از نظرسنجی‌ها و گفت‌وگو با مردمان کره‌شمالی چنین به‌نظر می‌رسد که تعداد کثیری از مردم به رسانه‌های خارجی بیش از رسانه‌های تبلیغاتچی داخلی اعتماد دارند. این مساله حتی برای پیونگ یانگی‌هایی که نگرشی جدی در مورد فرار ندارند هم صادق است.  در مورد فراریان، بسیاری می‌گویند که فیلم‌ها و تلویزیون‌های خارجی به آسان‌تر کردن فرار آنها به خارج کمک کرد و آنها را به لحاظ عملی و احساسی آماده ساخت. برخی حتی می‌گویند این فیلم‌ها و تلویزیون‌ها این کنجکاوی را در دنیای خارج تا جایی برانگیخت که به مولفه‌ای تاثیرگذار در شکل دادن به خواسته آنها برای فرار از کره‌شمالی تبدیل شد. رشد فناوری USB می‌تواند آهنگ تغییر را سرعت بخشد. این USB‌ها اجازه توزیع و گسترش سریع محتواهای رسانه‌ای را می‌دهند؛ این فایل‌ها و USBها به راحتی قابل انتقال هستند و بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرند و به راحتی پنهان می‌شوند (چنان‌که پیش از این ذکر شد).  در کشوری که مردمش فاقد دسترسی به اینترنت هستند، ذخیره داده‌های USB این پتانسیل را دارد که به منزله جایگزینی برای اینترنت عمل کند؛ USBهایی که در آن اطلاعات دیجیتالی دست به دست منتقل می‌شود. همان‌طور که کامپیوتر به‌طور باور نکردنی به سوی خانه‌های مردم کره‌شمالی راه خود را می‌یابد، توانایی‌اش برای تضعیف کنترل دولت هم افزایش خواهد یافت. با این حال، لازم به ذکر است که انقلاب اطلاعاتی نصفه و نیمه پساقحطی هنوز نفرت روزافزون از رژیم یا اشتیاق برای تغییر رژیم را برنینگیخته است. بی‌تردید وسوسه حرکت به سوی چنین نتیجه‌گیری‌هایی هست اما شواهد آن اندک است. یک دلیل آشکار برای آن، این حقیقت است که دیدگاه‌های بیرونی از کره‌شمالی محدود است. بنابراین، نگرش‌های اندکی برای مخالفت با دیدگاه رسمی کره‌شمالی وجود دارد. حتی تلویزیون کره‌جنوبی به‌طور نسبی برنامه‌ها و محتواهای مرتبط با کره‌شمالی را کمتر نشان می‌دهد زیرا مردم کره‌جنوبی چندان علاقه‌ای به وضعیت شمال DMZ (منطقه مرزی غیرنظامی میان دو کره) ندارند. آن چیزی هم که به تصویر کشیده می‌شود یا عقب‌تر از زمان است یا ارتباطی با فضای جامعه ندارد و کلا بی‌ربط است و موجب لطمه به اعتبارشان می‌شود (مانند فیلم «روز دیگر بمیر» جیمز باند).

اگر فرکانس، تناوب و البته کیفیت پوشش اخبار کره‌شمالی و تصاویر تخیلی بهبود یابد، شاید بتوان در مورد نتایج آنها حدس و گمان‌هایی زد.  اگرچه ممکن است از چشم‌انداز یک خارجی امری بر خلاف روال معمول به‌نظر رسد اما باید خاطرنشان‌ کنیم که بیشتر کره‌شمالی‌ها رژیم را مقصر مشکلاتی که کشورشان با آن دست به گریبان است نمی‌دانند. آنها که با تعداد فراوانی از فراریان کره‌شمالی کار می‌کنند گاه مشاهده می‌کنند که آنها تمایلی به ابراز نفرت از رهبری رژیم ندارند مگر پس از فرارشان از کشور. حتی وقتی هم از کشور فرار می‌کنند اگرچه احساساتی منفی در مورد دولت و رژیم از خود بروز می‌دهند اما ضرورتا این احساسات منفی نسبت به خود کشور ابراز نمی‌شود. چنان‌که انتظار می‌رود، بیشتر فراریان دلتنگ وطن، خانواده و دوستانی می‌شوند که به جا گذاشته‌اند و حتی دلتنگ چیزهایی مانند غذاهایی می‌شوند که با خوردن آن بزرگ شده‌اند.  روش آشپزی کره‌ای‌‌ها منطقه به منطقه متفاوت است و گفته شده تجارت محدود قاچاق از برخی اقلام و مواد غذایی وجود دارد که به فراریان ساکن در کره‌جنوبی رسانده می‌شود. برای اکثریت مردم کره‌شمالی، عمل مشاهده فیلم‌ها و تلویزیون‌های کره‌جنوبی یک اقدام سیاسی نیست. آنها این کار را با هدف سرگرمی انجام می‌دهند آن هم در سرزمینی که سرگرمی‌های انگشت‌شماری مختص خود دارد. این حقیقت که برنامه‌ها به یک زبان ارائه می‌شود آن را جذاب‌تر می‌سازد. با آگاه‌تر شدن مردم، نگرش‌هایشان به جهان بیرون هم تغییر می‌یابد و برخی حتی به این باور می‌رسند که آن برنامه‌ها را از خودشان بدانند. اما احتمال اینکه رسانه‌های خارجی مردم کره‌شمالی را ترغیب به نوعی طغیان مردمی علیه حکومت خاندان کیم سازند امری است که باید منتظر ماند و دید.