این نوعی تغییر یا گسست از سیاست «ابتدا آمریکا»ی ترامپ خواهد بود که از همان روزهای اول حضور در کاخ سفید به چندجانبه‌گرایی پشت پا زد و از مجموعه‌ای از معاهدات و توافقات چندجانبه از جمله توافق آب و هوایی پاریس، شراکت ترانس- پاسیفیک و توافق هسته‌ای با ایران خارج شد. «هیلاری مان لِوِرِت» که در دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه در گذشته در شورای امنیت ملی کاخ سفید خدمت کرده است، می‌گوید رویکرد ترامپ به سیاست خارجی «اندکی شبیه به رویکرد ریچارد نیکسون است.» او به الجزیره گفت اصول اخلاقی‌ای که هر دو رهبر در آن اشتراک داشتند «این است که کشورها با یکدیگر دوست نیستند. کشورها منافعی دارند؛ آنها دوست ندارند.» او که به تازگی ریاست شرکت مشاوره‌ای خطرات سیاسی با عنوان «Stratega» را به دست گرفته می‌افزاید: «به گمانم ترامپ این احساس را داشت که می‌تواند رویکرد نیکسون را دنبال کند که می‌تواند یک رئالیست سرسخت و مصمم باشد و می‌تواند همچون بازگشایی نیکسون با چین به یک توافق قابل توجه با این کشور برسد.» طی ۴ سال دوران ریاست‌جمهوری، ترامپ خود را به مثابه یک «معامله‌گر بزرگ» جا انداخته بود که باکی از بر هم زدن وضع موجود و تقویت منافع آمریکا ندارد. لورت می‌گوید:«در آخر دیدیم که او فاقد عمق فکری بود و در موقع مقتضی افرادی که باید کنارش می‌بودند، نبودند و نتوانست به اهدافی که تعیین کرده بود برسد.»

انتظار می‌رود بایدن مبادرت به تقویت رابطه با بسیاری از رهبران به‌ویژه در اروپای غربی کند. از آن جمله است آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان که بایدن با وی روابط نزدیکی از دوران معاونت ریاست‌جمهوری داشت اما در دوره ترامپ روابط مرکل با آمریکا به سردی گرایید. روابط بایدن با بوریس جانسون که ترامپ به اصرار از او خواسته بود از اتحادیه اروپا بیرون بیاید، هنوز روشن نیست. اما چنان که بایدن از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۹ که در کمیته روابط خارجی سنا بود نشان داد، از قابلیت برقراری رابطه با هم‌قطاران خود برخوردار است. بایدن می‌گوید هیچ باکی ندارد که با رهبران مختلف، در موقع مقتضی، رو در رو صحبت کند. ضرورت دارد که بایدن پست‌های کلیدی را پر کند تا بتواند پیام‌های لازم را به کشورهایی که دوستان نزدیک ترامپ بودند مخابره کند. از جمله این کشورها که دوستان ترامپ هم بودند می‌توان از بن سلمان در عربستان، ژاییر بولسانارو در برزیل و عبدالفتاح السیسی در مصر نام برد«پی. جی. کرولی»، دستیار سابق وزیر خارجه در امور عمومی در دولت اوباما، به الجزیره می‌گوید:«در حالی که ترامپ خود را دوست مستبدان می‌دانست و با آنها احساس نزدیکی می‌کرد اما بایدن با کسانی نزدیک است که ارزش‌ها و منافع مشترکی با آنها دارد.» البته به گفته لورت این به این معنا نیست که بایدن با مستبدان کار نکند بلکه می‌کوشد آنها را وارد یک دستور کار و برنامه عینی‌تر و بزرگ‌تری کند. کرولی می‌گوید بایدن «رویکردی فراملی با بسیاری از رهبران» خواهد داشت. از جمله رهبران دیگری که بایدن باید تعامل با آنها را در دستور کار قرار دهد ولادیمیر پوتین، شی جین پینگ و کیم جونگ اون و نیز بنیامین نتانیاهو قرار دارند. کرولی معتقد است: «بایدن یک سیاستمدار تاکتیکی است، به این معنا که می‌تواند با روش‌هایی که در آن خبره‌تر از اوباما است با رهبران ارتباط برقرار کند.» در دوران بایدن رهبران جهان انتظار حضور یک رئیس‌جمهور «قابل پیش‌بینی‌تر» را دارند؛ رهبری که میل ندارد با تصمیمات یکجانبه دنیایی را شگفت‌زده کند یا تصمیمات اساسی را در رسانه‌های اجتماعی بیان کند. با این حال، به نوشته گزارشگر الجزیره، رهبران روسیه و چین در زمره رهبرانی خواهند بود که انرژی بیشتری از بایدن خواهند گرفت و احتمال می‌رود با آنها به‌ بن‌بست یا در بهترین حالت به مشکل بربخورد.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند