نیروهای آلمانی در سال ۱۹۴۱- طی روزهای اول جنگ جهانی دوم- به این ایستگاه لطماتی وارد ساختند و نیروهای متفقین در سال ۱۹۴۴ همین مسیر [یعنی آسیب به زیرساخت‌ها] را ادامه دادند؛ یعنی زمانی که این کشور اشغال شد.

 

 بزرگ‌ترین فاجعه حمل‌ونقل

پس از ۱۳۴ سال فعالیت، مهم‌ترین ایستگاه بلگراد در جولای ۲۰۱۸ تعطیل شد، چند روز قبل از ورود من. سرانجام، به‌عنوان موزه بازگشایی خواهد شد. ایستگاه جدید که وقتی من رسیدم هنوز در حال ساخت بود، ایستگاهی دورافتاده بود. این ایستگاه در منطقه‌ای فقیر و با این فرض ساخته شد که بلوک‌های ساختمانی زندگی شهری- آپارتمان‌ها، سازمان های اداری، رستوران‌ها و مغازه‌ها- در اطراف آن ساخته خواهد شد و توسعه خواهد یافت. اما چیز چندانی جوانه نزده و  ارتباط ایستگاه هنوز از بقیه شهر قطع است. مسافرانی که از آن استفاده می کنند باید سوار اتوبوس یا تاکسی شوند. «ووکان ووچیچ» یک بومی بلگراد و متخصص برجسته حمل‌ونقل در دانشگاه پنسیلوانیا به من می‌گفت: «این بزرگ‌ترین فاجعه حمل‌ونقلی در بلگراد است.» در داخل، این ایستگاه سنگری از بتن‌های سرد خاکستری یا برزنت‌های آبی بزرگ بود که در امور ساختمانی کاربرد داشت. تنها تزیینات همان نقاشی‌های حک‌شده روی بدنه قطارها بود. حروف های حبابی، بزرگ و نئونی، از سر و روی قطاری در چندین ردیف جلوتر می‌بارد. اسپری‌ها گاهی به پایین قطار و پایین پنجره هر واگن پاشیده می‌شود. ایستگاه به‌طور دهشتناکی آرام بود؛ به‌ویژه برای یک صبح هفته کاری. حسی که هنگام ورود به ایستگاه به فرد دست می‌دهد حسی از ورود به تاریخ نیست، بلکه حسی از ایفای نقشی فرعی در فیلم ترسناک «Saw» است. با این حال، یک غرفه اطلاع‌رسانی وجود دارد مملو از نیرو و آماده هدایت مسافران به سوی دفتر بلیت فروشی. قبل از سوار شدن به قطار برای مسافرتی ۹ ساعته، از یکی از کارکنان پرسیدم که آیا غذا در هنگام سفر وجود دارد یا خیر؟ او گفت: «نه.قهوه هست» و به دو دستگاه ماشین فروش خودکار در کنار مسیر اشاره کرد.

p04 (2)

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند