به احتمال زیاد در حال حاضر حتی آشفته‌ترین طرفداران اندیشه تثبیت قیمت‌ها در ضمیر خودآگاه یا ناخودآگاه خود پذیرفته‌اند که ادامه عرضه بنزین با قیمت‌های کنونی هیچ‌گونه توجیه اقتصادی و عقلایی ندارد. غلامرضا کیامهر

این که کدامیک از دهک‌های جامعه بیشتر از یارانه بنزین استفاده می‌کنند در برابر معضل بالا بودن مصرف بنزین در کشور ما، یک مساله فرعی محسوب می‌شود و به همین سبب اگر حتی فرض بر آن بگیریم که دهک‌های پایین جامعه بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان بنزین در کشور ما باشند، باز هم ادامه وضعیت موجود به زیان اقتصاد کشور خواهد بود.

اما، به‌رغم همه بن‌بست‌هایی که بر سر راه‌حل معضل یارانه بنزین به چشم می‌‌خورد، تصاعدی کردن قیمت بنزین، یعنی مشابه وضعی که سال‌ها است در خصوص مصرف انرژی برق و آب اعمال می‌شود، از دیگر راه‌حل‌ها کم‌خطرتر و قابل‌قبو‌ل‌تر به نظر می‌رسد. این راه‌حل حد وسط دیگر راهکارها و راه‌حل‌هایی است که تاکنون از سوی محافل مختلف در خصوص کاهش فشار یارانه‌های بنزین بر بودجه دولت و اقتصاد ملی ما ارائه شده است. موفقیت راه‌حل تصاعدی کردن قیمت بنزین مشروط بر آن است که اولا طرح تهیه و عملیاتی کردن کارت‌های هوشمند مصرف بنزین با سرعت هر چه تمام‌تر به مورد اجرا گذارده شده و کارخانه‌های خودروسازی و واردکنندگان خودرو موظف شوند از این پس به همراه هر دستگاه خودرو یک قطعه کارت هوشمند به خریدار تحویل دهند و ثانیا کار تهیه نرخ‌بندی تصاعدی بنزین با واقع‌بینی هر چه تمام‌تر صورت‌ پذیرد به نحوی که اجرای آن ضمن کمک به کاهش حجم یارانه‌های بنزین با درجه‌ای از مقبولیت در میان دهک‌های مختلف جامعه مواجه شود. طبیعی است که در تهیه جدول نرخ‌بندی تصاعدی بنزین باید تفاوتی منطقی میان کف و سقف میزان مصرف و نرخ تصاعدی خودروهای شخصی و خودروهایی که در خدمت حمل‌ونقل عمومی قرار دارند قائل شد که قائل شدن چنین تفاوتی از هر نظر توجیه‌پذیر خواهد بود. جدول نرخ‌بندی تصاعدی باید به گونه‌ای تنظیم شود که هر چه میزان مصرف دارنده کارت هوشمند در یک واحد زمانی مشخص از کف مصرف تعیین شده فاصله بگیرد، پول بیشتری بابت مصرف بنزین می‌پردازد و بعد از رسیدن میزان مصرف به سقف تعیین شده در همان واحد زمانی، قیمت واقعی یا بین‌المللی بنزین از مصرف‌کننده دریافت خواهد شد.ممکن است کسانی مدعی شوند که این روش نوعی چندنرخی کردن بنزین است و باعث رواج خرید و فروش بنزین در بازار آزاد خواهد شد و یا فی‌المثل باعث خواهد شد تا دارندگان تاکسی و سایر خودروهای عمومی مقداری از بنزین مصرفی خود را به دیگران بفروشند.

در پاسخ چنین کسانی باید گفت، اولا تصاعدی کردن قیمت بنزین انتخاب یک راه‌حل بد از میان دو راه‌حل بدتر و بدترین است. ثانیا در جدول نرخ‌بندی تصاعدی موردنظر نویسنده مقادیر مصرف و قیمت‌ها به قدری با هم فاصله دارند که خرید و فروش آن صرفه چندانی برای افراد نخواهد داشت. ثالثا اختیار وضع قانون در دست حکومت است و حکومت می‌تواند مشابه همان مجازات‌های سفت و سختی را که برای قاچاقچیان وضع کرده برای خرید و فروش بنزین هم وضع کند و حتی اگر به‌رغم وضع مجازات‌های سنگین اندک افرادی مرتکب چنین خلافی شوند فوائد تصاعدی کردن قیمت بنزین آن قدر هست که مضار آن را بپوشاند ضمن آنکه به قول آن ضرب‌المثل معروف فارسی، به خاطر یک آدم بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند و دست آخر این که چون با تصاعدی شدن قیمت عرضه بنزین نیازهای دهک‌های مختلف جامعه متناسب با سطح درآمدها به صورت معقول و منطقی تامین شده و در بالاترین سطح مصرف به آزادسازی قیمت بنزین منجر می‌شود، امکان بروز سوداگری بنزین در بازار آزاد، بسیار بسیار غیرمحتمل خواهد بود.حتی اگر از منظر عدالت‌خواهی و توزیع عادلانه‌تر منابع هم به این موضوع نگریسته شود، تصاعدی کردن قیمت عرضه بنزین و پلکانی رساندن آن به سطح قیمت‌های بین‌المللی بدون ایجاد شوک‌های شدید اجتماعی و با وارد کردن حداقل فشار به دهک‌های مختلف جامعه، این هدف بهتر برآورده خواهد شد.

kiamehr@Hotmail.com