آنها که به جرائم جدی‌تر متهم و محکوم می‌شوند سر و کارشان با gyohwaso می‌افتد، جایی برای «بهبود و اصلاح از طریق آموزش» که فرد محکوم برای گذراندن دوران مشخص چند ساله محکومیت به آنجا فرستاده می‌شود. gyohwaso نیز یک نهاد «غیرسیاسی» است که از سوی MPS اداره می‌شود اما در حقیقت بسیاری در آنجا نگاه داشته می‌شوند به‌خاطر آنچه که در بسیاری از کشورهای دیگر جرائم سیاسی تلقی می‌شود. برای مثال، فردی که به خرید و فروش یا تجارت DVDهای خارجی می‌پردازد ممکن است به gyohwaso فرستاده شود آن هم به‌خاطر این حقیقت که اقلامی که می‌فروشد به تضعیف کنترل دولت بر فرآیند اطلاعات و اطلاع‌رسانی کمک می‌کند. زندگی در gyohwaso فوق‌العاده سخت است. شواهدی از زندانیان سابق زندان شماره ۱۲ Gyohwaso- که در جونگوری‌[Jonggori] در شمال استان‌هامگیونگ قرار دارد (نزدیک مرز چین)- نشان می‌دهد که جیره غذایی در آنجا آن‌قدر ناچیز است که حتی کمتر از سطح بقا و معیشت است به‌گونه‌ای‌که زندانیان مجبور می‌شوند هر حشره یا جونده‌ای که می‌جنبد را برای سیر کردن خود شکار کرده و بخورند. این برای مردان امری متداول است که در زمانی که در آنجا محبوس هستند بیش از ۳۰ کیلوگرم از وزن خود را از دست بدهند. برای بسیاری آنجا آخر خط است و اسیر مرگ می‌شوند. زندان شماره ۱۲ Gyohwaso- که حدود ۳ تا ۴ هزار زندانی را در خود دارد (از جمله یک هزار زن)- در این مورد استثنایی را برنمی‌تابد. 

در عین حال، زندانیان gyohwaso باید کارهای سخت و اجباری‌ را هم تحمل کنند. مردان زندان شماره ۱۲ به اردوگاه معدن مس فرستاده می‌شوند که شاید ۱۴ ساعت در روز کار می‌کنند. تجهیزات ایمنی وجود ندارد و از این‌رو، مرگ و آسیب‌های شدید بسیار متداول است. همچنین در آن محل کارخانه مبل‌سازی هم هست که سوانح و حوادث در آن بسیار مکرر است. زندانیان ۵ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند. بنابراین، ترکیب خستگی و تجهیزات از رده خارج موجب می‌شود که هر چند روز یکبار یک نفر بمیرد. تنها تسلی برای زندانی‌های gyohwaso همانا احتمال رهایی و آزادی اتفاقی‌شان است. برخلاف زندانیانی که در بندهای سیاسی هستند، آنهایی که در gyohwaso دوران محکومیت را سپری می‌کنند احکام ثابت و مشخص دارند و پس از گذراندن این دوران حقوق شهروندی‌شان دوباره به آنها عودت داده می‌شود (هر چند به شکلی بسیار اندک). حتی کسب عفو یا آزادی زود هنگام با نوشتن نامه‌ای به قائد اعظم و درخواست بخشش میسر است؛ این نامه‌ها وارد کانال OGD می‌شود و گاهی، فرد خوشبخت آزادی خود را به این شکل به‌دست می‌آورد. این اقدام هم ظاهرا از طریق برگه‌های خاصی از سوی مربیان تبلیغاتی [propaganda instructor] در اردوگاه انجام می‌گیرد. کامل شدن دوران محکومیت زمانی تسریع می‌شود که خویشان فرد پولی به‌عنوان رشوه بدهند یا نفوذی سیاسی داشته باشند.

زندانی سیاسی: فرق آن چیست؟

در تمام سطوح سیستم MPS، قساوت و بی‌رحمی امری شایع است. جیره‌هایی که کفاف بقا را نمی‌دهد، شکنجه و ضرب و شتم همگی اقداماتی استاندارد هستند. اعدام علنی و آشکار کسانی که بکوشند از gyohwaso فرار کنند امری عادی تلقی می‌شود و ابزاری است موثر برای دلسرد کردن دیگران از تلاش برای فرار. بازجویان Kuryujang وقتی بخواهند از مظنونی اعتراف بگیرند هر کاری بتوانند و دوست داشته باشند انجام می‌دهند و هیچ محدودیتی ندارند و نگهبانان زندان هم وقتی می‌خواهند انضباط را پیاده کنند از همان مصونیت برخوردارند یا اینکه سادیسم خود را آشکار می‌سازند. می‌تواند گفته شود که کشورهای دیگری هم هستند که رژیم زندان سخت و خشنی را به اجرا در می‌آورند. تفاوت کره‌شمالی با آنها در سیستم زندان‌های سیاسی‌اش است. یک زندان سیاسی یا gwalliso شبیه به gyohwaso است که در آن نهادی برای کار اجباری هست که مشخصه‌اش قساوت است اما این سیستم، آن خشونت را به حد اعلا می‌رساند (چنانکه خواهیم دید). افزون بر این، زندانیان gwalliso شهروند نیستند [ non-citizens] و هیچ امیدی هم به آزادی ندارند.  شاید مهم‌تر از همه، زندانی شدن‌های سیاسی فقط شامل فرد نمی‌شود بلکه کل خانواده‌اش را هم در بر می‌گیرد. اصلی که yeonjwaje یا «جرم با مشارکت» [guilt by association] نامیده می‌شود به این معناست که سه نسل از یک خانواده را به‌خاطر جرم یک نفر به gwalliso می‌فرستند. طبیعتا، این به‌عنوان یک بازدارندگی بزرگ در برابر به چالش طلبیدن رژیم عمل می‌کند. مثلا اگر فردی اعلامیه‌های بی نام و نشان پخش کند که مشتمل بر انتقاد از خاندان کیم باشد ممکن است فرزند یا فرزندانش، برادران و خواهران مجردش و والدینش همگی به اتفاق به gwalliso فرستاده شوند. اما یک استثنا هم هست: اگر همسرش بلافاصله از او طلاق بگیرد ممکن است بخشیده شود. خواهران متاهل آن فرد نیز البته همراه او زندانی نمی‌شوند [و این دومین استثنا است] زیرا مفهوم سنتی کره‌ای خانواده «پدرسالارانه» است و وقتی زن ازدواج می‌کند یعنی از خانواده خود جدا شده است. در اینجا، یکبار دیگر می‌توانیم روحیه فئودالی کره‌شمالی را ببینیم. ایده «سه نسل» در اصل خود کمونیستی نیست بلکه ریشه در گذشته پادشاهی کره دارد. در دوران سلسله چوسان، مردانی که در امتحانات ملی سخت قبول می‌شدند وارد خدمات دولتی می‌شدند و برای سه نسل به آنها زمین داده می‌شد. به همین ترتیب، فرزندان و نوادگان مجرمان و مخالفان سیاسی مورد تبعیض دولت قرار می‌گیرند.