سی‌وهفت سال از درگذشت جلال‌ آل‌احمد، نویسنده معاصر ایران می‌گذرد. جلال آل‌احمد از زمره نویسندگانی بود که با تاثیرپذیری فراوان از آثار هنری صادق هدایت، برای ایجاد سبک تازه‌ای در ادبیات داستانی فارسی تلاش‌های فراوانی کرد و آنچنان که عبدالعلی دستغیب گفت: «به جایی رسید که نثرش با آثار هدایت و نوشته‌های کلاسیک فارسی پهلو زد» زیرا نثر آل‌احمد در قطب مقابل نثر صادق هدایت قرار دارد، یعنی بر خلاف نثر صادق هدایت در خدمت تحلیل ذهن و باطن شخصیت‌ها نیست، از این رو، می‌توان آن را نثر برونگرا نامگذاری کرد. او از ابتدای دهه ششم قرن بیستم تا به امروز در حیات فرهنگی و افکار اجتماعی مقام خاصی را دارا است. همه منتقدان بر سر یک نکته نظر واحد دارند و آن این است که جلال آل‌احمد در جاده نویسندگی دارای سبک خاصی است که او را از دیگران متمایز ساخته و با صراحت بیانی که دارد معروفیتش را در میان نسل جوان کشورش بیشتر کرده است.

جلال آل‌احمد در طول ۲۵ سال فعالیت ادبی‌اش همواره یک نویسنده سیاسی و اعتراض‌گر بوده است.

از این رو، خواه در نوشته‌های اجتماعی - سیاسی‌اش و خواه در نثر داستانی‌اش لحن انتقادگرایانه و افشا‌کننده خویش را حفظ کرده است. همین ویژگی خلاق جلال آل‌احمد زمینه‌ای را برای قضاوت‌های گوناگونی پیرامون هنر نویسندگی او به میان آورده است.

طوری که یاد‌‌آور شدیم، هر تغییر فکری که در جهان‌بینی سیاسی و اجتماعی جلال آل‌احمد به وجود آمده، پیامد خویش را در آثار هنری او گذاشته است. از این رو، هنگام مطالعه آثار نویسنده به خواننده دقیق نظر چنین احساس دست می‌دهد که جلال آل احمد پیوسته سرگرم جست‌وجو و آزمایش بوده، راه و دید مشخصی را تا به آخر پیدا نکرده است. اما آن چه که در همه این جست‌وجو و آزمایش‌های هنری‌اش جلب توجه می‌کند، «من» او است.

به ویژه، در سال‌های اخیر زندگی‌اش ما با هنرمندی روبه‌رو بودیم که در ادبیات معاصر ایران جای پای خود را پیدا کرده و «من» او دید مشخص و دارای شیوه بیان ویژه شده که قبل از همه، اعتراض بر همه‌گونه نظم و قانون موجود می‌باشد. این اعتراض از گام‌های نخستین نویسندگی او با اشکال مختلفی در آثار هنری‌اش بروز کرده و تدریجا کمال یافته است.

این همه اعتراض و انتقادها در نثر جلال آل احمد یک فضای عصبانیت و عصیان را به وجود آورده که بر زبان و سبک نگارش او بی‌تاثیر نمانده است. از این جا است که در همه آثار خلاق او موضع‌گیری و دیدگاه نویسنده و یا به تعبیر دیگر «سیمای مولف» به طور خیلی آشکارا نشان می‌دهد و طبیعی است که پرسوناژهای این داستان‌ها فاقد کاراکتر فردی‌اند و دید و نظر ویژه خود را ندارند. جلال آل احمد، نویسنده‌ای برون‌گرا است و حوصله توصیف و ترسیم حالات باطنی و روانی شخصیت‌ها و اجتماع را ندارد. شاید نثر «تلگرافی»، صراحت لهجه، بیان و نظر انتقادگرانه و اعتراض‌گرانه و فضای تیز و تند عصبانیت و عصیان‌گرانه سبک نگارشش آن فرصت را به او نمی‌دهد که به توصیف و ترسیم روانی قهرمانانش بپردازد.

با وجود این، نثر داستانی آل‌احمد یک جهش بی‌سابقه در نثر فارسی است، جهشی به سوی فضای هیجان عصبانیت، و ویژگی‌های سبک او هم در این است.

به طور خلاصه، جلال آل‌احمد در ادبیات معاصر ایران از سرآمدان نثر برونگرا و اجتماعی است. از این نگاه، جلال آل احمد نویسنده‌ای است که آثار ادبی وسیله‌ای برای ابراز اندیشه‌های ویژه اجتماعی‌ و سیاسی بوده که تازگی و ارزشمندی آنها ارتباط قوی به زیربنای فکری نویسنده دارد.