ترامپ به این شهره است که قصد دارد با شیوه‌ای تهاجمی تسلط خود را نسبت سایر سیاستمداران نشان دهد، اما در دیدار با رئیس‌جمهوری فرانسه، مکرون صحنه را به سود خود کرد و زمانی که ترامپ قصد داشت مثل همیشه دست یک سیاستمدار را محکم به سمت خود بکشد، او مقاومت کرد و محکم دست ترامپ را به سوی خود کشید و این ترامپ بود که مجبور شد تا دست خود را از دست رئیس‌جمهوری فرانسه نجات دهد. او حتی با انگلیسی روانش، توانایی خود را بیش از پیش به رخ ترامپ کشید. ترامپ نیز دیگر لازم نبود تا از طریق یک گوشی و مترجم با مکرون سخن بگوید. همه اینها تنها حکایت از یک چیز دارد و آن این است که مکرون نیامده که در صحنه جهانی مرعوب و مغلوب شود.

به نظر می‌رسد استراتژی او جواب داده است. یک مقام ارشد در کاخ الیزه می‌گوید که مکرون و ترامپ رابطه‌ای بسیار قوی با یکدیگر برقرار کرده‌اند، به‌گونه‌ای که رئیس‌جمهوری فرانسه برای ترامپ به صدایی متنفذ در کاخ سفید تبدیل شده و او در باب موضوعات مختلفی از جمله سوریه، ایران و تجارت گفت‌وگوهای مفیدی با رئیس‌جمهوری آمریکا داشته است. این مقام فرانسوی تصریح می‌کند با وجود تفاوت‌های مشخص میان این دو نفر، هر دو با عالم سیاست غریبه هستند و صبوری کمی برای آرامش دیپلماتیک دارند. همین امر باعث می‌شود هر دو با یکدیگر کار کنند، حتی زمانی که با هم بر سر یک موضوع موافق نباشند. ترامپ نیز از طریق اولین سفر رسمی کاری مکرون به این کشور پاداش خود را دریافت کرد، سفری که در تاریخ ۲۳ تا ۲۵ آوریل صورت گرفت. مکرون  نزد ترامپ از ارج و قرب بیشتری نسبت به آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان برخوردار است. آنها در حمله هوایی به مواضع دولت سوریه متحد شدند و این یک پیروزی دیپلماتیک برای رئیس‌جمهوری فرانسه به‌حساب می‌آید. مکرون از طرح آمریکا برای حمله به سوریه به شدت حمایت کرد و وی را به یکی از معتمدترین سیاستمداران خارجی نزد ترامپ تبدیل کرد. آلمان اما به دلیل اینکه همپای ترامپ نشد از سوی ریچارد گرنل، سفیر آینده آمریکا در آن کشور قویا سرزنش شد که در این ائتلاف جنگی حضور پیدا نکرد.

مارتین کوئینچز، یکی از اعضای صندوق مارشال آلمان در ایالات‌متحده می‌گوید: مکرون تنها رهبر برجسته اروپایی است که با ترامپ همکاری می‌کند. او می‌افزاید: این به فرانسه اجازه می‌دهد که نزد ترامپ نسبت به برلین ارج و قرب بیشتری داشته باشد. در این شرایط اگر مکرون بتواند مانع توسعه تجارت جنگ افزارها شود، سرمایه سیاسی قابل توجهی به دست خواهد آورد که از این طریق می‌تواند دو هدف جاه‌طلبانه خود را پیگیری کند. ابتدا اصلاح فرانسه که برای ۳۰ سال در مقابل تغییر مقاومت کرده و سپس معکوس کردن روند ضداتحادیه‌گرایی در اروپا.

هدف او در این زمینه تنها بازگرداندن زور اقتصادی به اتحادیه اروپا نیست، بلکه قصد دارد تا اروپای متحد را به‌عنوان یک ابرقدرت دوباره به صحنه سیاست جهانی بازگرداند. این در حالی است که این فرضیه در چند سال گذشته بارها مورد آزمون قرار گرفته است، آزمون‌هایی مانند بحران بدهی‌ها، پس از آن هجوم پناهجویانی که از جنگ در خاورمیانه فرار کردند و در نهایت نیز برگزیت که در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد. اکثر رهبران اروپایی به دلیل ناتوانی از حل مشکلات اتحادیه اروپا خسته شده‌اند و بیشترشان دنبال این هستند تا قدرت خود را به‌طور مستقل حفظ کنند و تنها چیزی که دغدغه آنها نیست نگاه اتحادیه‌ای مکرون است. رئیس‌جمهوری فرانسه اما در مصاحبه تلویزیونی خود در ۱۵ آوریل گفت: «اروپا برای سرنوشت خود تصمیم گرفته است.»وی سپس می‌افزاید: «وظیفه من این است که این آرمان و جاه‌طلبی را با نام فرانسه عجین کنم و برای همین است که این همه اصلاحات را مدنظر خود قرار داده‌ام. همه این تغییرات.»

درحالی‌که مکرون به‌دنبال جاه‌طلبی‌های فرامرزی خود است، اما در خانه با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. فرانسه در داخل از نرخ نسبتا بالای بیکاری رنج می‌برد. این کشور بالاترین نرخ مالیات را در میان کشورهای سازمانی برای همکاری و توسعه اقتصادی دارد. از طرفی پایه‌های صنعتی این کشور کهنه و خارج از رده شده است و جنبش پوپولیستی (راست‌ها) در کمین او است. یک توسعه اقتصادی سریع می‌تواند  کمک حال او باشد. از جمله بازگرداندن قانون‌های حمایتی از طبقه کارگر و کاهش مالیات‌ها. اما او برای این مسیر موانع زیادی در پیش دارد، درحالی‌که او قصد دارد تا در ۱۰ سال آینده چهره فرانسه را به‌طور کلی دگرگون کند. کارگران شبکه ریلی در ماه آوریل دست به اعتصاب زدند و شبکه ریلی این کشور را تعطیل کردند. آنها تصمیم گرفته‌اند تا ماه ژوئن به این کار خود ادامه دهند و شبکه ریلی این کشور را با اختلالاتی روبه‌رو کنند. دانشجویان نیز نسبت به حق و حقوق خود معترض هستند و خلبانان و خدمه هواپیمایی نیز در این کشور جزو قشرهای معترض به حساب می‌آیند.

یک نظرسنجی که توسط یک شبکه تلویزیونی پربیننده در فرانسه انجام گرفته نشان می‌دهد که ۷۴ درصد از مردم این کشور معتقدند که طرح‌های مکرون ناعادلانه است و ۷۷ درصد دیگر نیز بر این باور بودند که این طرح‌ها موجب تفرقه در جامعه فرانسه می‌شود. محبوبیت او نیز نسبت ماه آخر سال میلادی ۷ درصد کاهش یافته است. درحالی‌که محبوبیت مکرون در ماه دسامبر ۴۷درصد بود، در اوایل ماه آوریل از این رقم کاسته شد و به ۴۰ درصد رسید. با این حال مکرون می‌گوید: او دست از تغییرات برنخواهد داشت و این راه را تا انتها خواهد پیمود. مکرون برای این امر نیاز به یک متحد قوی مانند آنگلا مرکل دارد که او نیز به اتحادیه اروپا و ابرقدرت شدنش باور دارد. مکرون مایل است که فرانسه را تبدیل به ایالات‌متحده اروپا کند و سرمایه‌گذاری‌ها را در بخش نوآوری و فناوری در این کشور افزایش دهد.