در این مقاله آمده است: معمولا وقتی که یک قدرت درحال خیزش، قدرت مسلط دیگر را با چالش مواجه می‌کند، جنگ پیش می‌آید. چنین فضایی بر روابط چین و غرب به‌ویژه آمریکا، سایه افکنده است. حتی با وجود آنکه چین به‌دنبال سلطه بر سرزمین‌های خارجی نیست، بسیاری بیم آن را دارند که چین به‌دنبال سلطه بر ذهن‌ها است. استرالیا نخستین کشوری بود که در رابطه با این تاکتیک چینی پرچم سرخ خود را بالا برد. بریتانیا، کانادا و نیوزیلند نیز هشدارهای خود را شروع کرده‌اند. روز دهم دسامبر هم آلمان، چین را متهم کرد که تلاش می‌کند سیاستمداران و بوروکرات‌ها را تطمیع کند. روز ۱۳ دسامبر هم کنگره آلمان جلسه استماعی در رابطه با نفوذ روزافزون چین برگزار کرد. یک اتاق فکر در آمریکا برای این تاکتیک جدید چینی‌ها نام «قدرت تیز» را در برابر آنچه تا پیش از این «قدرت نرم» خوانده می‌شد، انتخاب کرده است. آنها بر این باورند که چین همزمان با رشد خود می‌خواهد جهان را چنان شکل دهد که با منافعش همخوان باشد. قدرت تیز و بران چین بسیار فراگیر است چنان که به خودسانسوری دامن می‌زند و در کشورهایی همچون نیوزیلند و استرالیا یادآور اتهام خرید نفوذ در سیاست با پول چینی است. فرونشاندن این وضع برای غرب کاری است بس دشوار. جهان غرب برای مقابله با این قدرت آسیب‌رسان چالش بزرگی پیش‌رو دارد. اکونومیست بر این باور است که چین بر تصمیم‌‌سازان دموکراسی‌های غرب تاثیر می‌گذارد و بهترین دفاع غرب در برابر این اثرگذاری، شفافیت است.