به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل روزنامه «دنیای اقتصاد»، پیتر ون‌بورن، یکی از مقامات ارشد پیشین وزارت‌خارجه آمریکا در مطلبی با ناکارآمد توصیف کردن روش مبارزه افرادی که در دولت با سیاست‌های ترامپ مخالف هستند خواستار تغییر در این مبارزه از منظر روش شده‌ است. در این مطلب که در خبرگزاری رویترز منتشر شد، آمده‌است: افراد بی‌نام و نشانی را که در داخل حلقه کاخ‌سفید قرار دارند و مدعی‌اند که به‌طور مخفیانه در برابر ترامپ مقاومت می‌کنند نباید به چشم قهرمان دید. به‌عنوان یکی از مقامات پیشین وزارت‌خارجه آمریکا که زمانی به دلیل افشاگری در مورد حقایق جنگ با عراق سمت خود را از دست دادم در رابطه با مصاحبه‌های منتشر شده در کتاب «ترس» باب وودوارد و مقاله یکی از مقامات کاخ‌سفید در نیویورک‌تایمز مبنی بر شکل‌گیری هسته مقاومت در برابر ترامپ احساس وظیفه می‌کنم تا بر این نکته تاکید کنم که اقدامات این افراد با استفاده از حقه‌های بوروکراتیک و دروغ‌های مصلحتی برای مقابله با تمایلات نابهنجار ترامپ در عالم سیاست را نمی‌توان قهرمانانه دانست.

هیچ فردی نباید پس از پیوستن به دولت هر اقدامی را که از نظر شخصی به مصلحت می‌داند انجام دهد. زمانی که فردی برای خدمت به ایالات‌متحده وارد گود می‌شود باید به سوگندی که در این باره یاد کرده است وفادار بماند؛ هیچ ضمیمه‌ای وجود ندارد که بتوان با تمسک به آن استدلال کرد اگر در موضوعی با رئیس‌جمهور مخالفتی وجود داشت هر مقامی می‌تواند اقدامی را که از نگرش او صحیح است اجرا کند. روشی که این هسته ناشناس مدعی به‌کارگیری آن علیه ترامپ هستند می‌تواند به ایجاد یک بحران فراگیر بدل شود.

من ۲۴ سال در این سیستم خدمت کرده‌ام؛ در زمان ریاست‌جمهوری رونالد ریگان وارد وزارت‌خارجه شدم و در دوره اوباما نیز از خدمت کنار رفتم. در تمامی این دوران شاهد تحولات ایدئولوژیک میان دولت‌های ایالات‌متحده بوده‌ام. برای مثال در ارتش یا جامعه اطلاعاتی آمریکا زمانی افرادی به افغانستان اعزام می‌شدند تا به مجاهدین افغان آموزش‌های لازم را فرا دهند اما در دوره رئیس‌جمهور دیگری همین افراد برای کشتن مجاهدین به‌کار گرفته می‌شدند.

اندکی پیش از آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ برخی از افراد در داخل حلقه دولت به اطلاعاتی دست یافتند مبنی بر اینکه تسلیحات کشتار جمعی که بوش آن را دستاویزی برای تهاجم گسترده به این کشور قرار داده‌است وجود خارجی ندارند و بوش درمورد آن مبالغه می‌کند. در واکنش به همین امر سه مقام ارشد از وزارت‌خارجه استعفا کردند. یکی دیگر از مقامات وزارت‌خارجه که از نظامیان پیشین نیروی دریایی بود نیز در اعتراض به جنگ‌افروزی در عراق استعفا کرد. او در نامه‌ای که البته با درج نامش در نیویورک‌تایمز به چاپ رسید دلیل این اقدام خود را عدم توانایی برای ایجاد توازن میان وجدان و حضور در دولت بوش برشمرد. بیش از ۱۰ سال پیش از آن، چهار مقام وزارت‌خارجه در واکنش به جنگ داخلی در بوسنی استعفا دادند و آن را به‌صورت علنی اعلام کردند.

دیگران نیز که اعتقاد داشتند تصمیمات رئیس‌جمهور مخرب است مدارک و مستنداتی را افشا کردند که به از دست دادن منصب و مقام خود انجامید. چلسیا منینگ در ازای انتشار برخی اطلاعات هفت سال را در زندان گذراند. افشاگری‌های ادوارد اسنودن در رابطه با سیاست‌های سازمان امنیت‌ملی آمریکا که تهدیدی برای آزادی‌های قانونی شهروندان این کشور محسوب می‌شد نیز با سرنوشت تبعید مواجه شد. من نیز در مورد شکست سیاست‌های آمریکا برای بازسازی عراق مدارکی را منتشر کردم که بهای آن کنار گذاشته شدن از وزارت‌خارجه بود.

اختلاف بر سر سیاست‌ها تنها منحصر به دولت ترامپ نیست. ریگان را خرفت و جورج بوش را کند ذهن می‌دانستند. از این رو چالش‌هایی که در واکنش به وجدان هر فرد ایجاد می‌شود باید به نحوه صحیحی پاسخ داده شوند؛ افرادی به هدف خود پایبند هستند و حاضرند زندگی و شرافت خود را به موازات یکدیگر در این مسیر قرار دهند تا صدای آنها شنیده شود نه آنکه در داخل دولت و به‌طور مخفیانه موجب تخریب سیاست‌ها شوند. وودوارد در کتاب خود می‌نویسد که ترامپ دستور قتل بشار اسد را در خاک سوریه صادر کرده‌است و جیمز متیس، وزیر دفاع در مقابل این درخواست ایستاد. البته اگر فرمان قتل صادر شده باشد غیرقانونی است و همه مقامات کاخ‌سفید باید از اجرای آن خودداری کنند. تنها مصداقی را که می‌توان برای مقاومت در کتاب وودوارد یافت گری کوهن، مشاور اقتصادی ترامپ است که با حضور در دفتر بیضی ترامپ نامه‌ای را که او برای لغو قرارداد تجاری با کره‌جنوبی در اختیار داشت از این محل خارج کرد و در ادامه نیز توانست مانع از خروج واشنگتن از این پیمان تجاری شود.

این داستان یک انگاره‌ ساده‌لوحانه را بیان می‌کند. اسنادی که امضای ترامپ بر آنها نگاشته می‌شود همواره از سوی کارکنان کاخ‌سفید ردگیری می‌شوند بنابراین نمی‌توان متصور بود که اسناد خود‌ به خود از دفتر بیضی خارج شوند. حتی در این صورت یکی از کارکنان این موضوع را رسیدگی می‌کند؛ ‌مانند آن است که گفته شود با پاره کردن قبض کارت اعتباری تصور کنیم که بدهی ما از بین‌ می‌رود. با نگاهی موشکافانه به نامه ترامپ در این باره مشخص می‌شود که قصد ترامپ خروج از این توافق نبوده‌است و او در نظر داشته‌ با استفاده از تهدید ضرب‌الاجل ۱۸۰ روزه برای خروج بتواند مذاکرات جدیدی را در رابطه با توافق کره‌جنوبی آغاز کند.

بهترین سناریو برای آمریکا آن است تا این افراد در اعتراض از دولت خارج شوند و در قانون‌اساسی نیز گزاره‌ای را نمی‌توان یافت که میان ترامپ، اوباما و ریگان تفاوت قائل شده‌ باشد. بنابراین افرادی که در درون دولت قرار دارند و یک تهدید جدی را پیش روی ایالات‌متحده می‌بینند باید اقدامی فراتر از غیبت با یک ژورنالیست سلبریتی(باب وودوارد) انجام دهند. این مقامات باید استعفا کنند، در جلسات شهادت حضور یابند یا اسنادی را که می‌تواند برای ادعاها مهر تاییدی باشد و حساب آنها را از جدل‌های حزبی جدا کند افشا کنند.