حجم ویدیو: 0.00 | مدت زمان ویدیو: 00:00:00

با وجود این، جزایر سلیمان، با جمعیتی حدود ۵۰۰ هزار نفر، بیش از ۷۰ زبان مختلف دارد. بیشتر ساکنان پاپوای گینه نو هرگز دره‌های کوهستانی کوچکی را که در آن زاده شده‌اند، ترک نکرده‌اند؛ زندگی آنها در وانتوک و در رقابت با وانتوک‌های [هم‌زبانان] همسایه سپری می‌شود. رهبری وانتوک‌ها یا هم‌زبانان برعهده یک «بزرگ مرد» [Big Man] یا «ریش سفید» است. هیچ‌کس مادرزاد «بزرگ‌مرد» نیست. همچنین یک «بزرگ‌مرد» نمی‌تواند این عنوان را به فرزند خود انتقال دهد. در عوض، این جایگاه باید در هر نسل به‌دست‌ آید. این جایگاه لزوما به کسی که به لحاظ فیزیکی مسلط است نمی‌رسد بلکه به کسانی می‌رسد که اعتماد جامعه خود را معمولا بر حسب توانایی توزیع خوک‌ها، پول صدفی [shell money: پول صدفی روزگاری در همه قاره‌ها از جمله آمریکا، آسیا، آفریقا و استرالیا رایج بود. باستان‌شناسان شواهدی پیدا کردند که نشان می‌دهد دست کم از سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد، از صدف‌ها به‌عنوان شیوه‌ای برای پرداخت استفاده می‌شد] و دیگر منابع برای اعضای یک قبیله به‌دست آورده‌اند. در جامعه سنتی ملانزی، «بزرگ‌مرد» باید همواره دقت نظر داشته و مراقب همه جا باشد زیرا ممکن است رقیبی برای اقتدار او در پشت سرش ظاهر شود. بدون وجود منابع برای توزیع، او جایگاه خود را به‌عنوان رهبر از دست می‌دهد.

وقتی در دهه ۷۰ استرالیا به پاپوا گینه نو و بریتانیا به جزایر سلیمان استقلال اعطا کردند، آنها دولت‌هایی به سبک «وست‌مینستری» برقرار کردند که در آن شهروندان در انتخابات چندحزبی منظم به اعضای پارلمان رای می‌دهند. در استرالیا و بریتانیا گزینه‌های سیاسی حول حزب کارگر چپ میانه و حزب محافظه‌کار می‌گردد (حزب لیبرال در استرالیا و توری‌ها در بریتانیا). رای‌دهندگان روی هم رفته تصمیمات را بر مبنای ایدئولوژی و سیاست اتخاذ می‌کنند (برای مثال، اینکه آیا آنها حمایت‌های دولتی بیشتر می‌خواهند یا سیاست‌های بازارمحورتر). با این حال، وقتی این نظام سیاسی در ملانزی کاشته شد نتیجه «آشوب» بود. دلیل آن این بود که بیشتر رای‌دهندگان در ملانزی به برنامه‌های سیاسی رای نمی‌دهند؛ در عوض، آنها از «بزرگ‌مرد»شان و «وانتوک»‌های خود پشتیبانی می‌کنند. اگر «بزرگ‌مرد» (یا در مواقعی «بزرگ‌زن» [Big Woman]) بتواند برای پارلمان انتخاب شود، این نماینده جدید پارلمان از نفوذ خود برای هدایت منابع دولتی به سوی وانتوک استفاده خواهد کرد تا به حامیان خود با چیزهایی مانند شهریه‌های مدارس، هزینه‌های کفن و دفن و پروژه‌های ساخت‌وساز کمک کند. به‌رغم وجود یک دولت ملی با تمام نشانه‌های حاکمیتی، مانند پرچم و ارتش، معدود ساکنان ملانزی حس تعلق به ملتی بزرگ‌تر دارند یا خود را بخشی از جهان اجتماعی‌ای فراتر از وانتوک‌های خود می‌پندارند. پارلمان‌های پاپوای گینه نو و جزایر سلیمان احزاب سیاسی منسجمی ندارند؛ آنها مملو از رهبران منفردی  [individual leaders] هستند که هریک می‌کوشند تا حد امکان خوک بیشتری برای پایگاه محدود حامیان خود به ارمغان آورند. نظام اجتماعی قبیله‌ای ملانزی توسعه اقتصادی را محدود می‌کند زیرا مانع ظهور حقوق مالکیت مدرن می‌شود. هم در پاپوای گینه نو و هم در جزایر سلیمان، بیش از ۹۵ درصد تمام زمین‌ها به شکلی حفظ می‌شود که به آن «تصرف آیینی زمین» [customary land tenure: به زمینی اطلاق می‌شود که مالک آن جوامع بدوی هستند و براساس آیین‌ها و رسوم‌شان اداره می‌شود. مالکیت مشترک یکی از شکل‌های مالکیت آیینی زمین است] می‌گویند. براساس قواعد آیینی، دارایی خصوصی است اما به‌دست گروه‌هایی از اقوام و خویشان به‌صورت غیررسمی (یعنی بدون اسناد قانونی) نگهداری و حفظ می‌شود که حقوقی فردی و جمعی بر بخش‌های متفاوتی از زمین دارند. مالکیت نه‌تنها اهمیت اقتصادی که اهمیت معنوی هم دارد زیرا بستگان درگذشته در نقاط خاصی از زمین وانتوک دفن می‌شدند و روح‌شان همچنان در همان‌جا ساکن می‌شد. هیچ کس در وانتوک، از جمله «بزرگ‌مرد»، از حق انحصاری واگذاری مالکیت زمین به یک خارجی برخوردار نیست. یک شرکت معدنی یا شرکت [تولید] روغن خرما که به‌دنبال امتیاز است باید با صدها یا گاهی هزاران نفر از زمینداران مذاکره کند و طبق قواعد سنتی هیچ قانون [مشمول] مرور زمانی [Statute of limitations: به زمانی گفته می‌شود که به موجب قانون پس از انقضای آن مدت، تعقیب فرد و مساله قانونی موقوف خواهد شد. در «کامن‌لا» مرور زمان یعنی سپری شدن مدتی که به موجب قانون پس از انقضای آن مدت، دعوی شنیده نشده و دیگر نمی‌توان بابت آن شکایتی کرد] در مورد مطالبات بر زمین وجود ندارد.

از ‌نظر بسیاری از خارجیان، رفتار سیاستمداران ملانزی شبیه به انحراف سیاسی به نظر می‌رسد. اما از ‌نظر نظام اجتماعی قبیله‌ای سنتی این جزیره، «بزرگ‌مرد» به وضوح کاری را انجام می‌دهد که «بزرگ‌مردان» همواره انجام داده‌اند یعنی همان بازتوزیع منابع به سوی اقوام و خویشان‌شان. آنها نه‌تنها به خوک‌ها و پول‌های صدفی که به درآمدهایی از امتیازات معدنی و درخت‌بُری [logging concessions] هم دسترسی دارند. پرواز از بندر «مورس بی»، پایتخت پاپوای گینه نو، به «کنز» یا «بریزبین» در استرالیا تنها چند ساعت طول می‌کشد اما در آن پرواز خواهید دید که درحال پیمودن چند هزار سال توسعه سیاسی هستید. در تامل درباره چالش‌های توسعه سیاسی در ملانزی، من شروع به بررسی این مساله کردم که چگونه هر جامعه‌ای از یک جامعه قبیله‌ای توانست به یک جامعه دولت‌مند حرکت کند، چگونه حقوق آیینی به حقوق مالکیت مدرن تحول و تکامل یافت و چگونه نظام‌های حقوقی رسمی، وابسته به یک نیروی شخص سومی که در ملانزی سنتی وجود نداشت، برای اولین بار ظاهر شدند.

22222

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند