میرمحمد طجوزی
چند وقتی است دیگر تحصیلاتم تمام شده و قصد دارم به خدمت مقدس سربازی بروم، اما یک مقدار دچار دودلی شده‌ام که آیا به خدمت بروم یا اینکه قید سرباز شدن را بزنم و سراغ بازار کار بروم.

راستش از نظر مالی خیلی در سطح بالایی نیستیم تا خانواده‌ام بتوانند خرج و مخارج دو سال دوره سربازی را پرداخت کنند. اما از سویی دیگر نیز اگر بخواهم وارد بازار کار شوم بدون کارت پایان خدمت کسی کار به من و هزاران نفر دیگر مثل من نمی‌دهد. حالا باید چه کنم.
سن دردسرساز
عده بسیار زیادی سال هیجدهم زندگی‌شان را سال دردسر خود می‌دانند، چرا که در این سن اصولا درسشان تمام می‌شود و در صورت قبول نشدن در دانشگاه باید کم‌کم خودشان را برای رفتن به خدمت مقدس سربازی آماده کنند، اگر بخت با آنها یاری کند و در شهر خودشان تقسیم شوند که خیلی شانس آورده‌اند و اندک هزینه‌ای برای به خدمت رفتن باید پرداخت کنند، اما بیچاره کسانی که تقسیم‌شان شهرستان باشد. هر هفته کلی باید پول خرج کنند تا بتوانند یک مرخصی 48 ساعتی بگیرند و به دیدن خانواده‌هایشان بیایند.
مرتضی اویسی می‌گوید: حدود هشت ماه از دوره خدمت سربازی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام. باور کنید طی این چند ماه هر شب با کلی عذاب و ناراحتی سر روی بالشت گذاشته‌ام و صبح با چشم‌هایی اشک‌آلود از خواب بیدار شده‌ام. یک سال از مرگ پدرم می‌گذرد و من به اجبار خانواده‌ام به خدمت آمده‌ام. مادر بیچاره‌ام سرکار ‌می‌رود تا به بهانه تامین هزینه زندگی خانواده را اداره کند، ولی چه‌قدر خوب بود تا هر کسی در شهر خودش خدمت می‌کرد تا بعد از ظهرها بتواند به سراغ کارهای نیمه وقت برود و دیگر ناراحت و نگران هزینه خود و خانواده‌اش نباشد. طبق قانون مصوب هر ماه به کسانی که در حال خدمت هستند مبلغ اندکی حقوق پرداخت می‌کنند، ولی به راستی آیا این مبلغ کفاف هزینه خورد و خوراک و ایاب و ذهاب یک ماهه یک سرباز را می‌دهد؟ آن وقت چه توقعی می‌توانیم از کسانی که به دلایل مالی دوست ندارند به خدمت بروند داشته باشیم؟
مجتبی احمدیان می‌گوید: دوره آموزشی که اولین گام در شروع خدمت سربازی به حساب می‌آید سخت‌ترین و پرهزینه‌ترین دوره خدمت است؛ چرا که در این مدت براساس آموزش‌ها و سخت‌گیری‌هایی که از طرف آموزش‌دهندگان مشاهده می‌کنیم، تقریبا هر 15 روز یک مرتبه یک دست از لباس‌های ما غیرقابل استفاده می‌شود و باید با هزینه خودمان یک دست لباس فرم تهیه کنیم، البته اگر فرمانده محترم پادگان لطف کند و یک مرخصی چندساعتی برای تهیه لباس به سربازها بدهد.
بورس فرم‌فروشان
میدان رازی (گمرک) یکی از مراکز عرضه و تولید محصولاتی است که منحصرا نیاز عزیزان سرباز است. ده‌ها فروشگاه کنار یکدیگر مشغول خرید و فروش انواع لباس فرم، اتیکت، پوتین و کلاه سربازی هستند.اما چند مغازه نیز در همین محدوده مشاهده می‌شود که مشغول تعمیرات لباس سربازان هستند.شهاب سرشار می‌گوید: من همین دیروز به خدمت سربازی رفته‌ام. آنها به ما یک سری لباس داده‌اند و ما باید بعد از 48ساعت مرخصی با وضعیت کاملا مناسب به پادگان مراجعه کنیم، ولی لباس‌هایی که به ما داده‌اند اصلا اندازه بدن ما نیست؛ لذا مجبوریم تا به مراکز عرضه تولید وسایل سربازی برویم و با هزینه خودمان وسایل لازم را تهیه کنیم. حال نهادهایی که اینگونه مسائل به آنها مربوط می‌شود، چه موقع به فکر رفاه بیشتر سربازان خواهند افتاد خدا می‌داند.
دیگر هراس جایز نیست
گاهی اوقات پسرانی که سن آنها به 20سال رسیده است، علاقه‌مند می‌شوند تا به خدمت سربازی بروند؛ اما با جلوگیری خانواده‌هایشان روبه‌رو می‌شوند. به طور مثال اگر او تنها پسر خانواده باشد خانواده از سختی‌هایی که قرار است فرزندشان در دوران خدمت تحمل کنند می‌هراسند و آنها هستند که نمی‌گذارند فرزندشان آماده زندگی یک نفری و تنها در جامعه شود و تجربه کافی برای زندگی آینده‌اش کسب کند.ولی ما به این عزیزان توصیه می‌کنیم که جلوی نگرانی‌های بی‌مورد و بی‌اساس خود را بگیرند تا فرزندانشان بتوانند یک تجربه بسیار مفید برای زندگی آینده‌شان کسب کنند و البته کمی هم به زندگی در شرایط سخت عادت کنند؛ چرا که فلسفه اعزام به سربازی به دلیل آن است که فرزندان ایران با آموزش‌هایی که در دوره سربازی می‌بینند و تجربه‌های بسیار مفید و ارزشمندی که طی این مدت کسب می‌کنند همیشه آماده دفاع از مرز و بوم کشورمان باشند و ارتش ایران هیچ‌گاه خالی از نیروهای جوان و کارآزموده نباشد.