مثلا در شرکت‌های فولادی و سنگ آهنی، آن دسته از شرکت‌هایی که مواد اولیه خود را از خارج شرکت می‌خرند، نرخ مواد اولیه شان به نرخ بیلت و سنگ آهن و دلار بستگی دارد. درمورد شرکت‌های اوره ای، مواد اولیه مصرفی شان عمدتا خوراک گازی است و البته به دلار نیز وابسته هستند. شرکت‌های متانولی نیز مانند زاگرس خوراک گازی مصرف می‌کنند اما شرکتی مانند پتروشیمی جم، عمدتا برش سبک و اتان مصرف می‌کنند اما در همان گروه پلیمر شرکتی مانند مارون عمدتا از گاز طبیعی استفاده می‌کند. بررسی مواد اولیه مصرفی شرکت‌ها می‌تواند کمک کند تا روند سودآوری شرکت را بررسی کنیم. در حالی که این روزها بحث نرخ‌گذاری و عرضه محصولات فولادی در بورس کالا داغ است، برای مثال با عرضه سنگ آهن در بورس کالا، ضریب نرخ سنگ آهن نسبت به بیلت افزایش می‌یابد. این نسبت در حال حاضر تقریبا نصف ضریب جهانی است. پس می‌توان نتیجه گرفت در سمت هزینه برای شرکت‌هایی که مصرف‌کننده سنگ آهن هستند، این افزایش نتیجه منفی دارد. نکته دیگری که می‌توان در تحلیل مواد اولیه مصرفی به آن توجه کرد، ترکیب استفاده از انواع مواد اولیه مصرفی است. زمانی که در تولید یک محصول می‌توان از چند ماده اولیه متفاوت استفاده کرد، نرخ مواد اولیه و دسترسی به آنها فاکتورهایی هستند که نسبت استفاده از هر ماده مصرفی را برای شرکت‌ها مشخص می‌کنند.  هزینه دستمزد و سربار شرکت‌ها نیز نیاز به بررسی دارند. در هزینه سربار، گاهی هزینه‌هایی با عنوان حق مالکانه دولتی و عوارض آلایندگی را می‌بینیم. معمولا حق مالکانه دولتی و عوارض آلایندگی نسبتی از فروش شرکت هستند. هزینه استهلاک نیز در بخش سربار وجود دارد که در صورت نداشتن طرح توسعه، تقریبا ثابت است مگر اینکه روش محاسبه استهلاک شرکت غیرخطی باشد. سایر هزینه‌ها با توجه به ماهیتشان باید بررسی شوند که معمولا از تورم اثر می‌پذیرند. در شرکت‌های فولادی، معمولا در بخش سربار، هزینه مربوط به مواد غیرمستقیم مصرفی مربوط به استفاده از الکترود است که به نرخ جهانی الکترود و دلار وابسته است. در هر صنعت در ساختار هزینه آنها، چندین فاکتور استثنا وجود دارد که لازم است با جزئیات بررسی شود. بررسی این فاکتورها در کنار یکدیگر به تصمیم‌گیری برای خرید یا عدم خرید یک شرکت کمک می‌کند.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند