به نوشته اعتماد، گفتگو با عبدالله ناصری را در ادامه می خوانید:

به نظر شما چقدر احتمال دارد که با اصلاح قانون اساسی نظام ریاستی به نظام پارلمانی تبدیل شود و چقدر کشور را برای ایجاد نظام پارلمانی مناسب می دانید؟

منظور از نظام پارلمانی همان حضور نخست وزیر است، معتقدم که ضرورتی بر این کار نیست آن هم با توجه به اینکه کشور نظام جدیدی را تجربه کرده و این نظام در کشور جا افتاده است. مردم دغدغه ایمن بودن رای و انتخابات را دارند؛ بنابراین اگر ریاست دولت را باز بخواهیم به حوزه مجلس واگذار کنیم -اگرچه مجلس نیز یک نهاد انتخابی است، اما دقت کنید که مجلس بالاخره با سازوکاری می تواند بر ضریب شبهات افکار عمومی بیفزاید.

در نظام پارلمانی، ریاست جمهوری با انتخابات مستقیم مردم انتخاب می شود اما عملا حوزه قوه مجریه از ریاست دولت به بعد باید کماکان در چالش درون مجلس قرار بگیرند، البته هیچ فرقی هم نمی کند و در حال حاضر نیز کماکان مجلس این اختیار را دارد که بر پست و مسئولیت ریاست جمهوری نظارت کند و حتی رییس جمهور را استیضاح و عزل کند.

بنابراین اتفاق خاصی نمی افتد و تنها این شبه برای مردم ایجاد می شود که چقدر می توانند به فرایند تاثیرگذاری رایشان در روند اجرایی کشور اعتماد داشته باشند و امیدوار باشند. بنابراین بنده تغییر نظام ریاستی به پارلمانی را چاره ساز نمی بینم و ضرورتی نیز در این شرایط سیاسی برای چنین اقدامی وجود ندارد.

به نظر شما نظر حاکمیت و مدیران ارشد کشور به اصلاح قانون اساسی در این راستا چیست و آیا این طرح ادامه بحثی است که رهبری در سال ۹۰ در خصوص تغییر نظام سیاسی کشور به نظام پارلمانی داشتند، است؟

اصلاح قانون اساسی بحث دیگری است. سه دهه از تصویب قانون اساسی می گذرد و شاید بد نباشد که اصلاحی صورت بگیرد اما بنده معتقدم که مشکل کشور در عدم اجرای کامل قانون اساسی است و اگر همین قانون اساسی به صورت کامل و یکنواخت و همه جانبه نگر مورد توجه تمام دستگاههای حاکمیتی در نظام های سیاسی کشور قرار بگیرد؛ انقدر ظرفیت دارد که مردم سالاری، دموکراسی و جمهوریت نظام سیاسی را پر رنگتر از چیزی که هست، نشان دهد. البته منظور من از اصلاح قانون اساسی مشخصا آن بخشی از است که نظام ریاستی به پارلمانی تغییر پیدا کند.

تغییر نظام کشور به پارلمانی مشکلی را حل نمی کند و تنها موجب می شود که شائبه و نگرانی مردم بار دیگر در نهاد انتخابی ریاست جمهوری تشدید گردد که به چه میزان رایشان می تواند اثرگذار باشد. چرا که بلافاصله بعد از انتخاب رییس جمهور توسط مردم، رییس دولت باید توسط پارلمان تایید بشود و پارلمان هم روند انتخاباتش و روند مقدمات انتخاباتش به گونه ای است که شائبه همگانی نبودن امتحان ورود برای مجلس را فراهم می کند؛ چنانچه ما در ادوار گذشته و انتخابات مجلس این مورد را دیده ایم.

در خصوص نگاه حاکمیت و مدیران ارشد به اصلاح قانون اساسی پاسخ ندادید، به نظر شما حاکمیت و مدیران ارشد کشور موافق تغییر نظام ریاستی به پارلمانی هستند؟

نمی دانم، شاید چنین نگاه و موافقتی داشته باشند. اما به نظر بنده شاید در شرایط خاصی این موضوع مطرح شد و چون دیگر این موضوع دنبال و تکرار نشد، احتمالا جمع بندی حاکمیت نیز به این نباشد که روند بازگشت نظام پارلمانی شکل بگیرد.

بنابراین چون این موضوع تکرار و پیگیری نشد و به نظر بنده چنین نیازی هم نیست محتمل می دانم که حاکمیت نگاه موافقی نداشته باشد. اگر روزی تصمیم بگیرند چنین کاری انجام شود با بازنگری در قانون اساسی و برگشت به نظام پارلمانی بار دیگر نظام اداری کشور به همان دهه 60 بر می گردد.

به نظر شما کشور ظرفیت این را دارد که این اصلاح ایجاد شود؟

اصلا این موضوع، مهم نیست. هنوز بخشهای اجرا نشده ای و نادیده گرفته شده در روح قانون اساسی و بندهای قانون اساسی وجود دارد که اگر همین موارد مدنظر قرار بگیرد کشور فضای بازتر و توسعه یافته تری پیدا می کند ولی باتوجه به سرعت تحولات در نظام جهانی امروز بازنگری در قانون اساسی بعد از یک نسل یعنی30سال پدیده دور از انتظاری نیست. این بستگی دارد به اینکه چقدر حاکمیت ها بخواهند از تجارب مفید کشورهای توسعه یافته و سایر کشورها استفاده کنند.