به گفته یک منبع که تماس فردی با یک عضو بازنشسته SSD داشت، مقام‌ها دیدارهای هفتگی برگزار می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که براساس گزارش‌های دریافتی چه کسی را مورد پیگرد و تعقیب قرار دهند. هر چه تهدید برای حکومت خاندان کیم بزرگ‌تر باشد، شانس اقدام آینده هم بیشتر می‌شود. گاهی، سهمیه‌ها اقدام را هم ضروری می‌سازد؛ اگر SSD از بالا به‌خاطر انحراف از کار مورد نقد قرار گیرد یا رهبری دستور سرکوب صادر کند، در این صورت خطر دستگیری بالا می‌رود. اگر کسی از شما خبرچینی کند و به نقل از شما بگوید: «کیم‌جونگ‌اون جوان‌تر از آن است که بتواند کشور را اداره کند» یا «مادر کیم‌جونگ‌اون در ژاپن متولد شده و پدرش هم برای وزارت جنگ ژاپن کار می‌کرد»، مقام‌های SSD پیشینه شما را بررسی خواهند کرد. اگر «سونگبان» شما خوب باشد، اگر در سوابق شما اظهاراتی مشابه دیده نشود یا پست مهمی داشته باشید، این اطلاعات از سوی SSD در پرونده شما ضبط و حتی در پرونده مخفی شما در فایل‌های OGD هم گذاشته می‌شود. اگر بقیه زندگی سیاسی‌تان بدون حادثه سپری شود، احتمالا هرگز نخواهید دانست که SSD از شما تحقیق کرده است. شاید ۵ سال بعد، اگر یکی از بهترین دوستانتان تصمیم بگیرد که به کره‌جنوبی پناهنده شود، SSD می‌تواند پرونده‌های شکایت از شما را بگشاید و از آن علیه شما استفاده کند صرف‌نظر از اینکه اتهامات درست باشد یا غلط.

اگر SSD شما را دستگیر کند، زندگی‌تان برای همیشه تغییر خواهد کرد. در آن مرحله، اساسا تصمیم گرفته شده که شما به اقدامات ضددولتی و جرم سیاسی متهم شده و مانع معجزه - برای مثال، مداخله از سوی فردی قدرتمند- شده‌اید. شما در یک دادگاه نمایشی مختصر «اعتراف» می‌کنید و در این صورت به یک زندان سیاسی فرستاده می‌شوید که احتمالا هرگز بازگشتی از آن در کار نخواهد بود. مهم‌ترین سوال باقی‌مانده این است که آیا خانواده‌تان به شما ملحق خواهند شد یا خیر. این تصمیم هم از سوی SSD اتخاذ می‌شود؛ هیچ فرآیند درست، شفاف یا قانونی‌ای وجود ندارد.

مرحله عدم بازگشت

عوامل SSD به راحتی می‌توانند در منزل شما حضور یافته و شما – و اگر بخواهند خانواده‌تان- را با خود برای بازجویی ببرند. یک منبع می‌گوید که آنها تمام متعلقات و هست و نیست شما را با خود می‌برند و آنها را در جایی نگه می‌دارند (عجیب این است که این متعلقات دست نخورده باقی می‌ماند و در هنگام آزادی به شما پس داده می‌شود). گاهی اوقات از افراد خواسته می‌شود که در ساعت و زمان مشخص خود را معرفی و تسلیم کنند. افراد مطمئن هستند که اگر چنین نکنند و طفره بروند، اوضاع بدتر خواهد شد. غیر از برانگیختن ترس، درخواست از شما برای تسلیم خودتان یک نفع مضاعف و ترسناکی هم برای SSD دارد: اگر شما پیش از معرفی خود یا دستگیری‌تان مرتکب خودکشی شوید، موجب صرفه‌جویی در هزینه‌های مادی و تلاش‌های SSD برای برخورد با شما خواهد شد.

مراکز بازجویی SSD معمولا به شکل مستطیل سازماندهی می‌شوند و دو ردیف سلول در طرفین آن قرار دارد که با یک راهرو جدا می‌شود و در آخر راهرو هم اتاق بازجویی قرار دارد. زندانیان براساس جنسیت جدا می‌شوند و احتمالا در هر سلول ۵ نفر نگهداشته می‌شوند. سهمیه غذایی در این مراکز فقط در حد نمردن است. بسیاری می‌گویند طی تمام دوران بازجویی نه تنها اجازه شست و شو و استحمام داده نمی‌شود بلکه گاهی اجازه دریافت نور خورشید هم داده نمی‌شود (سلول‌های زیرزمینی رایج است). یکی از روش‌های معمول شکنجه این است که فرد مجبور می‌شود در یک وضعیت خاص برای ساعت‌ها بنشیند بدون اینکه ذره‌ای به خود تکان دهد یا حتی صدایی تولید کند؛ ناتوانی در رعایت این اصول سفت و سخت، موجب ضرب و شتم شدید می‌شود.

خشونت و تهدید به خشونت بخش‌های مهم هرگونه جلسه بازجویی هستند. برای مثال، ممکن است به اتاق بازجویی تاریک و نموری برده شوید که در آن عامل SSD روبه‌روی شما می‌نشیند و شروع به پرسیدن سوال می‌کند. اگرچه شما او را نمی‌بینید اما از حضور دو نفر در پشت سر خود آگاهید: یکی سمت چپ‌تان و دیگری سمت راست. اگر پاسخ شما به پرسش مربوطه اقناع‌کننده باشد، بازجو بی‌دردسر سراغ سوال بعدی می‌رود. اگر او گمان دروغ به پاسخ شما ببرد، علامتی به یکی از آن مردانی که پشت سرتان ایستاده می‌دهد. او سپس از پشت سر با چوب شما را می‌زند. سوال آنقدر تکرار می‌شود و کتک آنقدر زده می‌شود تا پاسخ دلخواه داده شود. گاهی، زندانیان آنقدر شدید مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند که از شدت تلفات وارده می‌میرند.

خانواده فرد درگذشته هیچ حقی برای شکایت از این مساله ندارد (شاید حتی به آن خانواده اطلاع داده نشود که عزیزشان ربوده شده است). زندانی‌ای که تا سر حد مرگ کتک زده شده است شاید به خانه فرستاده شود. نگرش غالب ظاهرا این است که بهتر است آنها در جای دیگر بمیرند؛ اگر زنده بمانند یا ممکن است به قدر کافی مجازات شوند یا به زندان محکوم شوند. هدف بازجویی «شکستن» متهم است و سپس اعزام او به «دادگاه» که این دادگاه هم دقیقا محل استماعی است که از سوی نیروهای SSD اداره می‌شود. فهرستی از اتهامات قرائت می‌شود، فرد متهم می‌شود و در نهایت، متهم به زندان یا اردوگاه فرستاده می‌شود. به همین راحتی. اگر آن فرد متهم شناخته شود، به جایی که باید منتقل می‌شود و مورد بازجویی قرار می‌گیرد.