برجام ، به عنوان مهمترین و بزرگترین دستاورد دیپلماسی در قرن ۲۱ ، روزهای حساس و سرنوشت سازی را تجربه می کند. دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا ، اینروزها در تدارک تصمیم گیری در مورد همراهی با برجام یا خروج از آن است. اینهم از شگفتی های دنیای سیاست است . در حالیکه تاکنون غالب نظریه پردازان و تحلیلگران سیاسی ، یکی از ویژگی های برجسته سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم را ثبات سیاستی و عدم تاثیر تغییر دولت ها در سیاست خارجی قلمداد می کردند و می کنند ، این ایده از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا ، دستخوش تغییر شده است. ترامپ در حالی سیاست ها و به عبارتی تعهدات آمریکا در عرصه بین المللی را به چالش کشیده است که در دولت اوباما ، این سیاست ها و تعهدات در زمره دستاوردهای بزرگ این کشور در عرصه بین المللی قلمداد می شد.

بی تردید ، چالش بر سر برجام ، در زمره سخت ترین و پیچیده ترین چالش های ترامپ در این زمینه محسوب می شود . سوال اینجاست چرا موضوعی که برای اوباما، یک دستاورد بزرگ محسوب می شد ، از منظر ترامپ یک چالش بزرگ است؟ پاسخ در نزدیکی رویکرد ترامپ به بخشی از دستگاه تصمیم گیری آمریکا باز می گردد که با سیاست مدارا با جمهوری اسلامی ایران مخالف است. بی تردید در تقویت این رویکرد در نظام کنونی تصمیم گیری آمریکا ، لابی های سیاسی قدرتمند در این کشور به وی‍ژه لابی اسرائیلی ها ، لابی سعودی ها و لابی نظامی گراها بسیار فعال هستند.

با وجود همه تحرکات و سرمایه گذاری گسترده لابی ها ، در شرایط کنونی ، احتمال ماندن آمریکا در برجام در مقایسه با خروج از آن بالاست. تداوم حضور آمریکا در برجام به معنای پایان چالش برجام برای ترامپ نیست بلکه این چالش با اهداف و رویکردهای متفاوتی ظاهر می شود. به عبارت دیگر برجام برای ترامپ تبدیل به ابزاری برای مواجهه با ایران می گردد. این مواجهه از یک سو در شکل کنترل رفتار ایران و ایجاد مستمسکی یا بهانه ای برای تهدید ایران و شرکای اروپایی و روسیه و چین به خروج از آن بروز می یابد و از سوی دیگر بی اثر ساختن برجام برای ایران در ابعاد اقتصادی و تجاری . در این صورت آمریکا هم به برجام به عنوان یک پیمان بین المللی متعهد می ماند و هم اهداف واقعی خود را در قبال ایران در شکل تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی دنبال می کند. اثربخشی این سیاست برای ترامپ البته پایدار نیست چراکه اولا ایالات متحده با وجود برجام ، قادر نخواهد بود شرایطی سخت علیه ایران در حوزه سیاست و اقتصاد بین المللی ایجاد کند و ثانیا تحرکات لفظی ترامپ پس از مدتی اثر خود را در ایجاد تردید و نگرانی برای شرکت ها و بنگاه های اقتصادی از دست خواهد داد و ترامپ از این سیاست بهره ای در میانمدت نخواهد برد. مصداق عینی این تحلیل ، مواضع تند ضد برجامی در طول ۹ ماه گذشته است که علی رغم این مواضع ، ایران موفق شد قراردادهای خوبی با شرکت ها و موسسات مالی بین المللی منعقد کرده و اعتبارات مالی کلانی را نیز دریافت دارد. شاید این شرایط باعث گردیده که ترامپ و تیمش نسبت به سیاست اعمال فشار به ایران با حفظ برجام در ماه های اخیر دچار تردید باشند و آلترناتیو خروج از برجام را نیز روی میز قرار دهند. با این وجود علائم و نشانه ها حاکی از تصمیم ترامپ برای ماندگاری در برجام و استفاده ابزاری از آن برای کنترل ایران از یک سو و در نهایت انداختن تقصیر نقض برجام به گردن ایران است .

برای ایران اما (در هر شرایطی چه خروج آمریکا و چه ماندگاری آمریکا) ، حفظ برجام حتی در ضعیف ترین شکل آن از نبود آن بهتر است. اگرچه خروج احتمالی آمریکا از برجام ، این توافق را برای ایران کم خاصیت می کند اما ایران علاوه بر اینکه باید متناسب با تخطی طرفین و در چارچوب سازوکارهای تعیین شده در برجام واکنش مناسب را انجام دهد ، از سوی دیگر باید تلاش کند این توافق را به عنوان چارچوبی برای گسترش مناسبات با کشورهای اروپایی حفظ کند. اصرار اتحادیه اروپایی به حفظ برجام ، مزیت بزرگی بر حفظ آن است و حتی یکی از دلایلی که آمریکا به راحتی نمی تواند جدایی از برجام را اعلام کند ، مقاومت کشورهای اروپایی است. به فرض خروج یک جانبه آمریکا از برجام و با توجه به متعهد بودن اتحادیه اروپایی به این توافق ، این مساله می تواند هزینه های جدایی احتمالی آمریکا را افزایش دهد در عین حال که حفظ برجام مانع مهم و بزرگی است تا اتحادیه اروپایی و کشورهایی مانند آلمان ، فرانسه و انگلستان و ایتالیا از سیاست های سخت گیرانه آمریکا علیه ایران حمایت نکنند.

از طرف دیگر ، برجام و اسناد بین المللی مربوط به پایبندی ایران به برجام سند محکم و متقنی برای جامعه بین المللی است که ایران رویکرد تعاملی و سازنده در عرصه مناسبات خارجی حتی با قدرتهای بزرگ داشته و بر خلاف ایالات متحده رویکردی ماجراجویانه و تهاجمی نخواهد داشت. لذا ایران نباید حفظ برجام را منوط به حضور آمریکا کند چرا که می تواند از برجام در دوران بدون حضور آمریکا بهره برداری سیاسی و اقتصادی خود را داشته باشد. آنچه در شرایط حاضر مهم است این است که پرده سیاه تحریم ها و محدودیت های بین المللی با اجرای برجام برای ایران کنار رفته است. اگرچه با سیاست های جدید آمریکا ، دوره ای دیگر از فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران افزایش یابد اما قطعا آمریکا قادر نخواهد بود شرایط تحریمی و فشار سیاسی گذشته را علیه ایران بازگرداند. در دوره گذشته آمریکا هزینه سنگینی را بابت ایجاد اجماع جهانی علیه ایران پرداخت کرد اما ترامپ با توجه به رفتار و عملکردی که از خود برجای گذاشته ، قطعا سیاست های وی علیه ایران با استقبال جهانی مواجه نخواهد شد. بنابراین واکنش ایران به تحرکات امریکا در قبال برجام باید کاملا حسابشده ، واقعبینانه و بر اساس الزامات و روندهای پس از اجرای برجام و نه قبل از برجام ، باشد. بدیهی است یکی از اهدافی که ترامپ در فضاسازی علیه برجام در ماه های اخیر آغاز کرده ، انداختن توپ تقض برجام در زمین ایران وبه عبارت دیگر تحریک ایران به اتخاذ رفتاری احساسی و هیجانی در قبال برجام است . هدفی که تاکنون محقق نشده است . ایران باید در شرایط پیشرو همچنان اجازه دهد که توپ برجام همچنان در زمین آمریکا باشد و هزینه های آن نیز بردوش آمریکا باشد. ایران در قبال تحرکات سیاسی آمریکا ، باید همچنان مناسبات سیاسی و اقتصادی خود با قدرتهای بزرگ از جمله کشورهای اروپایی تقویت نماید و در این راه منتظر اقدامات آمریکا نباشد . بدیهی است گسترش مناسبات با قدرتهای اقتصادی ، قدرت مانور ترامپ علیه برجام و ایران را کاهش می دهد.

خلاصه اینکه ، برجام دستاوردی بزرگ برای ایران است .حراست از این دستاورد ، وظیفه همگان از دولت و دولتمردان گرفته تا مردم و تک تک شهروندان . ایران نباید هزینه ای بابت نقض یا پایان برجام بدهد . برجام سد بزرگی برای بازگشت به شرایط سخت سیاسی و اقتصادی گذشته است. ترامپ و ترامپیسم موقت است ، آنچه می ماند گشایشی است که با همه فرازو نشیب های آن در مناسبات ایران با جامعه جهانی گشوده شده است. ایرانیها باید ضمن حراست از برجام به عنوان سند صلح خواهانه ایران با جامعه جهانی ، در تدارک حل بحران های داخلی بزرگی باشد که حیات فیزیکی و معنوی کشور و جامعه را در خطر قرار داده است.