نگاه سوم - شامگاه روز شنبه، هفتم مردادماه در خانه هنرمندان، سمیناری تحت عنوان «تئاتر مشروطه» برگزار شد. در این مراسم علاقه‌مندان به تئاتر حضور داشتند و به بررسی تئاتر در دوره مشروطه پرداختند. در این مراسم حمید امجد با بیان این که ما ملتی فراموشکار هستیم که گذشته خود را فراموش می‌کنیم، گفت: «پس از گذشت دو هفته از سالگرد صدسالگی مشروطه این موضوع به راحتی فراموش می‌شود. تا تنها به صورت دوره‌ای به برخی اتفاقات تاریخی توجه می‌کنیم و بعد از مدتی به راحتی تمام آن را به فراموشی می‌سپاریم. ما با گذشته و تاریخ‌مان مکالمه‌ای نداریم و در گفت‌و‌گو هیچ هستیم و ادبیات نمایشی ما یکی از حادترین این موارد است.»

وی در ادامه افزود: «در دوره‌ای نمایشنامه‌نویسی یا گونه‌ای از نمایش در کشور ما پررنگ می‌شود، به عنوان مثال در سال‌های اخیر تب «عباس نعلبندیان» و یا در دوره‌ای تب «غلامحسین ساعدی» بالا می‌گیرد، اگر به پایان‌نامه‌ها و جشنواره‌ها در سال‌های اخیر که نوشته و برگزار شده‌اند نگاه کنیم، متوجه این موضوع می‌شویم که در سال‌های اخیر چند نمایش‌نامه بر اساس آثار نعلبندیان روی صحنه رفته و چند نمایش و پایان‌نامه به او تقدیم شده است.»امجد در ادامه با اشاره به تاریخ‌نویسی تئاتر ایران، افزود: «از سال ۱۲۲۹ تاریخ تئاتر داشته‌ایم، اما این به معنای وجود اندیشه تاریخی در تئاتر ایران نیست. جای منظر تاریخی و سیر اندیشگی در درام ایرانی خالی است و ما به آن نپرداخته‌ایم. تاریخ‌نگاری امروز ما از درام، تجربه‌های نصفه نیمه و پراکنده اسنادی است و خیلی از اتفاقات به غلط و ناروا و گاهی به عمد ثبت شده و اسناد دست اول را به ما نشان نمی‌دهند. حتی بسیاری در سالشمار خود دچار سوءتفاهم و اختلاف هستند.»

وی با بیان اینکه دو نوع تاریخ‌نویسی در تئاتر برای ما به ارث گذاشته شده، گفت: «تاریخ‌نگاران اسناد تاریخی را در کتاب‌ها ثبت کرده‌اند و پژوهش‌هایی توسط نسل امروز که به ما نزدیک‌تر هستند صورت گرفته که وخیم‌تر هستند، چون تنها برای انتشار یا کار دانشگاهی نوشته شده و با تناقض‌ها، تنبلی‌های ذهنی و عینی، رونویسی دوباره و چندباره همراه است. مجموعه آثار میرزاآقا تبریزی را با انواع و اقسام غلط تایپی و در عین حال ناقص منتشر می‌کنند، بدون اینکه حتی پانویسی داده شود که چگونه و چه اندازه از آن حذف شده است.»کارگردان «بی شیروشکر»، افزود: ۱۲سال از چاپ کتاب «درام مشروطه» من می‌گذرد و تاکنون به چاپ سوم رسیده است.

کتابی که از اشتباهات چاپی آن آگاه هستم، اما برخی از افراد بدون اشاره‌ای به منبع، کتاب را با همان غلط‌ها رونویسی می‌کنند و در کنار کتاب من در بازار عرضه می‌کنند.کارگردان «تراخیس» با اشاره به درام‌نویسی عصر مشروطه، گفت: «ما درباره موضوعی دست دوم حرف می‌زنیم که موضوعیت ندارد و تاریخ درام ایران چیزی غیر از این را نشان می‌دهد. ادبیات نمایشی ایران بیش از قالب‌های ادبی دیگر، نقش پیشتازی در اندیشه تجدد داشته و قدیمی‌ترین رسالات دوره قاجار از موضع هجو و حمله به تجدد نوشته شده است. ادبیات نمایشی دوره قاجار که به عنوان درام و نمایشنامه نوشته شده همه کارکردها را به لحاظ قالب، شکل، ساده‌نویسی، دگردیسی، زبان و... داشته است. نویسندگان این متون تنها درام‌نویس نبوده‌اند، بلکه مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی عصر خود هستند».

وی افزود: «نمایشنامه‌های دوران مشروطه جهت حرکت را به مردم نشان داده و سطح فرهنگی آنان را ارتقا می‌‌دادند. برخلاف زمان حال که مسوولان از طرفی خواهان نمایشنامه‌های فاخر هستند و از طرف دیگر به نمایش‌های مردمی نیاز دارند،نمایشنامه‌های مشروطه مردمی بود».

امجد با اشاره به آثار میرزاآقا تبریزی که در آن همواره شاهد چند صدایی مدرن هستیم، گفت: آخوندزاده نیز در نمایشنامه‌هایش به شدت تجددخواه و در پی این است که همه چیز را تغییر دهد.

او در بیرون از نمایش به شدت آشتی‌ناپذیر است و در بسیاری از نامه‌هایی که برای میرزا آقا تبریزی می‌نویسد، برای او شرح می‌دهد که درباره چه بنویس و چگونه بنویس.امجد در بخش دیگری از سخنانش، اظهار داشت: ادبیات معاصر نگره خودش را در انطباق با زمان می‌سازد و این ساختن به معنای بازگشت به خویشتن نیست و از نظر زمانی، درام میرزاآقا و آخوندزاده دو چهره انقلاب مشروطیت، به شدت وامدار دو شاخه پیشنهادی مویدالممالک هستند. مویدالممالک عینیت‌گرا بود و در آثار او شاهد ذهنیت عینیت‌گرا هستیم.

وی با اشاره به آثار مویدالممالک، گفت: در آثار مویدالممالک، شاهد شخصیت‌های روشنفکر تحصیل کرده که اغلب روزنامه‌نگار یا درام‌نویس هستند، هستیم.

در واقع آثار او در ستایش طبقه نخبه‌است، دغدغه او در آثارش این است که اگر طبقه نخبه سرجای خودشان بودند، جهان به گونه‌ای دیگر پیش‌ می‌رفت. امجد با اشاره به شاخه دیگر یعنی شاخه کمال الوزرا گفت: کمال‌الوزرا، ذهنیت حاشیه‌گرا دارد و زبان او بسیار متنوع است.

او مدت‌ها وقت خود را بر سر تحقیق روی زبان و گویش‌های طبقات پایین تهران می‌گذارد.

کمال‌الوزرا، چند صدایی و تنوع موضوعات در آثارش دیده می‌شود و در واقع، شخصیت آثارش را از میان طبقات پایین جامعه بر می‌گزیند و به خاطر نقدهایی که به دولت دارد، در سال ۱۳۰۲ زمانی که رضاشاه، هنوز بر مسند قدرت پادشاهی ننشسته است، حتی تبعید می‌شود.او، با اشاره به تجدد رضاشاهی که درام ایرانی را عقب نگاه داشت، گفت: این تجدد اقتدارگرای رضاشاهی موجب شد که درام‌نویسی ما عقب نگاه داشته شود و برخلاف آن، ادبیات داستانی و شعر ما که در خلوت و انزوا هم می‌توانند به راه خود ادامه دهند و نیازمند امکانات عینی نیستند، راه پیشرفت را پیش گرفتند.