این نسبت‌ها شامل: گردش حساب‌های دریافتنی، دوره گردش حساب‌های دریافتنی، گردش موجودی کالا، گردش حساب‌های پرداختنی، دوره گردش حساب‌های پرداختنی، گردش دارایی‌ها، گردش دارایی‌های ثابت و گردش سرمایه در گردش می‌شود.

با دقت در همه این نسبت‌ها متوجه می‌شویم که همگی آنها در حال بررسی حداقل یک آیتم از آیتم‌های مربوط به دارایی هستند. برخی از این نسبت‌ها با دخالت دادن آیتم‌هایی مانند فروش یا بهای تمام شده کالای فروش رفته، بررسی می‌کنند که هر دارایی به نسبت درآمد یا هزینه مورد نظر چقدر توانسته کارآ عمل کند. درواقع اثر استراتژی مدیر مجموعه را بر هر یک از آیتم‌های دارایی می‌سنجند.

اقلام موجود در صورت وضعیت دارایی‌ها (ترازنامه) مربوط به یک لحظه هستند اما اقلام مربوط به‌صورت سود و زیان، مربوط به یک دوره می‌شوند. پس زمانی که در محاسبه یک نسبت مالی، با فرمولی مواجهیم که تلفیقی از آیتم‌های صورت وضعیت دارایی‌ها و صورت سود و زیان است، یاید آیتم مربوط به‌صورت وضعیت به‌صورت میانگینی از ابتدا و انتهای دوره مورد نظر در محاسبات لحاظ شود تا توازن در محاسبات برقرار شود.

در مقایسه این نسبت‌ها حتما باید مبنایی برای مقایسه وجود داشته باشد. مثلا داشتن نسبت‌های میانگین صنعت یا یک شرکت به‌عنوان مرجع. اعداد نسبت‌های مالی به‌صورت خام نمی‌توانند مفهوم خاصی را به ذهن متبادر کنند بلکه در مقایسه با سال‌های گذشته یا در مقایسه با سایر شرکت‌هاست که کارآیی لازم را پیدا می‌کنند.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند