به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل روزنامه «دنیای اقتصاد» در سرمقاله نسخه آمریکا، اکونومیست به «بحران میانسالی» شرکت گوگل پرداخته شده است به نحوی که همه چیز در ظاهر در جای خود قرار دارند و سرویس‌های مختلف این شرکت از قبیل یوتیوب و جی‌میل با بیشترین تقاضا از سوی کاربران مواجه هستند. با این حال گوگل نیز با همان مشکلاتی مواجه است که قدمتی به طول تاریخ تجارت دارند. اینکه این شرکت چگونه می‌تواند همچنان روحیه خلاقیت و پویایی خود را همزمان با افزایش عمر خود حفظ کند. اما در نسخه‌ای که اکونومیست برای آسیا و اروپا به چاپ رساند، این بار بحث اصلی مخصمه‌ای است که پاندمی کرونا برای مهاجرت پدید آورد. تمامی کشورها، مرزهای خود را به‌طور کامل تا قسمتی بسته‌اند. در مجموع، از زمان آغاز پاندمی کرونا، حدود ۶۵ هزار طرح و مقررات جدید در زمینه محدودیت‌ها در سراسر جهان صادر شده‌اند. دلایل احساسی در این بین وجود دارند که چرا کشورها اکنون میل کمتری برای پذیرفتن افراد خارجی دارند؛ حتی پس از اینکه واکسن کرونا در دسترس قرار بگیرد و جهان از بحران کرونا عبور کند.

علت آن است که مردم نه‌تنها از کرونا بلکه از آنچه که پس از آن رخ خواهد داد واهمه دارند. کووید-۱۹ موجب بیکاری بسیاری شده است. اکنون بسیاری از بومیان معتقدند که مهاجران خارجی، فرصت‌های شغلی را برای آنها محدود می‌کنند و بنابراین دور از ذهن نیست که حتی پس از از میان رفتن بحران کرونا و برداشته شدن ممنوعیت سفر، اما محدودیت‌ها همچنان در مورد مهاجرت تداوم یابد. برخی از کشورها البته ممکن است نسبت به پیش از کرونا، در برابر مهاجرت تمایل بیشتری داشته باشند. ژاپن اکنون به کارآموزان خارجی بیشتری اجازه می‌دهد تا به این کشور مهاجرت کنند تا بتواند برنامه خود را برای تغییر مشاغل اجرا کند. بریتانیا نیز اگرچه به دلیل برگزیت ممکن است آغوش تنگ‌تری برای مهاجران داشته باشد، اما هم‌اکنون نیز پیشنهاد اقامت را برای حدود ۳ میلیون شهروند هنگ‌کنگ که تحت فشار حزب کمونیست چین هستند، اعلام کرده است. با این حال زمانی که کرونا در هم شکسته شود مفهوم مهاجرت همچنان همانی است که در گذشته بود: یک ابزار قدرتمند برای بالا کشاندن فقیر، روح تازه در بدن کشورهای غنی و توزیع ایده‌های جدید در سراسر جهان. یک پاندمی به هیچ وجه دلیل مناسبی برای نادیده انگاشتن این مهم نیست.

اما در نسخه بریتانیا، اکونومیست نیز این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان رفاه را به مناطق عقب‌مانده و فقیر بریتانیا سرایت داد. یکی از دلایلی که بوریس جانسون در مورد ارتقا صحبت می‌کند آن است که او آرای بسیاری از نمایندگان مجلس مناطق میانه و شمال انگلیس را در انتخابات سال گذشته بریتانیا کسب کرد و اکنون حزب محافظه‌کار باید به فکر این مناطق باشد. دلیل دیگر وجود نابرابری در مناطق انگلیس است. نسبت ۱۰ درصد از مناطق کوچک با بالاترین میزان تولید ناخالص داخلی در برابر ۱۰ درصد از مناطق با کمترین تولید ناخالص داخلی ۳/ ۴به یک است و این تفاوت بیشتر از هر کشور غنی دیگری است. حتی در بهترین شرایط نیز بوریس جانسون برای جامه عمل پوشاندن به شعارهای خود در این زمینه باید تقلای بسیار کند، در حالی که به دلیل سایه سنگین کرونا بر اقتصاد، این بهترین شرایط هم نیست. اگر بوریس جانسون قصد دارد تا این وعده‌ها را عملی کند، او باید از طریق به‌روز رسانی زیرساخت‌های شهرهای بزرگ، توانایی این شهرها و توابع آنها در تولید را افزایش دهد. از همه مهم‌تر او باید از بخشی از قدرتش نیز چشم‌پوشی کند.

این مطلب برایم مفید است
25 نفر این پست را پسندیده اند