«توماس گیبونز نف» در گزارش ۳۰ نوامبر برای نیویورک تایمز در این رابطه نوشت: اگرچه طالبان در رسانه‌های اجتماعی اعلام کرد که هر دو طرف در اوایل ماه جاری در مورد چندین نقطه مورد بحث توافق کرده‌اند، اما این گروه روز شنبه ۸ آذرماه، بر خلاف روال قبل، خطوط گسل را آشکارتر کرد. از جمله نقاط توافق می‌توان به چارچوبی برای چگونگی به پیش بردن مذاکرات، پروتکل‌های مربوطه و چگونگی پرداختن به مسائل دیگر اشاره کرد. اما برخی مقام‌های دولتی بلافاصله ادعای طالبان را رد کرده و در عوض بر این مساله اصرار می‌ورزیدند که هنوز باید بر روی موضوعات و چارچوب‌ها کار کرد و هیچ توافقی هنوز به دست نیامده است. این مقام‌ها همچنین اعلام کردند که طالبان از سوی مقام‌های غربی تحت فشار است تا پیشرفت‌هایی را در مسیر مذاکرات اعلام کند.

«گیبونز نف» در ادامه گزارش خود نوشت: سه مقام افغان که از این گفت‌وگوها آگاه بودند اعلام کردند که اشرف غنی لااقل در مورد یک مساله خاص حساسیت ویژه دارد: به جای اینکه در مذاکرات به دولت با عنوان «طرف دولتی» اشاره شود باید از نام رسمی دولت یعنی «جمهوری اسلامی افغانستان» استفاده شود. دست گذاشتن بر روی چنین جزئیاتی تلاش‌ها را با توقف مواجه می‌کند. در گذشته یعنی در مذاکرات سال ۲۰۱۳ هم طالبان انتظار داشت که از نام رسمی آنها یعنی «امارات اسلامی افغانستان» (نام رسمی آنها در زمانی که در قدرت بودند) استفاده شود و مخالفت با همین امر موجب توقف مذاکرات شده بود. این یک مساله مهم در مذاکرات میان آمریکا و طالبان بود که در نهایت منجر به معامله‌ای شد که راه را برای عقب نشینی نیروهای آمریکایی باز کرد. اینکه طالبان در چارچوب مذاکرات در ماه جاری چندان قائل به این مساله نبودند که به آنها «طرف شورشی» و به طرف دیگر «دولتی» گفته شود خود یک موفقیت بود. مقام‌ها و تحلیلگران می‌گویند، اکنون به دلیل چنین خواسته‌ای از سوی غنی، مذاکرات مورد تردید قرار گرفته و یک علامت سوال بزرگ پیش روی آن قرار گرفته است. «صدیق صدیقی»، سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان، در بیانیه‌ای در روز دوشنبه (۱۰ آذرماه) گفت که غنی «در عزم خود برای موفق شدنِ مذاکرات صلح ثابت قدم است» و «برخی دیدگاه ها» در مقاله تایمز «غیرموجه و بی‌اساس است» اما او توضیح بیشتری در این زمینه نداد.

«ابراهیم باهیس»، تحلیلگر مستقل افغانستان، می‌گوید:«در این مرحله، روند کلی به سمت متقاعد کردن مخاطبان بین‌المللی حرکت کرده تا نشان دهد که این طرف دیگر است که حسن نیت ندارد. اما در بلند مدت، می‌تواند دست آن گروهی از طالبان را تقویت کند که مدافع راه حل نظامی بوده و فرآیند فعلی را بی‌ثمر می‌بینند». مقام‌های دیپلماتیک آمریکایی و غربی آشکارا در مورد توقف مذاکرات موضعی نگرفته‌اند. اما افراد مطلع که از مذاکرات دوحه آگاهی دارند می‌گویند که دیپلمات‌ها از موضع غنی دلسرد شده و گفته‌اند که تیم مذاکراتی دولت دچار شکاف شده و به دو گروه تقسیم شده است: گروهی که وفادار به غنی هستند و گروهی که از او دلسرد شده‌اند. گفت‌وگوهای مقدماتی که در ماه سپتامبر با امید و چشم‌انداز مطلوب در قطر کلید خورد، در ماه‌های اخیر با خشونت‌های بی‌سابقه‌ای در افغانستان همراه شده است. طالبان حملات خود در استان‌ها (ولایات) مهم را شدت بخشیده و موجب شده دولت افغانستان آنها را به «گروگان گرفتن مذاکرات با خشونت‌های خود» متهم کند. روز یکشنبه ۹ آذرماه یک خودروی «هاموی» که پر از مواد منفجره بود به یک پایگاه ارتش افغانستان در استان غزنی برخورد کرد که لااقل ۳۰ نفر از نیروهای امنیتی را کشت.  «تورِک فرهادی»، مشاور سابق ریاست جمهوری افغانستان، می‌گوید اگر غنی متنی را بپذیرد که از ذکر نام «جمهوری اسلامی افغانستان» امتناع می‌ورزد، این مساله «شرایط را برای عدم شناسایی جمهوری افغانستان فراهم می‌سازد. پرزیدنت غنی از آغاز بر این مفهوم تاکید داشت زیرا هیچ تضمینی نیست که وی رئیس‌جمهور بماند». یک دیدگاه دیگر این است که غنی ممکن است این مذاکرات را به عمد به تاخیر اندازد. یعنی این تاخیر یک امر حساب شده است تا دولت جدید آمریکا به رهبری بایدن روی کار بیاید تا بدین ترتیب بایدن بتواند یا مسیر عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی را تغییر دهد یا رویکرد خود در قبال مذاکرات صلح را با تغییراتی همراه کند. در دولت ترامپ، مقام‌های افغان همواره گله‌مند بودند که از سوی مقام‌های آمریکایی برای پذیرش «مصالحه‌ای دردناک» تحت فشارهای زیادی بودند. با این حال، گفته شده با میانجی‌گری مقام‌های قطری، پاکستانی و آمریکایی، مقام‌های افغان و طالبان دو مساله اساسی را حل و فصل کرده اند: اینکه هر دو طرف به کدام یک از مکاتب اسلامی تعلق دارند تا بر اساس آن به حل و فصل مناقشات بپردازند و دیگر اینکه معامله آمریکا- طالبان در ۲۹ فوریه مبنای مذاکرات آتی باشد.

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند