به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل روزنامه«دنیای‌اقتصاد» به نقل از «سی‌ان‌ان»، گرچه این مشکلات پیچیده هستند، اما سیاستمداران پوپولیست راه‌حل‌هایی جذاب و ساده‌ پیشنهاد می‌کنند، راه‌حل‌هایی که مورد استقبال اکثر رای‌دهندگان قرار گرفته است. بر این اساس با ورود به ۲۰۱۹، روابط مردم با سیاستمداران پوپولیست جو حاکم بر بازارها را شکل خواهد داد.  دونالد ترامپ موفق شد در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ با شعارهای تجاری حمایت‌گرایانه و کنترل مهاجران خود برنده شود. در سال ۲۰۱۰، ویکتور اوربان توانست با اتخاذ مواضع  اقتدارگرایانه به‌عنوان نخست‌وزیر مجارستان انتخاب شود. رودریگو دوترته در ۲۰۱۶ رئیس‌جمهوری فیلیپین شد و از آن زمان سیاست‌های جنجالی و تنبیهی در پیش گرفته است. در ۲۰۱۵ زمانی که حزب قانون و عدالت در لهستان به قدرت رسید، استقلال قضایی این کشور زیرسوال رفت. خائر بولسونارو که خود را حافظ منافع حزب راست‌گرا‌ می‌داند، ژانویه امسال به‌عنوان رئیس‌جمهوری برزیل مشغول به‌کار شد. در انگلیس، کمپین جدایی – محور اصلی سیاست‌های حزب استقلال این کشور – در ۲۰۱۶ رفراندوم برگزیت را به مرحله اجرا گذاشت. و در نهایت ایتالیا، احزاب «لیگ ایتالیا» و «جنبش پنج ستاره»، دو حزب پوپولیست متفاوت در این کشور، توانستند در ۲۰۱۸ یک دولت ائتلافی را تشکیل دهند. البته تاکنون، رای‌دهندگان توانسته‌اند آنچه را به آن رای‌ داده‌ بودند به‌دست آورند. در آمریکا، دونالد ترامپ وعده‌های خود درخصوص کاهش مالیات‌ها و سیاست‌های تجاری حمایت‌گرایانه اجرا کرده است. در انگلیس، پروسه «برگزیت» در جریان است و احتمالا خروج از اتحادیه اروپا تا مارس ۲۰۱۹ محقق خواهد شد. دولت ایتالیا، هر دو سیاست‌های مالی انبساطی و برنامه کاهش مالیات‌های خود را آغاز کرده است، گرچه اندکی از طرح اولیه خود کوتاه آمده است.  در ۲۰۱۹ اما از آنجا که اثرات این سیاست‌ها نمایان خواهد شد، احتمالا وارد بحران می‌شویم. پوپولیست‌های منتخب، مجبور خواهند بود با واقعیات اداره دولت روبه‌رو شوند، به‌خصوص با وجود وضع اقتصادی نامطلوب. در آمریکا با کنترل دموکرات‌ها بر مجلس نمایندگان، تحقیقات بر سر فعالیت‌ها و امور رئیس‌جمهوری و همچنین سیاست‌های داخلی منفعل او آغاز خواهد شد. برای به کنترل در‌ آوردن اخبار رسانه‌ها، دونالد ترامپ احتمالا سیاست‌های جنجالی خود همچون حمایت‌گرایی تجاری را تشدید خواهد کرد، سیاست‌هایی که حتی وفادارترین حامیان او را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد: تورم ناشی از افزایش تعرفه‌های واردات، فشارها را بر خانوارهای ضعیف تشدید خواهد کرد و بیش از همه به کمربند زنگ‌زده این کشور – شمال شرقی و غرب میانه ایالات‌متحده - صدمه خواهد زد. در ایتالیا دولت جدید مجبور خواهد بود واقعیت چالشی اداره دولت ائتلافی دو حزبی را تجربه کند. نزاع با اتحادیه اروپا و اثرات بر بازدهی اوراق قرضه، تاکنون نیز دولت ائتلافی این کشور را برای تخفیف برنامه‌های مالی انبساطی خود با چالش‌هایی مواجه ساخته است. در واقع انتخاباتی دیگر، تهدیدی همیشگی برای دولت این کشور خواهد بود. در این میان، در تلاش برای توافق «برگزیت» یا عدم توافق آن، انگلیس به نقطه بحرانی خود نزدیک خواهد شد.

 در این شرایط، غیرمنطقی بودن برخی پوپولیست‌های «برگزیت» که هم‌زمان خواهان جدایی از اتحادیه اروپا و تجارت بدون تنش با آن هستند، برملا خواهد شد. در سال جدید بازارها احتمالا به تقلای خود برای فائق آمدن بر هزینه‌های پوپولیست‌ها (در هر مرحله‌ای که باشد)ادامه داده و با قدرت به سیاست‌های شدید و از لحاظ مالی غیرمسوولانه آنها واکنش نشان خواهد داد. در عوض این می‌تواند پوپولیست‌ها را مجبور به تغییر موضع کند. این وضعیت را سال گذشته در ایتالیا شاهد بودیم، جایی که رهبران پوپولیست به‌دنبال واکنش منفی بازارها، سیاست‌های بودجه‌ای خود را تعدیل کردند. گفته مشابهی را می‌توان درخصوص مذاکرات «برگزیت» داشت، جایی که تاکنون نیز ترزا می‌ مواضع خود  در موضوعات کلیدی را تغییر داده است، چراکه سیاست‌های برگزیتی موجب تردید گسترده در بازارها  شده است. در نهایت می‌توان گفت با وجود تفاوت‌ در سیاست‌های پوپولیستی، نمی‌توان انتظار واکنش یکسان از بازارها داشت. بر این اساس، طالع ترامپ مشابه اوربان در مجارستان نخواهد بود. گرچه یک چیز واضح است: منطقی‌ترین واکنش سرمایه‌گذاران، تلاش برای فهم جزئیات این سیاست‌ها و اثرات آنها خواهد بود.