غلامعلی حدادعادل، رییس مجلس شورای اسلامی دیروز در مراسم همایش یکصدمین سال مشروطیت ضمن ادای احترام به شهدای مشروطیت، شهدای انقلاب اسلامی و شهدایی که در این روزها در خط مقدم دفاع از امت اسلامی در لبنان و فلسطین جان خود را نثار قرآن و اسلام می‌کنند، گفت: جا دارد در اینجا از مقام معظم رهبری سپاسگزاری کنم که با بیانات خود همواره راهگشای ما بوده‌اند. به گزارش «ایسنا»، رییس مجلس در خصوص هدف و تصمیم مجلس نسبت به برگزاری همایش یکصدمین سال پیروزی نهضت مشروطیت، گفت: نهضت مشروطیت یک واقعه مهم تاریخی و متعلق به مردم ایران و این کشور است. نهضتی که مقام معظم رهبری آن را نهضت ملی و اسلامی مردم ایران نامیدند. رییس مجلس صدمین سال هر واقعه تاریخی مهم را فرصت مناسبی برای توجه و احترام به آن واقعه دانست و گفت: در کشور ما از چند سال پیش که فعالیت‌های تحقیقی گوناگونی آغاز شده است، نه تنها در داخل سلیقه‌های مختلف و جریان‌های فکری و سیاسی گوناگون برنامه داشته‌اند، در خارج نیز هر جا گروهی از ایرانیان با گرایش‌های مختلف حضور داشته‌اند برنامه‌های متعددی نیز داشته‌اند و جالب اینکه بسیاری از آنها کوشیده‌اند دیدگاه‌های خود را تحت عنوان بررسی مشروطیت آغاز کنند و هر کسی از درون خود به جست‌و‌جوی اسرار آن پرداخته است.

عکس: خبرگزاری فارس

حداد عادل در افتتاح همایش یکصدمین سال مشروطیت:
انقلاب اسلامی غبار تحریف را از تاریخ مشروطه زدود
رییس مجلس دیروز با حضور بر مزار سرداران نهضت مشروطه به آنان ادای احترام کرد
غلامعلی حدادعادل رییس مجلس شورای اسلامی در مراسم همایش یکصدمین سال مشروطیت ضمن ادای احترام به شهدای مشروطیت، شهدای انقلاب اسلامی و شهدایی که در این روزها در خط مقدم دفاع از امت اسلامی در لبنان و فلسطین جان خود را نثار قرآن و اسلام می‌کنند، گفت: جا دارد در این جا از مقام معظم رهبری سپاسگزاری کنم که با بیانات خود همواره راهگشای ما بوده‌اند.

به گزارش «ایسنا»، رییس مجلس در خصوص هدف و تصمیم مجلس نسبت به برگزاری همایش یکصدمین سال پیروزی نهضت مشروطیت، گفت: نهضت مشروطیت یک واقعه مهم تاریخی و متعلق به مردم ایران و این کشور است. نهضتی که مقام معظم رهبری آن را نهضت ملی و اسلامی مردم ایران نامیدند.
وی با بیان اینکه مشروطیت یک پدیده گسترده، پیچیده و مهم است، افزود: مشروطیت با ابعاد گوناگون آن حاصل مجاهدت‌های بسیاری است و چه خون‌ها و جان‌های گرامی که در این راه فدا شده و چه آرمان‌های بلندی که در سرها بوده است.
رییس مجلس با بیان اینکه مشروطیت حاصل تبلور تحولات چند ده ساله‌ای بود که قبل از سال ۱۲۸۵ در ایران آغاز شده بود، گفت: این تحولات در یک نقطه به نام انقلاب مشروطیت متبلور شد و به نوبه خود سرآغاز دگرگونی‌های وسیع در اوضاع سیاسی، اجتماعی، ‌فرهنگی و اقتصادی کشور شد.
وی ادامه داد: ملت ایران در صد سال پیش در آسیا پیشتاز مبارزه با استبداد و طلب حاکمیت قانون بود و این برای ملت ایران افتخار است که قبل از بیداری بسیاری از ملل دیگر در این راه قدم نهاد و انقلاب‌ها و نهضت‌های بعدی و نهایتا انقلاب اسلامی ایران ثابت کرد ملت ایران شجاع، هوشمند و ضداستبداد و آزادیخواه و وطن‌دوست است.
رییس مجلس صدمین سال هر واقعه تاریخی مهم را فرصت مناسبی برای توجه و احترام به آن واقعه دانست و گفت: در کشور ما از چند سال پیش که فعالیت‌های تحقیقی گوناگونی آغاز شده است، نه تنها در داخل سلیقه‌های مختلف و جریان‌های فکری و سیاسی گوناگون برنامه داشته‌اند در خارج نیز هر جا گروهی از ایرانیان با گرایش‌های مختلف حضور داشته‌اند برنامه‌های متعددی نیز داشته‌اند و جالب اینکه بسیاری از آنها کوشیده‌اند دیدگاه‌های خود را تحت عنوان بررسی مشروطیت آغاز کنند و هر کسی از درون خود به جست‌و‌جوی اسرار آن پرداخته است.
رییس مجلس افزود: مجلس میراث ماندگار مشروطیت و نماد مشروطیت است. وقتی نام مجلس در این یکصد سال به گوش می‌خورد نام مشروطیت تداعی می‌شود و وقتی نام مشروطیت به میان می‌آید تصویری از مجلس در ذهن نقش می‌بندد، لذا طبیعی بود که مجلس شورای اسلامی در بهارستان در صدمین سال این نهضت از کنار این واقعه بزرگ سیاسی و اجتماعی کشور بی‌اعتنا نگذرد و چنین بود که از یک سال پیش برای برگزاری این همایش دو روزه برنامه‌ریزی کرد.
وی با طرح این سوال که مقصود از مشروطیت چه بود؟ مشروطه‌طلبان درصدد چه بودند؟ چه تقاضا و چه انگیزه‌ای داشتند؟ عنوان کرد: تقاضاها مجموعه‌ای از مطالبات حقیقی و تاریخی انباشته‌شده بر سر هم بود. مهم‌ترین آن تقاضاها مخالفت با سلطه بیگانگان بود. مردم و علما و دلسوزان کشور ده‌ها سال بود حضور آشکار و پنهان بیگانه را در کشور خود احساس می‌کردند و سلطه بیگانگان را بر مقدرات خود می‌دیدند. از روزی که امیرکبیر با دسیسه انگلیس در این کشور مظلومانه عزل شد و به قتل رسید مردم بغضی در گلو داشتند و منتظر فرصت برای شکستن آن بغض بودند. بعد که داستان تنباکو پیش آمد حضور و دخالت بیگانه آشکار شد و علما واکنش نشان دادند و روح مخالفت با استعمار تقویت شد و قطعا یکی از جهات حضور علما در مشروطیت همین جنبه بود که آنها شاه و دربار را عامل دخالت بیگانگان در سرنوشت ایران می‌دانستند و معتقد بودند با محدود کردن دربار و شاه، راه برای نفوذ بیگانگان بسته می‌شود.
حدادعادل گفت: مطالبه دیگر مشروطه‌طلبان مخالفت با استبداد بود، این که شاه هرچه می‌خواهد بگوید و تصمیم بگیرد با هیچ منطق و عقلی جور در نیامد. آنها مبارزه با استبداد و محدود کردن آن و در یک کلمه آزادی می‌خواستند. آنها حاکمیت اراده ملت بر کشور را طلب می‌کردند و مهم‌تر از همه عدالت را.
وی تاکید کرد: مردم عدالتخانه می‌خواستند، سپس حاکمیت قانون و برقراری نظم و امنیت در سراسر کشور و بالاخره مطالبه‌ای که به صورت گسترده در اذهان رهبران روحانی و غیرروحانی مشروطیت جا داشت مطالبه رشد و ترقی و پیشرفت برای کشور بود، چراکه مردم احساس می‌کردند در گردونه تاریخ تحقیر شده‌اند.
رییس مجلس افزود: مجموعه این مطالبات مقصود این ملت از مشروطه‌خواهی بود که در صدر آن مبارزه با استبداد، استعمار و طلب آزادی قرار داشت.
وی در ادامه با طرح این سوال که انقلاب مشروطه چگونه پیروز شد؟ گفت: انقلاب مشروطه مثل هر انقلاب دیگری جرقه‌ای داشت و سپس انفجاری. آنچه اتفاق افتاد با رهبری علما ممکن شد. اگر علما و مراجع عظام در نجف و در دیگر بلاد حرکت مردمی را تایید نمی‌کردند و با تقاضای آنها موافقت نمی‌کردند، توده‌های مردم در صحنه حاضر نمی‌شدند، لذا حضور توده مردم ارتباط مستقیم با تایید علمای دین از نجف، تهران و سایر بلاد دارد. این انقلاب منحصر به تهران نبود در بسیاری از شهرها مردم در انقلاب مشروطیت حضور موثری داشتند.
وی ادامه داد: باید پرسید این انقلاب مشروطیت با آن گستردگی و اهمیت آیا به اهداف خود نائل شد؟ و آیا سلطنت محدود شد؟ و آیا حاکمیت اراده ملی تامین شد؟ پاسخ به این سوالات منفی است. انقلاب مشروطیت به آرمان‌های خود نائل نشد. مشروطیت نوزادی بود که بلافاصله بعد از تولد از پدر و مادر و خویشان خود دور افتاد و به دست کسانی افتاد که دلسوز نبودند و این انقلاب سرانجام در 14‌سالگی در سال 1299 و یا در سال 19‌سالگی یعنی 1304 و آغاز سلطنت رضاخان این نوزاد جوان‌مرگ شد و متاسفانه این سرنوشت مشروطیت بود.
حدادعادل این یکصد سال فاصله از سال ۱۲۸۵ تا ۱۳۸۵ را به پنج دوره تقسیم و تصریح کرد: دوره اول از پیروزی مشروطیت تا ۱۲۹۹ که این دوران چه در داخل و چه در خارج بسیار متلاطم است. در داخل مشروطیت تازه آغاز شده و گرفتار استبداد صغیر محمدعلی‌شاهی می‌شود. در این دوران مجلس به توپ بسته شد. آزادیخواهان اعدام شدند. رهبران بزرگ مشروطیت مثل آیت‌ا... بهبهانی ترور شدند. سردارانی مثل ستارخان که با اغراض مخالفان علما همراهی نمی‌کردند و نقش واسطه را میان علما و مردم برای سازماندهی نظامی توده‌های مردم بازی می‌کردند منزوی و از غصه دق کردند.
وی با تاکید بر اینکه در این دوران درگیری فکری بسیاری اتفاق افتاد، خاطرنشان کرد: متاسفانه در ایران از سال 1285 تا 1299 هرج و مرج حاکم بود که قطعا بیگانگان مخصوصا انگلیسی‌ها در ایجاد آن موثر بودند. آنها از تبدیل قدرت از سلطنت به حکومت مشروطه سوءاستفاده کردند و عمال و جیره‌خواران خود را در جای‌جای کشور به تحریک و ایجاد ناامنی تشویق کردند.
رییس مجلس متذکر شد: در این دوران در فضای مطبوعات فضایی پدید آمد که بسیار عبرت‌انگیز است. در مطبوعات نوعی لجام‌گسیختگی تحت عنوان آزادی حاکم شد، این وضعیت بود تا اینکه اوضاع بین‌المللی بر این آشفتگی افزود و جنگ بین‌الملل اول که به فروپاشی عثمانی، همسایه بزرگ ایران منجر شد، آغاز شد و آثار این جنگ در عراق و اوضاع ایران اثر گذاشت.
حدادعادل گفت: در این دوران بود که مجلس همان نیمه جانی که داشت از دست داد و جایی برای امثال مدرس باقی نماند. در دوران رضا شاه با عوام‌فریبی و با تظاهر به دین و مذهب امثال مدرس را ترور کردند. استبداد پهلوی از استبداد قاجاری بدتر شد. جایی برای حاکمیت اراده ملت باقی نماند. هیات دولتی برای تصمیم‌گیری باقی نماند. انتخابات آزاد و عدالتی نیز وجود نداشت.
حدادعادل ادامه داد: از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰ دوره دوم، سیاه‌ترین ظلم‌ها حاکم شد. از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ با تغییر سلطنت در فاصله دوازده ساله امکان محدود برای از جا برخاستن ملت پدید آمد که این بار ملت واکنش نشان داد، ولی باز حزب‌های بیگانه هرج و مرج را به راه انداختند، اما مجلس در این دوران جان پیدا کرد و ملت توانست نمایندگان خود را به مجلس بفرستند. قانون ملی شدن صنعت نفت در این فاصله از مجلس بیرون آمد اما با کودتای ۲۸‌مرداد ۱۳۳۲ استبداد رضاخانی تجدید شد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ که مجلس، مجلس نبود، آزادی و حکومت قانونی وجود نداشت، بیگانه در کشور نفوذ داشت. مقدرات کشور که به دست انگلیسی‌ها بود به دست آمریکایی‌ها افتاد و آنچه در صحنه نبود ملت ایران، دین و ایمان و فرهنگ این سرزمین بود تا این که دوران پنجم آغاز شد، یعنی ۱۳۵۷ تا امروز.
وی تصریح کرد: باید مشروطیت را در ایران، انقلاب ناکام و ناموفق بدانیم. در مشروطیت دو جریان با هم در کشاکش بودند که یکی طالب تجدد و تحول بود اما تجدد منطبق بر دین اما گروه دیگر تجدد می‌خواستند حاکم بر دین و تجددی که بر دین غلبه کند در واقع نوعی نظام بین سکولاریسم و دینداری رواج داشت.
رییس مجلس ادامه داد: فقدان رهبری آگاه و بااراده و مصمم همانند آن که انقلاب اسلامی را پیروز کرد، در مشروطیت محسوس است.
حدادعادل گفت: انقلاب اسلامی را در ایران مرحله‌ای تکامل‌یافته از جنبه‌های مثبت و آرمان‌های دینی مشروطه می‌دانیم. این انقلاب در عمل و نظر بسی پیشرفته‌تر از مشروطیت است.
وی با بیان اینکه در انقلاب اسلامی مشروطیت مانند آینه‌ای در مقابل چشم امام(ره) بوده است، گفت: امام(ره) در سال ۱۲۸۰ به دنیا آمد و در انقلاب مشروطه ۵ساله بود. دوران جوانی و نوجوانی امام(ره) با دوران چهارده سال اول بعد از پیروزی مشروطه منطبق بود. یعنی امام قربانی شدن آرمان‌های مشروطه را در مسلخ اشتباه‌کاری‌ها و دخالت‌های بیگانگان مشاهده کرده است. این است که امام(ره) همواره ملت و علما و دلسوزان کشور را از تکرار مشروطیت برحذر می‌داشتند و به شدت مراقب بودند تا روحانیتی که انقلاب را به پیروزی رساندند دو دستی به مخالفان تقدیم نکنند.
رییس مجلس با بیان اینکه تفاوت دیگر انقلاب اسلامی با انقلاب مشروطیت این بود که امام(ره) زمام انقلاب را به دست دولتمردان قبل از انقلاب نسپردند، تصریح کرد: ما امروز به شدت احساس می‌کنیم که بازنگری و بازنگاری در تاریخ مشروطیت ضرورت دارد و باید تاریخ مشروطه از نو نوشته شود. با انقلاب اسلامی غبار تحریف از چهره تاریخ مشروطه زدوده شده و باید این راه ادامه یابد.
حدادعادل افزود: روحانیت، مشروطیت را ایجاد کرد و به پیروزی رساند، اما بعد پیروزی این نهضت از جنبه دینی تهی شد و این سرنوشت مشروطیت بود.
رییس مجلس در پایان ابراز امیدواری کرد در پرتو اسلام و رهبری‌های مقام معظم رهبری و رهنمودهای امام راحل آن آرمان‌های بلند انقلاب را جامه عمل بپوشانیم.