دوره نخست (کادر قرمز): روند صعودی بازار کند شده و طی ۲۴ روز کاری از ۱.۷۴۰ به قله ۲.۱۰۰ رسیده. حجم معاملات ثابت مانده و اندیکاتورها برعکس شاخص شروع به افت کرده‌اند (واگرایی منفی) ترجمه این فاکتورها این است که کدهای محدود اما بزرگ (حقوقی یا حقیقی) در حال فروش وکدهای متعدد خرد در حال خرید بوده‌اند که ماحصل آن خروج نقدینگی از بازار بوده است. قله که زده می‌شود بازار منطقه بیش خرید را که ظرف ۲۴ روز بالا رفته بوده ظرف ۷ روز به پایین برمی‌گردد.

دوره دوم (کادر آبی): منطقه تعادلی بازار است که ۴۰ روز کاری در این محدوده نوسان می‌کند. قیمت‌ها معقول شده و خوش‌بین‌ها و بدبین‌ها به جدال می‌پردازند. سهم‌ها دست به دست می‌شوند. به نظر می‌رسد بازار در حال شناسایی کف خود است، اما به دلیل ترس و بی‌اعتمادی، پول‌های هوشمند از ورود مجدد به بازار امتناع می‌کنند و بدبین‌ها هم مسیر خروج در پیش می‌گیرند و همین باعث شکسته شدن کف محدوده تعادلی و ورود به فازجدیدی از ریزش می‌شود.

دوره سوم (کادر سبز): با شکسته شدن کف محدوده تعادلی ترس و هیجان مجدد بازار را وارد بیش واکنش منفی کرده و به منطقه بیش فروش می‌برد. برای ۱۴ روز کاری بازار به‌صورت هیجانی می‌ریزد. پول‌های درشت وارد می‌شوند و کسانی که بازار اشتباهی را انتخاب کرده‌اند از بازار خارج می‌شوند. بازار همان مسیر را در همان تایم ۱۴ روزه به بالا برمی‌گردد. معنی این مطلب آن است که این اتفاق می‌توانست نیفتد و بازار کف محدوده تعادلی را حفظ کند. اما خب این هم زیبایی بازار بود که فرصتی ناب به سرمایه‌گذاران و معامله‌گران هوشمند داد و تنبیهی سخت برای معامله‌گران ترسو و هیجانی در نظر گرفت.

نتیجه: همان‌طور که بازار از آن ترس و هیجان عبور کرده، عدد شاخص بازار نیز وارد محدوده تعادلی خود می‌شود (بین ۱.۴۷۰ تا ۱.۷۴۰) و کاملا محتمل است که مدتی در آن محدوده بماند تا شرکت‌هایی که حرفی برای گفتن دارند رشد کنند و باقی درجا بزنند. بازار رنگ منطق و تحلیل به خود می‌گیرد که اتفاق فرخنده‌ای است .

 

این مطلب برایم مفید است
17 نفر این پست را پسندیده اند