احساس می‌کردم پویشی برای گرفتن مشروعیت از جنبش فتح در جریان است و از همین رو جدا از ملاحظه‌های خودم نسبت به فتح از درون تشکیلات، از آنجا که برداشت قطعی‌‌ام این بود که مشروعیت‌زدایی از فتح، در حکم مشروعیت‌زدایی کلی از انقلاب فلسطین است، دیده و دانسته دفاع جانانه‌ای از ماهیت جنبش و مواضع آن انجام دادم. اشتباه‌های آن را انکار نمی‌کردم، اما تاکید داشتم این اشتباه‌ها طبیعی است.

مقوله‌های فکری من در ارتباط با طرح صهیونیسم، هنگام آماده‌‌سازی مواد خام لازم برای اعضای جریان دموکراتیک جنبش فتح، شکل گرفت. پس از بازگشت به لبنان، از آنجا که در پی تدوین ادبیات ویژه این جریان بودیم، به ناچار می‌بایست مقوله‌های ویژه خود را ارائه کنیم. امری که به ارائه مفهوم «پادگان نظامی» برای توصیف اسرائیل و رابطه آن با «مرکز امپریالیستی» خود [آمریکا] انجامید.

مرحوم شهید «حنا میخاییل» (ابو عمر)، مسوولیت تدوین نظری ریشه‌های تاریخی و عربی انقلاب فلسطین و خاستگاه‌های انقلاب دموکراتیک میهنی را برعهده گرفت. او انقلاب ویتنام را از طریق دوره شش ماهه‌ای که در ویتنام گذرانده بود، می‌شناخت. تجربه «حنا میخاییل» در ویتنام در نگاه او نسبت به پایه‌های انقلاب دموکراتیک میهنی در صحنه عربی نقش داشت. او سندهای فکری و سیاسی بسیاری در این زمینه تدوین کرد که پاره بزرگ‌تر آن تاکنون منتشر نشده است. تنها چکیده‌های کوچکی از نوشته‌های او در قالب کتابچه‌های «انقلاب» بیرون آمد که توسط جنبش فتح در بیروت منتشر می‌شد.

نقش من اما این بود که مواد فکری و فرهنگی لازم درباره طرح صهیونیسم و اسرائیل را تدوین کنم. کاری که تا همین امروز همچنان مشغول آن هستم. اما نخستین نوشته‌‌ام در این زمینه، ویژه جریان دموکراتیک فتح نبود و برای همه کادرهای فعال جنبش در چارچوب بخش معروف به غربی فتح که مسوولیت کار در داخل سرزمین‌های اشغالی را برعهده داشت، تهیه و منتشر شد. عنوان این نوشته «راهبرد اقدام فلسطینی در داخل» بود. نوشته‌ای که پیش از توزیع به تایید شهید «ابو جهاد» رئیس کمیته غربی جنبش فتح رسید.در این کتابچه […]، مطالبی درباره اسرائیل آوردم که به‌طور کامل با ادبیات مطرح در جنبش فتح و برنامه سیاسی و حتی نظام‌نامه داخلی آن، متفاوت بود. با همه اینها رهبری جنبش در مجموع به این نوشته اعتراضی نکرد.

نگاه همه‌‌جانبه من به اسرائیل آن‌گونه که در واپسین کتابم «اسرائیل، در پنجاه سال» ارائه شده، در عمل و طی چند مرحله شکل گرفته که مهم‌ترین مرحله‌اش، کار من به عنوان رئیس بخش بررسی‌های اسرائیل در «موسسه مطالعات فلسطینی» است. نخستین تلاش‌های من برای انتشار تدریجی مقوله‌های فکری که به آن رسیده بودم، در آن مرحله و در قالب مقدمه کتاب «اسرائیل و طرح‌های سازش» انجام شد. در مقدمه بلند این کتاب، بسیاری از مقوله‌های شکل گرفته در اندیشه‌‌ام را مطرح کردم. وقتی دیدم واکنشی به این نوشته‌‌ام نشان داده نشد، تشویق شدم و گام کیفی بلندی برداشتم و در مقدمه کتاب «راه بگین به قاهره» توضیح بیشتری درباره این مقوله‌ها ارائه کردم. در یک کتابچه دیگر نیز با نام «اسرائیل و طرح کارتر»، مسائل مربوط به رابطه اسرائیل و آمریکا یا همان مفهوم «پادگان نظامی» و «مرکز» امپریالیستی را روشن‌‌تر ساختم.

jaberiansari۱۹۶۹@gmail.com

444

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند