در سال ۱۹۷۴ میان آمریکا و اتیوپی شکافی پدید آمد و این زمانی بود که یک کودتای نظامی، امپراتور «هایلی سلاسی» را برکنار و گروه «دِرگ» هونتای نظامی، جایگزین او شد که به آغوش مارکسیسم – لنینیسم رفته و با مشت آهنین حکمرانی می‌کرد. شوروی حمایت خود را از سومالی به اتیوپی تغییر داد و آمریکا حمایت خود را از اتیوپی به سومالی تغییر داد. طی این دوره، برنامه‌های توسعه اتیوپی با اولویت‌های امنیتی تطبیق یافت. شورشیان اریتره خواستار استقلال بودند و جنگ داخلی به مدت سه دهه در شمال درگرفت. درحالی‌که شهروندان اتیوپی گرسنه بودند و وضعیت راه‌آهن به جیبوتی بدتر شد، این کشور بزرگ‌ترین ارتش را در صحرای آفریقا جمع کرد. در مقابل کمک نظامی، اتیوپی اجازه دسترسی به پایگاه‌های هوایی و خطوط ساحلی‌اش را داد و اجازه داد نیروهای شوروی امکانات دریایی و ایستگاه‌های شنود پنهان دایر کنند. این ترتیبات در سال ۱۹۹۱ از میان رفت؛ یعنی زمانی که دولت اتیوپی سقوط کرد.

اتیوپی از سال ۱۹۹۶ از جایگاه ویژه‌ای در میان شرکای چین برخوردار بوده یعنی زمانی که «جیانگ زمین» رئیس‌جمهور وقت چین از ۶ کشور آفریقایی دیدار و در مقر اتحادیه آفریقا در آدیس‌آبابا سخنرانی کرد. جیانگ که بعدها شرکت‌های چینی را تشویق به «بیرون رفتن» کرد به شکل‌گیری مجمع همکاری چین- آفریقا هم یاری رساند. چین میزبان اولین مجمع در سال ۲۰۰۰ بود و اتیوپی در سال ۲۰۰۳ برای میزبانی دومین مجمع انتخاب شد. درحالی‌که بازی میزبانی ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، اما این مجمع‌ها به مسیر مهمی برای سرمایه‌گذاری‌های چین تبدیل شده است که از ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۶۰ میلیارد دلار در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۸ افزایش یافت. کشورهایی که به دنبال سرمایه‌گذاری هستند، پکن را ستایش می‌کنند و به آغوش این کشور می‌روند. رئیس‌جمهور غنا در سال ۲۰۱۸ گفت که این گردهمایی باعث شد او «از مدل چین الهام بگیرد و غنا می‌کوشد از این مدل، الگوبرداری کند.»

p04 (2) copy

 

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند