به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: همان‌طور که برخی مترقیان ادعا می‌کنند، مواضع بایدن در درگیری اسرائیل-فلسطین احتمالا در راستای حمایت کامل از اسرائیل و ناامید کردن فلسطینی‌ها نبود. گفتنی است که رویکرد ترامپ چنین بود. مهم اینکه، در هفته‌های نخست ریاست‌جمهوری بایدن، کمک ۲۵۰ میلیون دلاری به فلسطین که در زمان ترامپ قطع شده بود، از سر گرفته شد. وی همچنین وعده داد که کنسولگری مستقل آمریکا برای فلسطینیان را در بیت‌المقدس که ترامپ تعطیل کرده بود، بازگشایی کند. به طور کلی، بایدن حمایتش را از دولت فلسطین اعلام کرد و سیاستی را به اجرا گذاشت که با مواضع ترامپ در درگیری اسرائیل- فلسطین ضدیت داشت. با این حال، بایدن بر این عقیده است که در شرایط فعلی امکان هیچ‌گونه توافقی میان اسرائیل و فلسطین وجود ندارد. در واقع، همان‌طور که وی قبلا در مورد افغانستان سیگنال داده بود، درگیری اسرائیل و فلسطین فاصله‌ زیادی تا شکست ندارد.

این اعتقاد بایدن را از اوباما متمایز می‌کند. سلف دموکرات بایدن در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود اگرچه بر این باور بود که حل‌وفصل درگیری اسرائیل و فلسطین کمتر امکان‌پذیر است، اما اعتقاد داشت که این مساله از آنچه وی قبلا فکر می‌کرد، اهمیت کمتری برای ثبات منطقه دارد. با این حال، وی به جان کری، وزیر امور خارجه امیدوارتر خود اجازه داد که دیپلماسی صلح را آغاز کند. درست همان‌طور که قبلا نیز برای غلبه بر بدبینی و مداخله در لیبی و افزایش حضور آمریکا در افغانستان تحت تاثیر قرار گرفته بود. بایدن، که در آن زمان با این اقدامات مخالف بود و شاهد ناکامی‌های آنها بود، درحال‌حاضر در مواضعش راسخ به‌نظر می‌رسد. او ترجیح می‌دهد که اقدام خاصی در درگیری اسرائیل-فلسطین انجام ندهد و اولین رئیس‌جمهوری در آمریکا باشد که از زمان جرالد فورد به بعد طرحی برای ابتکار صلح در خاورمیانه آغاز نکرده است. به عبارت دیگر، باید گفت که بایدن هیچ علاقه‌ای به دریافت جایزه‌ نوبل به‌خاطر حل‌وفصل درگیری اسرائیل- فلسطین ندارد.

این نگرش بایدن به ما کمک می‌کند تا کندی دولت در پاسخ به تنش‌ها در بیت‌المقدس شرقی را طی ماه جاری توضیح دهیم. این روش همچنین از جمله استراتژی‌هایی است که از وضع موجود پشتیبانی می‌کند. همان‌طور که در درگیری اخیر بین فلسطین- اسرائیل شاهد بودیم، در جریان پرتاب موشک از جانب دو طرف به مواضع طرف مقابل، این استراتژی به اجرا گذاشته شد. دموکرات‌های چپ مانند رشیده طلیب، نماینده کنگره آمریکا از بایدن خواستند که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل را دلگرم کند. اما دولت در اقدامی برعکس این درخواست، به صراحت خواستار آتش‌بس نشد یا به شورای امنیت سازمان ملل اجازه این کار را نداد.

این درحالی است که اوباما این دو کار را در زمان ریاست‌جمهوری‌اش انجام داد. با وجود تعهد دیرینه بایدن به امنیت دولت یهود به عنوان یک صهیونیست نادر دموکرات، موضع‌گیری دولت تحت ریاست وی در مقابل درگیری اخیر، نشان می‌دهد که وی قصد ندارد خود را در این بحران بیش از آنچه لازم است، درگیر کند. از سوی دیگر، به‌رغم موضع‌گیری خانم طلیب و به‌طور کلی حدود یک چهارم دموکرات‌های کنگره در مقابل سیاست‌های آرام بایدن در خاورمیانه، دولت دیپلماسی خود را عملی‌ترین راه برای متوقف کردن اسرائیلی‌ها می‌داند. شاید بایدن به آن دلیل این سیاست را در پیش گرفته است که در دوران اوباما شاهد بود که نکوهش‌ها علیه اسرائیل نتوانست مقامات تل‌آویو را از انجام اقدامات تنش‌زا منصرف کند. در چارچوب استراتژی موردنظر بایدن، بهتر است در ابتدای بحران از اهرم فشار علیه رهبران اسرائیل استفاده نکنیم، تا بتوانیم در آینده آنها را محدود کنیم. به همین ترتیب، دولت انزجار رو به رشدی را که در میان مترقیان نسبت به اسرائیل وجود دارد، یکی دیگر از اهرم‌های احتمالی می‌داند که می‌تواند از آن علیه نتانیاهو بهره ببرد.

طرفداری از فلسطین در میان دموکرات‌ها، امری بدیع و از نظر اسرائیلی‌ها موضوعی شوم است. البته ممکن است در آینده رئیس‌جمهوری در آمریکا روی کار بیاید که به موضوع خاورمیانه حتی بیشتر از آنچه ترامپ می‌پرداخت، توجه داشته باشد. اما واقعیت این است که درحال‌حاضر فشار بر بایدن از طرف حزب وی برای تغییر تاکتیک‌های آرام او کافی نیست. از سوی دیگر، امکان دارد که قطعنامه‌ای در حمایت از اسرائیل در کنگره تصویب شود.

با توجه به جاه‌طلبی بایدن برای بازگرداندن توافق هسته‌ای ایران، دولت وی ممکن است بیشتر نگران چگونگی نتیجه دادن تلاش‌هایش در این زمینه در منطقه باشد. در همین حال، اسرائیل، عربستان سعودی و سایر عوامل بالقوه مذاکرات ایران، درحال سنجش تمایل بایدن برای ایستادن در کنار متحدان سنتی واشنگتن هستند.

جنگ و مدیریت بحران

به‌نظر می‌رسد دولت بایدن برای مدیریت درگیری فلسطین- اسرائیل پس از شروع آرامی که داشت، تلاش‌هایی را به اجرا گذاشته است. هر دو اقدام به‌نظر رضایت‌بخش می‌رسد. گفتنی است در برخی از مطبوعات آمریکایی چنین اعلام شد که درگیری‌ها در غزه طی چند روز به پایان می‌رسد و مانند سال ۲۰۱۴ هفته‌ها به طول نمی‌انجامد. شاید پایان دادن به درگیری بر اثر توصیه خصوصی بایدن به نتانیاهو بوده است یا به توصیه‌ آمریکایی‌ها به فلسطینی‌ها که از طریق مصر انجام می‌شود، مربوط باشد. شاید بتوان موضع بایدن را با توجه به این ایده‌ او که آمریکا با تمرکز بر کشور خودش بهتر از یک‌جانبه‌گرایی می‌تواند موثر باشد، تفسیر کرد.

اما ثبات خاورمیانه شکننده به‌نظر می‌رسد، زیرا این موضوع در گرو شرایط منطقه است و نه اقدام آمریکا. شاید با توجه به این واقعیت نیز بیشتر بتوان رویکرد غیرمتعهدانه‌ بایدن را در خاورمیانه فهمید. در پایان هم باید تصریح کرد که شواهد نشان می‌دهد آمریکا وقتی که محلی‌های یک منطقه موضوعی درجه دوم را به یک موضوع درجه اول برای واشنگتن تبدیل می‌کنند، کنترل کمی بر اوضاع دارد.

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند