درک این موضوع و توانایی تشخیص تاثیر این ریسک بر فعالیت شرکت، از توانایی‌های تحلیلگران است. برای مثال ممکن است گردش حساب‌های دریافتنی شرکت نسبت به سنوات گذشته پایین آمده باشد. در نگاه اول این کاهش ذهنیتی منفی ایجاد خواهد کرد که البته درست است، اما اگر در مقایسه با نسبت گردش حساب‌های دریافتنی صنعت، این عدد بالاتر باشد، نشان‌دهنده آن است که این شرکت توانسته نسبت به سایر رقبایش در شرایطی یکسان، بهتر عمل کند. در شرایطی مانند شرایط حاضر که خرید و فروش نقدی برای بسیاری از شرکت‌ها مقدور نیست، وقوع چنین اتفاقی دور از ذهن نیست و تحت‌تاثیر مسائل اقتصادی حاکم بر جامعه است و به عملیات درون شرکت ارتباطی ندارد.

از طرفی بهبود برخی نسبت‌ها نیز می‌تواند تحت‌تاثیر مسائل اقتصادی جامعه باشد و نباید آنها را به مدیریت خوب شرکت ارتباط داد. برای مثال اگر شرکتی در سال‌جاری دو برابر سال گذشته فروش محقق کرده است، احتمالا تحت‌تاثیر افزایش نرخ دلار بوده و ارتباطی به استراتژی‌های مدیریتی شرکت ندارد. یا اگر در یک سال قیمت مس جهانی از ۵۰۰۰ دلار به ۸۹۰۰ دلار برسد‌ و فروش یک شرکت محصولات مسی، ناگهان افزایش و یا سودسازی آن بهبود یابد، نباید آن را به مسائل درون شرکت ارتباط داد بلکه این اتفاق تحت‌تاثیر تغییرات بیرون شرکت است. توجه به مسائل اقتصادی و سیاسی و نیز تغییرات رخ داده در صنایع مختلف می‌تواند در تحلیل شرکت‌ها به تحلیلگران کمک شایانی کند.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند