همان‌طور که می‌دانید یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های پیشرفت یک شرکت، رشد میزان فروش شرکت به‌صورت ثابت و پایدار است.

نسبت P/ S یک شرکت کاملا مرتبط با میزان حاشیه سود شرکت است. هر چه حاشیه سود یک شرکت بزرگ‌تر باشد نسبت P/ S شرکت نیز افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل این نسبت صنعت به صنعت متغیر است.

به‌عنوان مثال، P/ S در صنایع خدماتی بسیار بیشتر از صنایع تولیدی است؛ زیرا حاشیه سود در صنایع خدماتی به دلیل کم بودن هزینه‌های سربار، بسیار بیشتر از صنایع تولیدی است.

برای به دست آوردن P/ S هر صنعت، در قدم اول، نسبت قیمت به میزان فروش برای هر سهم را محاسبه می‌شود، در قدم دوم، از نسبت‌های به دست آمده میانگین گرفته می‌شود. در انتها، وضعیت هر نماد نسبت به میانگین P/ S صنعت سنجیده می‌شود.

در پایان یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مزایای استفاده از این نسبت، سخت بودن دستکاری میزان فروش نسبت به دستکاری سود حاصل شرکت در صورت‌های مالی است. چون میزان فروش صرفا از قرارداد‌های فروش شرکت به دست می‌آید و این در حالی است که محاسبه میزان سود در گرو دخیل کردن چند پارامتر و صورت مالی مختلف است. در تعیین نسبت قیمت به سود می‌توان دو نگاه تحلیلی متفاوت را به کار برد:

نگاه اول گذشته‌نگر (ttm) بر اساس چهار فصل آخری است که گزارش‌های مالی شرکت منتشر شده‌اند. این مورد دقیقا همان چیزی است که تحت عنوان P/ E در سایت سازمان بورس اوراق بهادار (TSE) مشاهده می‌کنید.

نگاه دوم آینده‌نگر (Forward) است که با پیش‌بینی گزارش‌های ماه‌های پیش روی شرکت، سودآوری شرکت را تخمین می‌زند.

این مطلب برایم مفید است
9 نفر این پست را پسندیده اند