به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: با وجود دشواری‌های متعددی که شش دوره مذاکره قبلی با خود داشت، تحلیلگران اتفاق نظر دارند که مذاکرات وین به پیشرفت خوبی رسیده بود و حتی برخی پیش بینی می‌کردند که تا قبل از روی کار آمدن دولت جدید در ایران، توافق صورت می‌گیرد.اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاد.

هنوز موضع دولت جدید ایران درباره مذاکرات هسته‌ای مشخص نیست و کسی نمی‌داند آیا موضع ایران همان موضع قبلی است یا اینکه تغییرات تاکتیکی در آن رخ داده است؟ اما مساله قابل ملاحظه آن است که دولت رئیسی شتابی برای توافق ندارد و به همین دلیل تمایلی برای مشخص کردن سریع زمان مذاکرات نشان نمی‌داد.

به نظر می‌رسد دلیل این صبر دولت رئیسی به دو مساله بازمی‌گردد:

دولت جدید ایران به زمان نیاز داشت تا از مذاکرات انجام شده در دوره‌های قبلی اطلاع یافته و آنها را طبق دیدگاه سیاسی خود ارزیابی کند، به ویژه آنکه تفاوت‌های ایدئولوژیکی و سیاسی زیادی بین دو جریان اصولگرا و اعتدال‌گرا درباره چگونگی تعامل با پرونده‌های مختلف سیاسی داخلی و خارجی، از جمله پرونده هسته‌ای، وجود دارد.

در نظر گرفتن شرایط، به ویژه تلاش ادعایی اسرائیل برای کاستن از سطح تنش با ایران پس از انتخاب بنت به عنوان نخست وزیر.

در حقیقت با توجه به ذات تنش زا و تهدیدات اسرائیل، برای ایران دشوار است که از جدیت دولت آمریکا برای مذاکره اطمینان حاصل کند.این در حالی است که اسرائیل زمانی تا حدی آرام گرفت که بلینکن، وزیر خارجه ایالات متحده اعلام کرد تمام گزینه‌ها درباره ایران روی میز است، به این معنا که در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، آمریکا اقدام نظامی علیه ایران را نیز بعید نمی‌داند.

ایران برای بهبود موضع خود در مذاکرات، اقداماتی را اتخاذ کرد که مهم‌ترین آنها، توقف پایبندی به پروتکل الحاقی و شروع غنی‌سازی اورانیوم تا میانگینی فراتر از آنچه در توافق هسته‌ای ذکر شده بود، است.در اینجا باید به ذکاوت ایران در تاکتیک مذاکره‌ای به کار گرفته شده پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای اشاره کنیم، که براساس آن، ایران از توافق هسته‌ای خارج نشد و تنها عمل به پروتکل الحاقی را متوقف کرد که البته عمل به آن، جزو شروط نبود.در واقع این پروتکل در آن زمان، تنها با هدف نشان دادن حسن نیت ایران مطرح شد.

اما تصمیم ایران درباره غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیوم، پاسخ مستقیمی به عملیات خرابکارانه مکرر اسرائیل برای تعطیلی فعالیت سانتریفیوژ‌های ایران بود.اعلام علنی ایران درباره شفافیت غنی‌سازی اورانیوم، به این دلیل بود که نمی‌خواست متهم به داشتن برنامه‌های هسته‌ای سری شود. در سایه آنچه گذشت، احتمالا در دور هفتم مذاکرات وین، فرصت‌های دستیابی به توافق همچنان اندک است، چرا که فاصله زیادی بین موضع ایران و آمریکا درباره جزئیات و تفاصیل وجود دارد و ایران اصرار دارد که ایالات متحده تمام تحریم‌ها را رفع کند. حتی با فرض اینکه ایران بازگشت همزمان به توافق را قبول کند، پذیرش وارد کردن تعدیل‌هایی در توافق هسته‌ای از سوی ایران متصور نیست.نهایت دستاوردی که می‌توان انتظار داشت، گفت‌وگوی همراه با حسن نیت ایران درباره تمام مسائل منطقه است، البته در صورتی که به ضمانت‌های قاطعی درباره احترام به توافق هسته‌ای و تکرار نشدن ماجرای ترامپ، دست یابد. با توجه به اینکه ایران معتقد است ایالات متحده هرگز وارد جنگ مستقیم با آن نمی‌شود، ظاهرا آمریکا راهی جز بازگشت به توافق سال ۲۰۱۵ و رفع تمام تحریم‌ها از ایران ندارد، به ویژه آنکه ادعای مقامات غربی این است که زمان هم به نفع ایران در جریان است و هر روز که می‌گذرد، این کشور به آگاهی کامل و کافی درباره ساخت بمب اتمی نزدیک‌تر می‌شود.اما آیا ایالات متحده کوتاه می‌آید و تسلیم این تنگنایی که خود، خود را در آن گرفتار کرده است می‌شود؟ پاسخ به این سوال هم نیازمند بررسی‌های جداگانه است.

 

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند