اما در هرج‌ومرج، بخت همواره یار راجاپاکسا بود و در دل هرج‌ومرج، در جست‌وجوی فرصت بود و پس از بمب‌گذاری روز یکشنبه«ایستر» در سریلانکا در سال ۲۰۱۹، بادهای سیاسی بار دیگر به نفع او وزیدن گرفت. او به سرعت به مردم کشورش چشم‌انداز حضور مرد قدرتمندی همچون خود را گوشزد کرد و گفت: «حملات یکشنبه ایستر در دولت من هرگز رخ نمی‌داد.» اگرچه ماهیندا برای سومین دوره ریاست‌جمهوری واجد صلاحیت نبود، برادرش گوتابایا، همان وزیر دفاع سابق، وارد رقابت‌ها شد و در نوامبر ۲۰۱۹ پیروز شد. آینده مالی سریلانکا شاید «ابری» باشد؛ اما پیش‌بینی برای ماهیندا راجاپاکسا و خانواده‌اش در حال بهبود است. میراث راجاپاکسا برای دهه‌ها در سریلانکا احساس خواهد شد. هزینه واقعی جاه‌طلبی شخصی او هنوز محاسبه نشده است. دولت قصد دارد پروازها را در فرودگاه ماتالا از سر بگیرد و پروژه‌های دیگر در هامبانتوتا را از نو آغاز کند. پیشرفت در هامبانتوتا بدون دیدن چیزی که راجاپاکسا را به هزینه کشور بالا می‌برد غیرممکن است. این به این معناست که بهبود اوضاع در هامبانتوتا فقط باوجود راجاپاکسا و به قیمت هزینه‌هایی برای کشور میسر است. افزون بر بندر، فرودگاه و استادیوم کریکت، نشانه‌های کوچک‌تری هم وجود دارد. وقتی از برج مارتلوی هامبانتوتا پایین می‌آیید- همان قلعه دوران استعمار که راجاپاکسا آن را به موزه ملی ماهیگیری تبدیل کرد- یک پلاک و تصویری از او در پایین نردبان وجود دارد که در حال لبخند زدن است.

 فصل ۹

جنگ و صلح

شرق آفریقا

راهنمای من، با اشاره به اولین پایگاه نظامی چین در خاک یک کشور خارجی و درحالی‌که نوک قایق ماهیگیری را سفت گرفته بود، گفت: «اگر نزدیک‌تر شویم، تیراندازی می‌کنند.» کرجی‌های قدیمی میان ما و مجموعه‌ای از ساختمان‌های ماسه‌ای رنگ در ساحل پهلو گرفته بودند و یک نیمچه راه‌بندانی درست کرده بودند که مانع نزدیک‌تر شدن می‌شد و این نشان می‌داد که چیز جدیدی برای دیدن وجود نداشت. زیر تشعشعات خورشید، ما روی امواج بالا و پایین می‌پریدیم. امتداد ساحل جیبوتی کاملا ساکت بود؛ اینجا جایی است که تحرکات نظامی و تجاری به راحتی دریای سرخ و اقیانوس هند در هم آمیخته است.جیبوتی معمایی است که فقط جغرافیا می‌تواند پاسخ آن را بدهد. جیبوتی کشوری کوچک و محروم است و همچنان توجه قدرتمندترین کشورهای جهان را به خود جلب می‌کند. بزرگ‌ترین موهبت طبیعی‌اش نمک است؛ ذخیره‌ای که اعتقاد بر این است که نامحدود بوده اما به سختی صادر می‌شود. جیبوتی تقریبا به اندازه نیوجرسی است و کمتر از یک‌میلیون جمعیت دارد و در چشم‌انداز جمعیتی در حال شکوفایی آفریقا یک مانع کوچک محسوب می‌شود. تقسیمات قومی‌اش قدیمی است و هویت ملی‌اش همچنان انسجام‌بخش است. همسایگانش – اریتره در غرب، سومالی و سومالی‌لند خودخوانده در شرق و یمن در شمال – همگی مزیت های اقتصادی بیشتری داشته و وضعی بدتر از این کشور دارند.

آشفتگی و در هم ریختگی آنها فرصتی برای جیبوتی بوده است. اینجا لنگرگاه ثبات در میان هرج و مرج و آشفتگی است؛ صحرایی که به اقیانوس دسترسی دارد. روزگاری یک استراتژیست دریایی فرانسوی گفته بود: «در اینجا، گدایان طلب پول نمی‌کنند؛ آنها طلب آب می‌کنند.» همین منطق درباره قدرت‌های بزرگ هم مصداق دارد که در طلب دسترسی به ساحل جیبوتی هستند. تقریبا ۲۰درصد از تجارت جهانی از خلیج عدن و از دروازه‌های جیبوتی می‌گذرد. در ساحل شاخ آفریقا، جیبوتی پادشاه است. این کشور میزبان ۵ پایگاه نظامی خارجی است – که بیشترین میزان در هر کشوری در جهان است- و اجاره‌های نظامی تقریبا یک‌پنجم تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد. نمی‌توانید یک کشور واقعی بدون آبجو و شرکت هواپیمایی باشید – تا یک خط هواپیمایی را از فرانک زاپا موسیقیدان آمریکایی بدزدید - اما این به داشتن یک پایگاه نظامی در جیبوتی کمک می‌کند. ایالات متحده در سال ۲۰۰۲ و به‌عنوان بخشی از واکنش به حملات ۱۱ سپتامبر، به جیبوتی نیرو اعزام کرد و هرگز این نیروها را خارج نکرد. امکانات آمریکا آن‌قدر گسترش یافت تا شامل تقریبا ۵۰۰ جریب زمین در کمپ لیمونیر شود که در سال ۲۰۰۸ به‌عنوان بخشی از فرماندهی آفریقای آمریکا تبدیل شد. ژاپن هم در سال ۲۰۰۹ اولین پایگاه نظامی بلندمدت خود را در جیبوتی دایر کرد و پس از حضور چینی‌ها در سال ۲۰۱۷، ژاپن اعلام کرد که امکانات این پایگاه را ارتقا خواهد داد و به ازای هر ۱۰ نیرو و پرسنل نظامی چین، یک ژاپنی در آنجا استقرار خواهد یافت. فرانسه و ایتالیا هم پایگاه دارند. برای از قلم نیفتادن، روسیه و عربستان هم ابراز علاقه کرده‌اند که در جیبوتی پایگاه‌هایی داشته باشند. یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های جیبوتی زیر امواج نهفته است. این کشور یک نقطه فرود و یک نقطه ثقل برای کابل‌های فیبرنوری در کف دریاست و یک توقفگاه مهم در «جاده ابریشم دیجیتالی» است. از بعد جهانی، حدود ۳۸۰ کابل فعال زیردریا وجود دارد که حجم عظیمی از داده‌های بین‌المللی را جابه‌جا می‌کند. برای مثال، اطلاعاتی از تلفن‌های همراه، به برج کنترل ارسال می‌شود و سپس به کابل‌های زمینی و زیردریا انتقال می‌یابد. این کابل‌ها تنها با فرارسیدن ۵G و دیگر خدماتی که سرعت و حجم داده‌های قابل انتقال را افزایش می‌دهد، بااهمیت‌تر می‌شوند. استفاده از «ابر» - با وجود نامش- اغلب می‌طلبد که داده‌ها از زیر اقیانوس جابه‌جا شود. سیاستگذاران غربی در درک چالش‌هایی که استیلای چین در عرصه مخابرات جهانی می‌تواند به دنبال داشته باشد بسیار کند و سست بودند. به تازگی، آنها عمدتا بر خطرات امنیتی در داخل متمرکز شده‌اند. اما همان‌طور که پایتخت‌های غربی درباره این بحث می‌کنند که آیا به فناوری چینی اجازه دهند که وارد شبکه‌های بی‌سیم نسل بعدی‌شان شوند یا خیر، اما شرکت‌های چینی به سرعت بازارهای نسل بعدی جهان را به هم وصل می‌کنند.

333

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند