخت نیز یک‌ بار با کلت کمری درگیری ایجاد کرده بود که آن اتفاق نیز ختم به خیر شد.

چاقوکشی در عرصه داوری

چندی پیش تست‌گیری از داورانی که باید برای فصل جاری قضاوت کنند، انجام شد. در این امتحان چند داور نتوانستند به‌ حد نصاب خوبی برسند و رد شدند که این مساله باعث ایجاد‌ شدن حاشیه‌هایی نیز شد. پس از رد شدن یکی از داوران به‌ نام عباس راکی، حسین عسکری از او می‌خواهد که محل تست‌گیری را به دلیل رد شدن ترک کند. این فرد به‌ شدت عصبانی شده و با عسکری درگیری پیدا می‌کند و حتی گفته می‌شود از ساک ورزشی خود تیغی را خارج کرده تا به سمت عسکری حمله کند اما چند نفر مداخله کرده و در نهایت او را جدا می‌کنند.

لزوم دخالت کمیته اخلاق

شاید یکی از مشکلات اساسی در ورزش ایران این است که بعضی از اتفاقات آن‌ طور که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرند. کمیته اخلاق که مدل موی بازیکنان را زیر نظر دارد، مسئولیت خود را محدود به همین اقدامات کرده و به ماجراهای اصلی نمی‌پردازد.

وقتی ورزشکارانی که الگوهای جامعه و جوانان هستند، دست به خشونت‌هایی از این قبیل می‌زنند چه انتظاری می‌‌توان از جوانانی داشت که از این افراد الگو می‌گیرند؟ فحاشی هواداران در ورزشگاه‌ها، حمله با چاقو و سنگ به بازیکنان حریف و اقداماتی از این دست هرگز عجیب نیستند، وقتی بازیکنان جوان با چاقوکشی، حرمت‌شکنی می‌کنند.»