این نشریه با اشاره به پیروزی مجدد آنگلا مرکل در انتخابات آلمان و تکرار صدراعظمی وی برای چهارمین دوره، به این موضوع پرداخته است که اثرگذاری و قدرت مرکل در سطح اروپا به‌تدریج رنگ باخته و جای خود را به قدرت یک رهبر تازه‌نفس اروپایی داده است و او کسی نیست جز امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری نسبتا جوان فرانسه. اکونومیست از این تغییر و تحول به عنوان نظم نوین اروپایی نام برده و این پرسش را مطرح کرده که به راستی هم‌اکنون چه کسی سکان هدایت اروپا را به‌دست گرفته است؟ اکونومیست در پاسخ به این پرسش نوشت: در ابتدای سال میلادی جاری پاسخ این پرسش واضح بود. آنگلا مرکل بدون توقف به سمت پیروزی در چهارمین دور صدراعظمی خود پیش می‌رفت و این در شرایطی بود که بریتانیا از اروپا خارج شده بود، قدرت ایتالیا در سطح پایینی قرار داشت و فرانسه درگیر ترس از به قدرت رسیدن لوپن و ظهور دونالد ترامپی دیگر در فرانسه بود.

این هفته اما همه آن شرایط تغییر کرد. مرکل در روز ۲۴ سپتامبر در انتخابات پیروز شد اما با کاهش آرا و کرسی‌ها، تا جایی که تحلیلگران از او به عنوان مهره‌ای تحلیل‌رفته، یاد می‌کنند. آلمان حالا با ماه‌ها مذاکرات سه‌جانبه برای تشکیل ائتلاف مواجه است. حدود ۶ میلیون نفر در آلمان به حزب راست افراطی که نسبت به خارجی‌ها رویکردی خصمانه دارد، رای دادند. بسیاری از این ۶ میلیون نفر نسبت به سیاست‌های آنگلا مرکل در حمایت از مهاجران اعتراض دارند. حزب «آلترناتیو برای آلمان» که تا پیش از این هیچ کرسی‌ای در پارلمان نداشت، هم‌اکنون سومین حزب بزرگ آلمان به شمار می‌رود.

در غرب رود «راین» اما، امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری جدید فرانسه باانگیزه به‌نظر می‌رسد. در هفته‌ای که گذشت او یک سخنرانی در مورد اتحادیه اروپا ایراد کرد و نشان داد که مدعی هدایت اروپاست. اینکه آیا ماکرون می‌تواند پس از یک دهه هم‌صدایی با سایرین، فرانسه را به مرکز توجهات اتحادیه اروپا تبدیل کند یا نه، ‌علاوه‌بر آنکه به برنامه‌های وی برای اروپا بستگی دارد، به موفقیت‌هایش در داخل کشورش هم وابسته است. او باید بتواند کشوری که مدت‌ها غیرقابل اصلاح به‌نظر می‌رسید را اصلاح کند.

طی چند سال اخیر، فرانسه ضعیف یک شریک سست عنصر برای آلمان به شمار می‌رفت و این موجب شده بود که آنگلا مرکل نقشی تک نفره را ایفا کند، نقشی که نه مرکل به دنبال آن بود و نه رغبتی به آن داشت. اگر قرار باشد ماکرون این وضعیت را تغییر دهد، لازم است که بتواند به سرعت قانون کار کشورش را تغییر دهد و آن را منطبق با بودجه ناکافی آموزش مهارت‌ها و خدمات استخدامی ناکارآمد دولت، احیا کند. علاوه‌بر این او باید بتواند با لحنی فروتنانه‌تر توضیح دهد که چرا برنامه‌های او برای کاهش مالیات از جمله مالیات بر ثروت و مالیات شرکت ها، در جهت منافع کسب‌وکارها و ثروتمندان طراحی نشده است. در اروپا، نیاز است ماکرون به کشورهای شمالی‌ که اقتصادهای بازتری دارند، اطمینان دهد که قصد کشیدن دیوار در مرزها را ندارد.

گرچه نخستین گام‌های ماکرون در کانون توجهات، لغزش‌هایی را به همراه داشت، اما هر رهبری که بخواهد در فرانسه اصلاحاتی را به اجرا گذارد، نمی‌تواند گام‌هایی بلند بردارد. از سوی دیگر او برای آنکه آلمان را متقاعد سازد تا دیدگاهش در مورد اصلاح حوزه یورو را بپذیرد، مجبور به تلاش بسیار خواهد شد. اما اگر باید درسی را از امسال بگیریم این است که اشتباه خواهد بود اگر موضعی علیه ماکرون قدرتمند اتخاذ شود.