این گزاره در واقع تعریف کوتاهی از وضعیت موجود چالش‌های جهانی بود و همچنین انتقادی شدید از رویکرد دولت ترامپ در مورد مسائل مختلف بین‌المللی به‌شمار رفت. مسلم است که موضوع ایران به‌عنوان محوریت مساله در شورای امنیت مطرح شد و آنچه در این اجلاس به‌دست آمد اینکه ایران از موضع قدرت سیاسی- دیپلماسی برخورد کرده و برخلاف توقع ایالات‌متحده، جامعه جهانی به‌دلیل پایبندی ایران به تعهدات خود در جریان برجام، کشورمان را در جایگاه برحق قرار داد و علاوه بر آن کشورهای اروپایی و بسیاری از رهبران کشورهای مختلف در جهان از مواضع ایران حمایت کردند. در این میان یکی از مهم‌ترین رخدادها، اظهارات رئیس‌جمهوری ترکیه و پیرو آن اظهارات مولود چاووش اوغلو وزیر امورخارجه آن کشور بود که به صراحت اعلام کردند ترکیه به هیچ‌وجه در راستای خواسته آمریکا در تحریم ایران گامی بر نخواهد داشت. این اظهارنظر در واقع تکمیل‌کننده تصمیمات ۱+۴ در مورد ایجاد کانال ارتباط مالی برای برخورداری از فعالیت‌های اقتصادی ایران بود که قرار است تا اواخر این ماه اجرایی شود. لیکن این سوال مطرح می‌شود که دلایل حمایت بی‌چون و چرای ترکیه از ایران بر روی چه پارامترهایی می‌چرخد و به‌رغم داشتن تنش‌های مختلف با ایالات‌متحده آمریکا چرا در رابطه با ایران مسیری مغایر با خواسته ترامپ بر می‌گزیند؟

دلایل مختلفی در این قضیه دخیل هستند که مهم‌ترین بخش آن به موقعیت ژئوپلیتیک ایران بر می‌گردد که در روابط بین‌الملل سهم بسزایی دارد. ایران از نگاه ترکیه به‌عنوان یکی از کشورهای مهم دارای ذخایر انرژی به‌شمار رفته و از سوی دیگر به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر تلاقی آسیای میانه، حوزه دریای خزر و موقعیت ویژه در مثلث خاورمیانه دارای موقعیت ثقلی در بخش مهمی از جهان است. برخورداری ایران از تنگه هرمز که عمیق‌ترین بخش تردد دریایی در خلیج‌فارس از کناره سواحل ایران می‌گذرد؛ توانسته قدرت مانور ایران را در حاکمیت و کنترل بر این منطقه به اثبات برساند. در صورت بروز هر نوع ناامنی در منطقه، تجارت بین‌المللی به مخاطره خواهد افتاد. اگر شرایط کنونی باب‌المندب را هم به آن بیفزاییم، طبیعتا ایران شانسی مهم در ارتباطات و مواصلات دریایی است. وجود رقابت جهانی در تجارت و لزوم ثبات و پایداری مسیر ارتباطی شرق- به غرب و شمال به جنوب که از ایران می‌گذرد، از دیگر پارامترهای ارزنده برای برنامه‌ریزی‌های دراز مدت جهت توسعه تجاری ترکیه محسوب می‌شود.

در همین حال دو شریان مهم انرژی برای رفع نیاز قاره اروپا که از روسیه به ترکیه و سپس به اروپا می‌رسد در کنار خط لوله باکو- تفلیس- جیهان و در آینده خط لوله ارتباط منابع گازی میان ترکمنستان به آذربایجان موجب شده است که ترکیه با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران در تعیین امنیت منطقه‌ای و ارتباطاتی بیش از پیش به ایران اهمیت دهد. در کنار تمام این‌ها اهمیت صادرات انرژی خود ایران، حوزه خزر به هند و چین و خلیج‌فارس و وجود خط ریلی و لوله در مختصات شمال و جنوب باعث می‌شود که ایران برای ترکیه مهم جلوه کند.  اگر به متن منتشر شده استراتژی‌های امنیتی ایالات‌متحده در سال ۱۹۹۸ توجه کنیم، ایران را در کنار عراق، سوریه، لیبی و کره‌شمالی به‌عنوان کشورهای شرور و حامی تروریسم قلمداد شده است.

اما با نگاهی گذرا به این کشورها در می‌یابیم که همه اینها دارای منابع انرژی هستند و آمریکا در طول سال‌های گذشته با ورود به عراق، لیبی و سوریه و در نهایت در سازش با کره‌شمالی که هنوز به نتیجه نرسیده است، تلاش دارد هژمونی خود را تقویت کند. این هژمونی مغایر با اهداف دولت اردوغان در راستای رسیدن به ایده‌های منتهی به ۲۰۲۳ آن کشور است.  تفسیرهایی در میان تحلیلگران سیاسی در ترکیه مبنی بر تلاش ایالات‌متحده و اسرائیل برای تحقق پروژه خاورمیانه بزرگ وجود دارد که رخدادهای موجود در منطقه را مربوط به آن می‌دانند. جبهه‌گیری همسان و همزمان از سوی ایالات‌متحده علیه ایران، ترکیه و حتی تلاش بر عدم حل مساله سوریه و حمایت از کردهای پ‌ک‌ک در ترکیه یا گردان‌های مدافع خلق و حزب اتحاد دموکراتیک در سوریه از سوی آمریکا در همین معادله معنا می‌شود. ترکیه با توجه به مشترکات امنیتی با ایران در این رابطه تلاش دارد که چالش‌های موجود را به نحوی خنثی کند.

اهمیت استراتژیک ایران نزد کشورهایی مانند روسیه، چین و اروپا از پارامترهای دیگر ارجحیت ایران در نگاه ترکیه است. هرگونه بی‌ثباتی در ایران منجر به بی‌ثباتی در ترکیه و همچنین تهدیدی جدی برای اتحادیه اروپاست که تمامی مناسبات سیاسی و اقتصادی در سطح بین‌المللی را می‌تواند برهم بزند. وجود تنش‌های جدی در آبراه‌های ایران در کنار خطوط مواصلاتی می‌تواندآبراه‌ها و تنگه‌های مهم ترکیه را نیز تحت مخاطره قرار دهد. از سوی دیگر هر نوع بی‌ثباتی در منطقه موجب قطع ارتباط آسان تجاری میان شرق و غرب خواهد بود که جبران زیان آن برای چین و کشورهای اروپایی بسیار دشوار و حتی غیرممکن است. از این رو تلاش برای امنیت و ثبات ایران برای ترکیه شاه‌کلیدی در نزدیکی اروپا است. ترکیه با فرانسه منافع مشترکی در زمینه اهداف مورد نظر در آفریقا و خاورمیانه دارد. وجود هماهنگی دفاعی میان فرانسه- ایتالیا- ترکیه موجب شد که ترکیه در سال‌جاری اهمیت خود را بار دیگر ثابت کند.

در چند روز اخیر اعزام سفیر جدید هلند به آنکارا و تغییر رویکرد اتریش نسبت به ترکیه و سفر سه روزه اردوغان به آلمان در پایان هفته و امضای قراردادهای بسیار مهم و تکرار زمزمه پروسه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا باعث شده است که همگرایی میان ترکیه با ایران بیشتر شود. به عبارتی ارسال سیگنال‌های مثبت از سوی کشورهای اروپایی در حل بحران‌های موجود با ترکیه دلیلی بر لزوم همگرایی ترکیه با ایران است. چراکه اتحادیه اروپا در حمایت از برجام و استفاده از منافع آن سازوکار جدیدی را برای ایجاد کانال تبادل پولی و تجاری ایجاد کرده است و تفاهم‌نامه تازه‌ای در جریان اجلاس مجمع سازمان ملل میان ۱+۴ به امضا رسید. چنین رخدادی نشان از ایجاد شکاف میان اتحادیه اروپا با ایالات‌متحده آمریکا است واین معادله لزوم ارتباط تنگاتنگ میان ترکیه- ایران- اتحادیه اروپا را معنا می‌بخشد. اگر جبهه‌گیری در بین چین و روسیه با آمریکا را به آن بیفزاییم که این دو کشور باز در تعامل با ترکیه و ایران هستند، آنگاه پاسخ معمای لزوم گسترش مناسبات چندجانبه میان ایران و ترکیه مشخص می‌شود.


04-03