در داخل ایران، برخی سیاستمداران با ادامه ریاست‌جمهوری ترامپ موافق بودند و برخی دیگر به پیروزی بایدن امید داشتند.

دولت بایدن در زمان تبلیغات انتخاباتی خود، خروج ترامپ از برنامه هسته‌ای را غیرمنطقی و اشتباه دانست و قول داد به توافق هسته‌ای با ایران بازگردد‌ اما درباره اینکه آیا به توافق سال ۲۰۱۵ برگردند یا به یک توافق جدید دست‌یابند، اختلاف‌نظر وجود دارد.

البته برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند که دولت بایدن ابتدا بدون دست زدن به شاکله تحریم‌ها، امتیازهایی را در کوتاه‌مدت به ایران پیشنهاد می‌دهد؛ امتیازهایی که در حوزه نفت و دریافت وام از صندوق بین‌المللی پول تحقق‌پذیر است. با این حال آن دسته از تحلیلگران که به مذاکرات ایران و آمریکا مثبت نگاه می‌کنند، پروسه کاهش تحریم‌های واشنگتن علیه تهران را تا پایان ماه ژوئن ۲۰۲۱ غیر‌واقع‌بینانه ارزیابی می‌کنند، زیرا موانع زیادی به لحاظ فنی و قانونی پیش‌پای دولت بایدن قرار دارد. دولت بایدن بارها اعلام کرده است که به محض بازگشت ایران به توافق، آمریکا هم به‌طور کامل به مفاد عهدنامه عمل خواهد کرد. در این راه کشورهای اروپایی، روسیه و چین به بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای اصرار دارند و کشورهایی همچون عربستان‌سعودی و اسرائیل و برخی کشورهای عربی خلیج‌فارس مخالف این توافق هستند.

در همین رابطه‌ براساس قانونی که در مجلس با اکثریت محافظه‌کار ایران به تصویب رسیده، اجازه بازرسی‌های سرزده توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در صورت برقرار ماندن تحریم‌های آمریکا علیه ایران لغو می‌کند‌ اما ایران گام نخست را رفع تحریم‌ها از سوی آمریکا می‌داند. جمهوری اسلامی با تصویب مجلس، پروتکل الحاقی توافق هسته‌ای را متوقف کرده است. اما طبق توافق تازه‌ای که بین ایران و آژانس اتمی حاصل شد، نظارت‌ها بر تاسیسات هسته‌ای ایران به مدت سه ماه دیگر ادامه خواهد یافت.

اما به نظر می‌رسد بین ایران و آمریکا یک دیپلماسی پنهان در جریان است که توسط برخی کشورها همچون قطر، آلمان و فرانسه صورت گرفته است. توماس کانتریمان، معاون وزیر امورخارجه در دوره باراک اوباما، معتقد است که رئیس‌جمهوری فعلی، می‌تواند برای اثبات حسن‌نیت خود، برخی تحریم‌ها را برطرف کند. اما به‌نظر می‌رسد تا زمانی که ایران گام اول را برندارد، این امر غیر ممکن است. این درحالی است که سران هر دو کشور قصد دارند نشان دهند که تحت فشار تسلیم نمی‌شوند. تحلیلگران بر این عقیده‌اند که اقدامات آمریکا نظیر کمک در زمینه واکسن‌های کرونا یا کمک‌های انسانی و ضمانت‌های اقتصادی نظیر موافقت با درخواست ایران برای دریافت وام از صندوق بین‌المللی پول، همگی در راستای اعتماد‌سازی صورت گرفته است.

بایدن با بازگشت به رویکرد مشارکتی با متحدان خود در جامعه جهانی و به‌ویژه اروپا، درصدد اجماع‌سازی مقابل ایران است. به‌نظر می‌رسد در این کار نیز با مانع قابل‌توجهی روبه‌رو نخواهد بود. سکوت اعضای گروه ۱+۴ و حتی همراهی تروئیکای اروپایی با قطعنامه پیشنهادی آمریکا به شورای‌ حکام، گروه ویژه اقدام مالی، اقدام نظامی در نزدیکی مرز مشترک عراق- سوریه و سخنان تهدیدآمیز بایدن علیه تهران، از وضع تازه‌ای نشان دارد که با پیش از ژانویه سال‌جاری میلادی تفاوت قابل تامل دارد. تصویب قطعنامه پیشنهادی آمریکا در نشست شورای‌ حکام (که در نهایت تصویب نشد) پس از اقدام نظامی ارتش این کشور علیه نیروهای عراقی همسو با ایران در خاک سوریه، دو احتمال را با خود دارد: نخست؛ بایدن از سیاست تهدید برای پیشبرد اهداف خود استفاده خواهد کرد. دوم؛ می‌کوشد با امنیتی کردن پرونده ایران، فرصت را برای اقدام‌های شدیدتر بعدی و بازدارندگی آن فراهم کند.

آنچه درحال‌حاضر برای دستیابی به توافق جدید با ایران مهم است توجه به برخی سیاست‌ها و محدودیت‌های داخلی و منطقه‌ای است. از یکسو، در ساختار تصمیم‌گیری ایالات‌متحده به‌جز دولت بایدن، لابی‌های قدرتمند صهیونیستی و عربی وجود دارد که بر جهت‌گیری سیاست خارجی آمریکا تاثیرگذار است. در واقع‌ این لابی‌ها به‌شدت مخالف توافق هسته‌ای با ایران هستند و دولت بایدن را تحت فشار قرار می‌دهند که همچنان به سیاست «فشار حداکثری» دوره ترامپ ادامه دهد. همچنین دولت بایدن درخصوص برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقه‌ای تهران در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان حساسیت بالایی دارد که این مسائل می‌تواند موانع جدی بر سر راه توافق هسته‌ای جدید باشد.

از سوی دیگر، در داخل ایران نیز موانعی برای دستیابی به توافق جدید وجود دارد. اول؛ دولت حسن روحانی تلاش می‌کند در ماه‌های آخر دولت خود، با آمریکا به نتیجه برسد و لغو تمامی تحریم‌ها را خواستار است. اگرچه تصمیم نهایی را در ایران نهاد رهبری خواهد گرفت، برخی سیاستمداران اصولگرا به دنبال این هستند تا مذاکره با آمریکا را به بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران که قرار است در ژوئن ۲۰۲۱ برگزار شود، موکول کنند. این امر نشان می‌دهد دولت بایدن هم منتظر دولت بعدی در ایران است و تمایل ندارد با دولت روحانی به توافق برسد. این بدین معناست که دولت بایدن برای دستیابی به توافق هسته‌ای عجله ندارد و با استفاده از تحریم‌های دوره ترامپ توانسته ایران را مهار کند و وضعیت اقتصادی در ایران کاملا نمایانگر این موضوع است. در نهایت اینکه دولت بایدن به‌دنبال بازدارندگی ایران و جلوگیری از تهدیدات احتمالی آن در برابر آمریکا و متحدانش است.

به‌نظر می‌رسد، شرط آمریکا برای توافق با ایران که شامل توقف برنامه موشکی و کاهش نفوذ منطقه‌ای آن در خاورمیانه است، پذیرفته نخواهد شد و در مقابل، شرط ایران یعنی پایان کامل تحریم‌ها توسط آمریکا نیز انجام نخواهد شد. یک گزینه مناسب برای دو طرف می‌تواند صدور «بیانیه تصمیم متقابل تهران و واشنگتن و تعهد بازگشت کامل به برجام»، پیش از مذاکره بر سر شروط و جدول زمانی باشد. اتحادیه اروپا نیز می‌تواند محور مذاکرات بین ایران و آمریکا، روسیه و چین باشد. روسیه و چین علاوه بر عضویت در برجام، از روابط نزدیک‌تری با ایران نسبت به قدرت‌های غربی برخوردار هستند، اگرچه آنها نیز به‌دنبال کسب حداکثری منافع خود هستند.

منبع: دیپلماسی ایرانی

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند