به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل روزنامه «دنیای اقتصاد» در این مقاله آمده است: سال گذشته امانوئل مکرون درحالی وارد کاخ الیزه شد که انجام اصلاحات فرانسه را در دستور کار داشت. این هفته اما فرانسه اصلاح‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد. «جلیقه‌زردها» خیابان‌ها را فراگرفته‌اند و در هر نقطه می‌توان خودروهای سوخته را مشاهده کرد. از سوی دیگر عقب‌نشینی‌های مکرون در برابر معترضان نشان تصویری از مکرون ضعیف را به نمایش در آورده است؛ فردی که زمانی وعده یک رئیس‌جمهوری «ژوپیتری» (از اسطوره‌های یونان باستان) را داده بود اکنون بسیار فناپذیر به‌نظر ‌می‌رسد

به‌نظر می‌رسد امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه فراموش کرده است که در دور نخست انتخابات سال گذشته میلادی ۴۸ درصد از رای‌دهندگان از اینکه یکی از نامزد‌های احزاب افراطی را مورد حمایت خود قرار دهند ناخشنود بودند. مارین لوپن از حزب راست‌گرا، ژان لوک ملانشن چپ‌گرا و چند نامزد رادیکال دیگر که دارای کاریزمای کمتری بودند از این دسته هستند. این رای‌دهندگان جای دوری نرفته‌اند. بنابراین ستیز مکرون با چپ‌گراها امری غیرمنطقی بود. طرح افزایش مالیات بر سوخت مکرون به‌نظر می‌رسد که یک سیاست حمایتی از محیط‌زیست است اما او باید به افرادی ‌مانند ساکنان مناطق روستایی و حومه شهر که زندگی آنها اغلب با استفاده از همین سوخت برای مشاغل کشاورزی می‌گذرد توجه بیشتری را صرف می‌کرد. اکنون مخرب‌ترین برچسبی که معترضان مکرون، مقام پیشین بانکی را با آن مورد خطاب قرار می‌دهند، «رئیس‌جمهوری متمولان» است. امروز بسیاری از شهروندان فرانسوی همین عقیده را نسبت به مکرون دارند و شاید به همین دلیل است که ۷۵ درصد از مردم این کشور اعلام کرده‌اند که از اعتراضات «جلیقه‌زرد‌ها» حمایت می‌کنند.

به‌نظر می‌رسد که حتی عقب‌نشینی مکرون با تعلیق افزایش مالیات بر سوخت در سال ۲۰۱۹ نیز نمی‌تواند التهاب‌ را از خیابان‌های پاریس دور کند. برای آغاز باید گفت که اکنون بخشی از تظاهرات کنونی از سوی افراطی‌های آشوب‌گر که مایل به سرنگونی نظام سرمایه‌داری هستند مصادره به‌مطلوب شده است. حتی بسیاری از جلیقه‌زرد‌های میانه‌رو نیز خواستار کناره‌گیری مکرون از ریاست‌جمهوری یا تشکیل یک پارلمان جدید هستند. از سوی دیگر افزایش مالیات سوخت که در ماه ژانویه اجرایی شده بود نیز هنوز لغو نشده است. واکنش دولت مکرون می‌تواند به‌طور دهشتناکی پیامد‌های خطرناکی را با خود به‌همراه داشته باشد. اقداماتی که دولت در راستای آرام کردن این اعتراضات انجام می‌دهد ممکن است به‌اندازه کافی تاثیر‌گذار نباشد و از سوی دیگر این تصویر را از مکرون به نمایش بگذارد که او در برابر آشوبگران خیابانی عقب می‌نشیند به این ترتیب این وضعیت می‌تواند افراد بیشتری را به خیابان‌ها بکشاند. اکنون فشار زیادی بر مکرون وارد آمده است تا برنامه خود در رابطه با سلامت را لغو کند، همچنین انجام اصلاحات بیشتری را که مکرون قصد انجام آنها را در سر می‌پروراند بسیار دور به‌نظر می‌رسد. با این حال هنوز مسیر دشواری پیش‌روی مکرون قرار دارد. اما پروژه بعدی مکرون که انجام آن به تاخیر افتاده است پرداختن به سیستم بازنشستگی فرانسه است که هزینه زیادی را بر دست دولت گذاشته است. اما آیا می‌توان شرایط کنونی را به منزله شکست اصلاحات در برابر پوپولیسم انگاشت؟ دونالد ترامپ توانست تا با جذب پایگاه رای خود از طریق وعده کاهش مالیات به آمریکایی‌ها که در درازمدت غیر‌ممکن است به پیروزی در انتخابات دست یابد. در ایتالیا نیز که یک ائتلاف پوپولیستی در راس قدرت قرار گرفته است وعده داده تا سن بازنشستگی را کاهش و مالیات را تا حد زیادی کاهش دهد.

اما هنوز امید برای مکرون زنده است. او می‌تواند از چند طریق به حفظ جایگاه خود کمک کند. مکرون ابتدا باید نوعی طرح اعتبارات مالیات بر درآمد را آغاز کند؛ اعطای یارانه بر درآمد می‌تواند اقشاری را که دارای حقوق کمتری هستند به‌کار بیشتر تشویق کند. گام بعدی آن است که مکرون و دولتش در مورد دستاورد‌هایی که تاکنون داشته‌اند توضیح بیشتری برای عموم مردم ارائه کنند که توجه کمتری به آنها شده است. یکی از این اقدامات سرمایه‌گذاری دولت مکرون در زمینه کارآموزی برای افراد جوان است که می‌تواند احتمال قرارداد طولانی‌مدت با افراد جوان از سوی کسب‌و‌کارها را افزایش دهد. ازسوی دیگر میزان نرخ بیکاری نیز در زمان ریاست‌جمهوری مکرون کاهش یافته است اگرچه این میزان همچنان بالا است و ۱/ ۹ درصد را نشان می‌دهد.اما قدم بعدی برای مکرون آن است تا او خود را تغییر دهد. تصور او که فرانسه به‌دنبال یک رئیس‌جمهوری ژوپیتری بوده اشتباه است. همان‌طور که آمارها نشان می‌دهد محبوب‌ترین رئیس‌جمهوری سال‌های اخیر فرانسه ژاک شیراک، فردی سیگاری و الکلی بوده است. در زمانی که پوپولیست‌ها هرچه می‌خواهند به زبان می‌آورند و انجام می‌دهند سیاستمداری که نتواند به مردم عادی اطمینان دهد که آنها را درک می‌کند به منجلاب فرو خواهد رفت. برای اصلاح فرانسه نیاز به نیروی فراانسانی نیست بلکه فردی با ویژگی‌های صبر، تواضع و دارای قدرت متقاعد‌سازی می‌توان بهترین گزینه باشد.