در این انتخابات شهروندان آمریکایی به نوعی نظر قطعی خودشان را در رابطه با رئیس‌جمهوری که دو سال پیش انتخاب کرده و عملکردش را مورد بررسی قرار داده‌اند، با رای خود اعلام می‌کنند. اگر مردم از رئیس‌جمهور منتخب از هر حزبی که در اقتدار است، احساس رضایت نداشته باشند، به حزب دیگر در ساختار مجالس سنا و نمایندگان رای می‌دهند و به این ترتیب رئیس‌جمهور را به طریقی تحت کنترل آرای خود درمی‌آورند. با اینکه تا به امروز در تاریخ آمریکا استیضاح رئیس‌جمهوری صورت عینی به خود نگرفته است ولی این انتخابات قادر به فراهم ساختن زمینه استیضاح رئیس‌جمهور شده و حتی تا عزل وی می‌تواند موثر باشد.

انتخابات ۶ نوامبر دقیقا همین شرایط مکانیکی را در ساختار سیاسی ایالات‌متحده آمریکا به اجرا گذاشت و سرانجام مجلس نمایندگان با چهره‌های جدیدی و با افزایش صندلی‌های متعلق به حزب دموکرات حرکت خود را آغاز خواهد کرد. گرچه برخی از کرسی‌های سنا به دست دموکرات‌ها افتاد ولی اکثریت با جمهوری‌خواهان است که جانبدار سیاست‌های ترامپ هستند. با توجه به اینکه ترامپ در آینده نیازمند حمایت‌های مجلس نمایندگان برای به تصویب رساندن طرح‌های دولتی مورد نظر در سیاست داخلی و خارجی و همچنین بودجه و قوانین مربوط به مالیات است؛ طبیعتا با کثرت نمایندگان حزب دموکرات در این مجلس و تسخیر بسیاری از کمیسیون‌های موجود، باعث خواهند شد که در مسیر حرکت لکوموتیو سیاست ترامپ سنگ‌اندازی شود و حتی پیش‌بینی می‌شود با ایجاد شرایط خاصی موجب خواهند شد دونالد ترامپ نتواند آن‌طور که مایل است با چیدمان مهره‌های لازم، زمینه موفقیت برای انتخابات ۲۰۲۰ را فراهم آورد. حضور دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان، مخدوش شدن شخصیت سیاسی و انفعال سیاست‌های ترامپ را نیز محرزتر خواهد ساخت. همان‌طور که در دوره پیشین جمهوری‌خواهان در رابطه با قانون سلامت یا بازنشستگی و همچنین تایید برجام شرایط سختی را برای اوباما ایجاد کردند.

اما حال سوال این است که با فرض این مسائل چرا دونالد ترامپ بعد از اعلام نتیجه انتخابات آن را «موفقیتی بزرگ» قلمداد کرد؟ نخست اینکه بر خلاف برخی از صاحب نظران که مدعی هستند مجلس نمایندگان ایالات‌متحده آمریکا چندان هم از اهمیت اجرایی برخوردار نیست و ترامپ به دلیل اینکه در سنا پشتوانه لازم را از سوی جمهوری‌خواهان دارد، این چنین احساس شادمانی کرده است. اما فراموش نشود که لوایح قانونی برای تصویب و اجرایی شدن که مدنظر مجلس سنا هم است، نیازمند تایید مجلس نمایندگان است. اگر سیستم قانون‌گذاری آمریکا را به شبکه‌ای دو لایه تشبیه کنیم، برای تصویب هر قانونی باید ابتدای امر نظر مجلس نمایندگان جلب شود. به عبارتی می‌توان گفت، حال که مجلس نمایندگان دارای اکثریت کرسی متعلق به حزب دموکرات است، آنها می‌توانند در فعالیت‌های قانون‌گذاری سوهان فرساینده خود را علیه حزب رقیب و رئیس‌جمهور برخاسته از آنها به‌کار گیرند تا برتری سیاست رقابتی خود را نشان دهند. اصلاحات مربوط به مساله بهداشت یا موضوع مهاجرت که به‌عنوان موضوع روز مطرح است، می‌تواند به‌عنوان موضوع مبارزه میان دو حزب در دو مجلس محسوب شود.

دونالد ترامپ در مخالفت با پیمان تغییرات اقلیمی وارد صحنه‌ای از برهم‌زنی قواعد در تعاملات بین‌المللی شد که پیرو آن آغاز جنگ تجاری و اعمال تعرفه‌های سنگین گمرکی علیه بسیاری از کشورها، اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه روسیه، ترکیه و شدیدترین آنها علیه ایران موجب شد که ایالات‌متحده آمریکا در برابر جبهه جهانی به شرایط انزوای ناخواسته دچار شود و حتی اتحادیه اروپا در برابرش موضع‌گیری کند. به‌طوری که ریچارد ‌هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در توییتی نوشته است: «چیزی که انتظار شنیدن آن را نداشتم، رئیس‌جمهور فرانسه خواستار تشکیل ارتش اروپایی برای رویارویی نه تنها با چین و روسیه بلکه حتی با ایالات‌متحده آمریکاست. شعار اول آمریکا برای ما روح ژنرال دوگل را زنده کرده است. شاهد دیگری برای جهان پساآمریکایی!»

تمام این موارد نشانگرآن است که دو سال آینده برای دونالد ترامپ بسیار سخت خواهد بود و اگر مجلس نمایندگان بخواهد دونالد ترامپ را عزل کند، با طرح استیضاح از وی زمینه این کار را فراهم خواهد آورد.

برخی از تحلیلگران بر این باورند که پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان موجب آن شده است که به تدریج شرایط دوقطبی در جامعه آمریکا کاهش یابد و حتی منجر به آن خواهد شد که ترامپ سیاست‌های خود نسبت به سایر کشورها در مناسبات دوجانبه و چندجانبه را تعدیل بخشد. اما اگر مجبور کردن جف سشنز، دادستان کل و وزیر دادگستری برای کناره‌گیری را در کنار عصبانیت ترامپ علیه خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان مدنظر قرار دهیم به این نکته می‌توان باور داشت که وی از هم اینک حزب دموکرات را که در موضع مخالفت می‌بیند، با احساس خطر در مواضع و موقعیت خود بسی پرخاشگرانه عمل خواهد کرد.

محرز است که ترامپ بعد از این به سهولت نخواهد توانست در همه موارد تصدیق قانونی یا حمایت سیاسی را از مجالس نمایندگان و سنا دریافت کند. این به آن معنی است که دونالد ترامپ قادر به نشان دادن قدرت خود نخواهد بود. نمونه این را می‌توان در معادلات سیاسی میان ترامپ و اردوغان دید. ترامپ زمانی که احساس کرد موضع‌گیری اردوغان وی را از نظر قدرت دچار مشکل کرده است و مقاومت ترکیه در قضیه کشیش برانسون به افزایش تنش لفظی منجر می‌شود؛ تعامل دیپلماتیک را کنار گذاشت و مغایر با حقوق بین‌المللی رفتاری سخت و مجازات‌گونه با ترکیه را در پیش گرفت. رفتار آینده ترامپ را نباید معقول و آرام تصور کرد بلکه باید منتظر رفتارهای تهاجمی وی شد که با هر تخطئه فکری، شخصیتی و سیاسی بیش از پیش مهاجم خواهد شد.