گروه حوادث- جوان عاشق‌پیشه برای جلب رضایت خانواده‌اش در ازدواج با دختر مورد علاقه‌ خود، سناریوی ربوده شدن خود را طراحی کرد.

طراحی این نقشه عجیب هنگامی از سوی این عاشق ۱۸ساله صورت گرفت که به‌رغم اصرارهای او، پدرش حاضر به پرداخت هزینه عروسی او نشد. بنا به این گزارش، مدتی قبل جوان ناشناسی طی تماس تلفنی با خانواده‌ای در یکی از شهرستان‌های غربی کشور ادعا کرد پسر آنان را ربوده و تنها در ازای پرداخت ۵میلیون تومان حاضر به آزادسازی او است. با توجه به این تماس تلفنی و هماهنگی‌های خانواده جوان ربوده شده با دخترشان که ساکن تهران است، وی با مراجعه به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران شکایتی را در این‌باره مطرح کرد.

این دختر در شکایت خود مدعی شد، برادرش از مدت‌ها قبل عاشق دختری در شهرستان بود. چون سن او کم است پدرم راضی به ازدواج آنها نبود.

بنابراین برادرم هم برای تامین مخارج ازدواج به تهران آمد و در یک شرکت به عنوان کارگر مشغول به کار شد. تا اینکه روز گذشته پسر جوانی با خانه پدرم تماس گرفته و ماجرای ربودن برادرم را به آنها اطلاع داده است.

با توجه به این اظهارات به دستور بازپرس حسینی، اکیپی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران ماموریت یافتند تا با تجسس‌های خود مخفیگاه آدم ربایان را ردیابی کنند.

در همین راستا ماموران با بررسی شماره تلفنی که از آنجا با خانواده جوان ربوده شده تماس گرفته شده بود، پی بردند این تلفن متعلق به خانه‌ای در قرچک ورامین است.

بدین ترتیب پلیس با شناسایی خانه مورد نظر، آنجا را تحت مراقبت‌های نامحسوس خود قرار داد تا اینکه دو پسر جوان را به هنگام خروج از این خانه بازداشت کردند.

این دوجوان بازداشت شده در جریان بازجویی‌های پلیس پرده از طراحی نقشه‌ای عجیب برای خانواده جوان ربوده شده به منظور ازدواج او و دختر مورد علاقه‌‌اش برداشتند. در بررسی‌های تکمیلی مشخص شد این جوان که «مجتبی» نام دارد وقتی ماجرای علاقه‌مندی‌اش را به ازدواج با دختری از همشهریان خود در یکی از استان‌های غربی کشور با دوست خود مطرح کرده، با همفکری هم تصمیم به طراحی سناریویی گرفتند که در آن او را به عنوان گروگان به قرچک ورامین برده و تقاضای ۵میلیون از خانواده‌اش بکنند.

بدین ترتیب والدین این جوان عاشق‌پیشه با اطلاع از اینکه پسرشان اصلا ربوده نشده بود و ماجرای تلفن به خانه‌شان با نقشه او انجام گرفته است، از شکایت خود گذشت کردند.

از سوی دیگر پسر ۱۸ساله به همراه پدر خود به شهرشان برگشت تا درباره ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش عاقلانه‌تر تصمیم‌گیری کنند.