در آن لحظه، گویی برای تاکید بر نکته‌‌ مد نظر رابین، یک دستیار به سرعت گزارش دیگری را به دفتر کیسینجر داد. کیسینجر به رابین گفت که با او تماس خواهد گرفت. به گفته‌‌ این گزارش، ملک حسینِ مستاصل همین‌‌الان نزد سفیر «براون» آمد و از او خواست تا پیام هشداردهنده زیر را به رئیس‌‌جمهور منتقل کند: «پس از حمله‌‌ گسترده سوریه، وضعیت به طرز خطرناکی رسیده است. نیروهای شمالی از هم گسستند. ایربید اشغال شد. این تاثیر فاجعه باری بر نیروهای خسته در پایتخت و اطراف داشت. پس از اقدام مستمر و کمبود تدارکات، فرماندار نظامی و فرماندهی کل قوا توصیه می‌‌کنند که من درخواست فوری مداخله‌‌ زمینی و هوایی طبق مجوز دولت برای حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال اردن بدهم. حملات هوایی فوری به نیروهای متجاوز از هر طرف به‌‌علاوه‌‌ پوشش هوایی ضروری است. امیدوارم این سخنان کوتاه در این بازه‌‌ زمانی محدود موجب تحرک نیروهای شما در کوتاه‌‌ترین زمان شود.»

کیسینجر و سیسکو بلافاصله با راجرز تماس گرفتند و نظر او را در این مورد پرسیدند که چگونه باید به خواسته‌‌ رابین درباره نگرش آمریکا به حمله هوایی اسرائیل پاسخ دهند. راجرز به‌‌صراحت گفت: «فکر نمی‌‌کنم هیچ‌‌گونه انتخابی داشته باشیم. مساله این است که اسرائیل این کار را اکنون و در زمان مناسب انجام می‌‌دهد.» دراین‌‌بین، نیکسون از کمپ‌دیوید بازگشته بود. کیسینجر- که سیسکو را تحت کنترل خود داشت- از دفترش در «وست وینگ» به محل اقامت رئیس‌‌جمهور شتافت. سرویس مخفی آنها را در هزارتوی راهروها در زیرزمین کاخ سفید یافت که از آشپزخانه گذشته به یک در سفیدِ وصف‌‌ناپذیر رسیده بودند، ورودی یک سالن بولینگ دومسیره و پیشرفته. درحالی‌‌که نیکسون توپ را می‌‌انداخت، کیسینجر وخامت اوضاع و نامطمئن بودن موقعیت شاه اردن را توضیح می‌‌داد. رئیس‌‌جمهور با مکثی میان سخنان کیسینجر، به او اجازه داد تا به رابین اطلاع دهد که ایالات‌‌متحده از کاربست فوری حملات هوایی اسرائیل حمایت می‌‌کند.

 چند دقیقه بعد، درحالی‌‌که تماس با رابین در حال برقرار شدن بود، نیکسون با پوشش غیررسمی بولینگ قدم‌‌زنان به دفتر کیسینجر رفت تا به او گوش دهد. کیسینجر به سفیر اسرائیل گفت: «ما به اقدامات شما نگاه مثبتی خواهیم داشت و رئیس‌‌جمهور از من خواسته تا به شما بگویم اگر شما چنین اقدامی را انجام دهید، ما البته به مشکلات مادی که ممکن است پیش بیاید متعهد باقی می‌‌مانیم... و از این واقعیت آگاهیم که باید شرایط را در مقابل شوروی تحت کنترل داشته باشیم.»

رابین گفت که با نخست‌‌وزیر این مساله را چک خواهد کرد. او دوباره تماس گرفت تا بگوید که نگاه مثبتی به این درخواست دارد. او به کیسینجر اطلاع داد که IDF [نیروهای نظامی اسرائیل] باور داشت که یک نیروی عظیم سوری «در منطقه» وجود داشت و بنابراین، حملات هوایی ممکن است کافی نباشد. آنها موافقت کردند که منتظر گزارش‌ها از پروازهای شناسایی قریب‌‌الوقوع اسرائیل باشند. این اولین نمونه‌‌ شناخته‌‌شده از همکاری استراتژیک آمریکا و اسرائیل است که صورت گرفت. همان‌طور که رابین بیست‌‌وشش سال بعد آن را توصیف کرد، یک اصل برقرارشده بود. ایالات‌‌متحده برای محافظت از پادشاهی «قابل‌‌دوام» در برابر سرنگونی از سوی نیروهای تندروی عربِ تحت حمایت شوروی به اسرائیل روی آورد.

دوشنبه، ۲۱ سپتامبر ۱۹۷۰، واشنگتن، دی سی.رابین اوایل همان صبح با کیسینجر تماس گرفت تا به او اطلاع دهد که شناسایی هوایی نشان‌دهنده‌‌ سیل عظیم نیروهای سوری است که تعداد سیصد دستگاه تانک در ایربید مستقر کرده‌‌اند؛ اما هنوز به‌‌سوی جنوب و به سمت امان حرکت نکرده‌‌اند. او ارزیابی IDF را تایید کرد که حملات هوایی به‌‌تنهایی برای وادار کردن سوری‌‌ها به عقب‌‌نشینی از قلمرو اردن کافی نیست. رابین اکنون می‌‌خواست نگاه آمریکا به استقرار نیروی زمینی اسرائیل را بداند. حملات هوایی اسرائیل یک‌‌چیز بود؛ اما تهاجم زمینی اردن این پتانسیل را داشت که جهان عرب را تحریک کند، شاید مداخله‌‌ ناصر را سبب شود و شوروی را به موضع‌‌گیری برانگیزاند.

04 (1)