یکی از نسبت‌های مهم سودآوری، نسبت حاشیه سود خالص است. این نسبت از تقسیم «سود خالص» به «فروش» به دست می‌آید. نکات جالب توجهی در این نسبت می‌تواند نهفته باشد. اول آنکه حتما باید این نسبت در صنعت نیز بررسی شود. همواره به یاد داشته باشید یک عدد به تنهایی نمی‌تواند معنا و مفهومی را به ذهن متبادر کند. بلکه در مقایسه با سایر داده‌ها معنا پیدا می‌کند. اگر در مقایسه با سال‌های گذشته یک شرکت، این نسبت افزایش داشته باشد، می‌تواند به معنای بهبود مقدار فروش در برابر کنترل هزینه ها، افزایش نرخ فروش بیشتر از افزایش نرخ مواد اولیه و سایر هزینه‌ها، کاهش هزینه‌ها و ... باشد. نکته مهم دیگر آن است که در محاسبه این نسبت همواره باید دقت کرد که سود خالص حاصل از عملیات شرکت را در محاسبات وارد کنیم. برای مثال اگر شرکت در یک دوره مالی، دارایی ثابت فروخته و سود قابل‌توجهی شناسایی کرده است، در محاسبه این نسبت، باید سود مربوط به فروش دارایی ثابت را حذف کنیم. زیرا این سود، حاصل از عملیات شرکت نیست و در سال‌های آتی نیز قابلیت تکرار ندارد.

 سود خالص تحت تاثیر عوامل زیادی است. مهم‌ترین آنها شامل: مقدار فروش، نرخ فروش، بهای تمام شده کالای فروش رفته (شامل مواد اولیه مصرفی، دستمزد و سربار)، هزینه‌های فروش عمومی و اداری، هزینه مالی (بهره)، مالیات، درآمد سرمایه‌گذاری‌ها، سایر درآمد‌ها و هزینه‌های عملیاتی و ... عملیاتی می‌شود. افزایش هر آیتم درآمدی یا کاهش هر آیتم هزینه‌ای می‌تواند منجر به افزایش این نسبت شود و بالعکس.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند