سیاستمداران متهم به چیزهایی شدند که در همه جای دنیا کم و بیش وجود دارد با این تفاوت که در ایران مردم به دلیل ناکامی در گذار به دموکراسی نتوانستند سازوکاری برای نظارت بر سیاست و سیاسیون و کنار گذاشتن آنها از طریق انتخابات آزاد و منصفانه پیدا کنند. سیاست برای مردم عادی به امری دور از دسترس تبدیل و قدرت‌طلبی تقبیح شد. به باور عامه مردم، سیاست ورزی عوض آنکه در خدمت تحقق اهداف و خیر جمعی باشد به ابزاری برای آزار و اذیت مخالفان و ثروت‌اندوزی بدل شد. در نتیجه کنش یا فعالیت سیاسی به اقدامی پرهزینه تبدیل شد تا جایی که برخی‌ها در این راه هست و نیست خود را از دست دادند. امنیتی کردن سیاست و سیاست‌ورزی به مانعی بر سر راه کم هزینه شدن فعالیت سیاسی تبدیل شد و به‌صورت طبیعی بسیاری از سیاست کناره گرفتند تا زندگی آرامی داشته باشند. بی شک اگر ما می‌توانستیم در گذار به دموکراسی تجربه موفقی داشته باشیم امروزه درک و فهم متفاوت و مثبت‌تری از سیاست داشتیم و تا زمانی که این اتفاق نیفتد تصویر جمعی ما از سیاست منفی خواهد بود. دروغ‌گویی و فساد و رشوه‌خواری در اغلب کشورهای دنیا وجود دارد اما آنچه برخی ملت‌ها موفق شده‌اند به آن دست یابند طراحی یک‌سازو کار موثر نظارت و کاهش این نوع کژی‌ها در عالم سیاست است و این باعث می‌شود مردم در مقابل سیاستمداران و سیاست مستاصل و درمانده و ناظر منفعل نباشند.

 

این مطلب برایم مفید است
15 نفر این پست را پسندیده اند